به گزارش کارشناسان حوزه روانشناسی کودک، بحرانها چه طبیعی و چه غیرطبیعی، تأثیرات عمیق و گاه بلندمدتی بر سلامت روان کودکان بر جای میگذارند.
مجتبی شبان، مشاور حوزه کودک با تأکید بر این موضوع اظهار داشت که ویژگیهای رشدی خاص کودکان، وابستگی هیجانی بالا و ناتوانی نسبی در درک و پردازش تجربیات استرسزا، آنها را در برابر بحرانهایی نظیر جنگ، بهشدت آسیبپذیر میکند.
بر پایه پژوهشهای روانشناسی، کودکان درگیر بحرانها در معرض ابتلا به مجموعهای از اختلالات روانی، عاطفی، رفتاری و حتی جسمانی قرار دارند که مهمترین این پیامدها شامل موارد زیر است:
۱. اختلالات روانی رایج:
• اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، اضطرابهای مزمن، افسردگی و رفتارهای پرخاشگرانه یا کنارهگیرانه از جمله اختلالات شایع در میان این کودکان هستند.
• برخی کودکان با کابوسهای مکرر، یادآوریهای ناخواسته از تجربههای تروماتیک، ترسهای مزمن و بیانگیزگی درگیر میشوند.
۲. اختلالات عاطفی و اجتماعی:
• کاهش اعتماد به دیگران، ناتوانی در بیان هیجانات و دشواری در ایجاد دلبستگیهای سالم، از پیامدهای جنگ و بحران بر رشد اجتماعی-عاطفی کودکان به شمار میرود.
۳. اختلال در عملکرد تحصیلی و شناختی:
• کاهش تمرکز، افت تحصیلی، اختلال در خواب، ترک مدرسه و بیانگیزگی برای یادگیری، از اثرات مخرب بحران بر روند شناختی و تحصیلی کودکان است.
۴. بروز علائم جسمانی:
• بازتاب مشکلات روانی در قالب علائم جسمی مانند سردرد، دلدرد، تهوع، بیخوابی، شبادراری یا تغییر در الگوهای تغذیه نیز در بسیاری از کودکان مشاهده شده است.
کودکان؛ قربانیان خاموش بحرانها
شبان در ادامه خاطرنشان کرد: کودکان قربانیان خاموش بحرانهایی مانند جنگ هستند و در صورت عدم مداخلهی تخصصی، آسیبهای روانی آنها میتواند تا بزرگسالی ادامه یابد.
به گفته این مشاور و متخصص حوزه کودک در بهارنکو، استفاده از مداخلات تخصصی نظیر درمانهای شناختی-رفتاری، بازیدرمانی، هنردرمانی و حمایت والدین، نقش حیاتی در کاهش اثرات بحران دارد.
علائم روانی و رفتاری ناشی از جنگ در کودکان
به گفته این متخصص کودک، کودکانی که در معرض جنگ قرار گرفتهاند، علائم روانی مانند اضطراب شدید، افسردگی، ترس مزمن از جدایی، تحریکپذیری و رفتارهای پرخاشگرانه نشان میدهند؛ همچنین، نشانههایی همچون انزوا، اختلال در خواب، پسرفتهای رشدی (مانند شبادراری یا مکیدن انگشت)، افت تحصیلی و مشکلات جسمانی بیعلت، بهصورت گسترده در این کودکان دیده میشود.
تفاوت تأثیرات روانی جنگ بر کودکان و بزرگسالان
شبان توضیح داد که کودکان به دلیل مراحل حساس رشد، فاقد مهارتهای شناختی و هیجانی برای پردازش تجربیات تروماتیک هستند؛ برخلاف بزرگسالان که با بهرهگیری از مهارتهای مقابلهای و منابع حمایتی میتوانند وضعیت خود را مدیریت کنند، کودکان به سادگی دچار سردرگمی، اضطراب و آسیبهای پایدار میشوند.
به گفته وی، جنگ میتواند شکلگیری دلبستگی ایمن در کودکان را مختل کند و تأثیرات بلندمدتی بر روابط اجتماعی و عاطفی آنها برجای گذارد؛ در حالیکه علائم روانی در بزرگسالان اغلب بهصورت گفتاری و احساسی بروز میکند، کودکان این آسیبها را بیشتر در قالب رفتارهای پرخاشگرانه، بازیگونه یا علائم جسمی نشان میدهند.
ضرورت مداخلات روانشناختی تخصصی
مدرس بهارنکو اضافه کرد: با توجه به حساسیت رشد روانی کودکان، متخصصان بر لزوم اجرای برنامههای رواندرمانی تخصصی تأکید دارند. درمانهای مبتنی بر بازی، حمایت خانواده، مداخلات شناختی-رفتاری و مداخلات مدرسهمحور از جمله راهکارهایی هستند که میتوانند پیامدهای روانی ناشی از بحران را کاهش دهند


