درسی از حضرت زینب (س) برای پرستاران خانگی

مراقبت طولانی‌مدت از یک عضو بیمار در خانه یک روند فرسایشی و به شدت خسته کننده است. بیدار شدن‌های مکرر در میانه شب یا پاسخ دادن به یک سوال تکراری به مادری که حافظه‌اش را از دست داده تمام انرژی فیزیکی و روانی فرد را می‌گیرد. در این موقعیت‌ها رفت‌وآمدهای خانوادگی به حداقل می‌رسد، تفریحات شخصی حذف می‌شود و پرستاری خانگی از یک عمل همدلانه به یک چرخه تکراری از خستگی، کم‌خوابی و ناراحتی تبدیل می‌شود. وقتی روزها و شب‌ها بدون هیچ چشم‌انداز روشنی برای بهبود میگذرند تحمل این بار سنگین نیازمند چیزی فراتر از وظیفه‌شناسی فامیلی و تعارفات معمول است.

روان‌شناسان معتقدند انسان می‌تواند سخت‌ترین دردهای فیزیکی را تاب بیاورد به شرط آنکه برای آن رنج معنایی پیدا کند. رنج بدون معنا به سرعت به کینه، پرخاشگری و افسردگی ختم می‌شود. فرزندی که صرفاً از ترس قضاوت اقوام یا احساس گناه از پدر ازکارافتاده‌اش مراقبت می‌کند خیلی زود دچار فرسودگی روانی می‌شود. او در خلوت ذهن خود جوانی و زمانش را قربانی می‌بیند و خود را بازنده‌ای می‌پندارد که از جریان عادی زندگی جا مانده است. در مقابل اگر همین عمل در یک چارچوب فکری متفاوت تعریف شود کیفیت تحمل درد تغییر می‌کند. اینجاست که بازخوانی رفتار حضرت زینب (س) در مواجهه با سنگین‌ترین بحران‌های عاطفی، یک الگوی کاربردی برای تغییر زاویه دید ارائه می‌دهد.

جمله معروف «ما رأیت الا جمیلا» (چیزی جز زیبایی ندیدم)، انکار واقعیت خون، زخم، تشنگی و از دست دادن عزیزان نبود. این عبارت دقیق‌ترین شکل مواجهه با یک رنج تحمیل‌شده است. این نگاه به ما نشان می‌دهد که زیبایی در بیماری، درد یا زوال عقل یک سالمند نیست بلکه زیبایی در کیفیت فداکاری بی‌دریغ و انتخاب‌های اخلاقی انسان در میانه آن بحران نهفته است. مادری که سال‌ها از کودک دارای معلولیت خود مراقبت می‌کند در ظاهرِ بیماری زیبایی نمی‌بیند اما وقتی این مراقبت را به عنوان یک عمل اخلاقی و معامله‌ای مستقیم با خداوند تعریف می‌کند رنج او از عملی اجباری به یک انتخاب معنادار ارتقا می‌یابد و احساس قربانی بودن از بین می‌رود.

یافتن معنا در دل فرسودگی‌های پرستاری خانگی، حجم کارهای فیزیکی را به هیچ وجه کاهش نمی‌دهد. شب‌بیداری‌ها سر جای خود باقی می‌مانند. داروها باید سر ساعت مصرف شوند. همچنین مسیر پیش‌رونده یک بیماری مزمن متوقف نمی‌شود. اما آنچه به طور بنیادین تغییر می‌کند، حذف اصطکاک روانی است. انسان وقتی عمل خود را بخشی از یک مسیر رشد معنوی می‌بیند انرژی روانی کمتری برای مقاومت درونی صرف می‌کند. او دیگر مدام از خود نمی‌پرسد «چرا من؟» و شرایط را به عنوان یک بی‌عدالتی تحلیل نمی‌کند. پذیرش آگاهانه شرایط جایگزین جنگیدنِ بی‌حاصل با واقعیتی می‌شود که امکان تغییر آن وجود ندارد.

در محیط خانواده این تغییر نگاه از فروپاشی کانون ارتباطات جلوگیری می‌کند. مراقبی که توانسته است برای خستگی‌های خود معنایی پیدا کند کمتر شریک زندگی یا دیگر فرزندانش را مقصر می‌داند و محیط خانه را با پرخاشگری‌های ناشی از خستگی ناامن نمی‌کند. سایر فرزندان نیز با مشاهده این الگوی رفتاری یک درس عملی را می‌آموزند. انسان بربیت شده در مکتب اخلاقی اسلام، پرستاری را نه یک وظیفه تحمیل‌شده بلکه فرصتی برای صیقل دادن روح می‌داند. پیوند زدن کار سخت مراقبت در خانه با نگاه سرشار از معنویت مکتب اخلاقی اسلام همان حکمتی است که انسان را در برابر این فشار سرپا نگه می‌دارد و مانع از شکستن او از درون می‌شود.

ارسال در:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید