مهریههای سنگین؛ ابزار قدرت یا عامل طلاق؟
مهریه در فرهنگ ایرانی و آموزههای اسلامی یکی از ارکان مهم عقد ازدواج محسوب میشود. با این حال در دهههای […]
مهریه در فرهنگ ایرانی و آموزههای اسلامی یکی از ارکان مهم عقد ازدواج محسوب میشود. با این حال در دهههای […]
رئیس اداره زنان و خانواده سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی کشور، مسئول بخش اروپا و آمریکا سازمان فرهنگ در امور
و حالا مدتی است که موسسه فرهنگی مهدی موعود با رویکرد کاهش آسیبهای اجتماعی در محله مهدیآباد شیراز با طرحی به نام “از خاک تا افلاک” در صدد رفع معضلاتی است که هر یک به تنهایی خانوادهای را به فلاکت میکشاند.
با چشمان غمآلود چون ابر بهار اشک میریخت. نگاهی به کودکش کرد و آهی کشید و گفت: “تمام آرزویم در کودکیِ پر از ترس فقر و یتیمیام این بود که بزرگ میشوم ازدواج میکنم و با تکیه به یک مرد خاطرات تلخ کودکی و نوجوانیام را فراموش میکنم؛ اما حیف که آرزوهایم برباد رفت”.
یک کارشناس حوزه خانواده با صراحت اعلام میکند که چه افزایش طلاق، چه افزایش سن ازدواج، آنقدر نرخ آسیبش پررنگ است که در معرض تبدیل شدن به بحران است.
ظاهرا پیچ سازوکارهای رسمی و قانونی شل شده و جسارتهای معنادار در جامعه باعث روزافزون شدن تعداد کسانی میشود که دست به تابوشکنی خواهند زد.
موضوعی که در این شماره “یک فنجان آگاهی” به آن میپردازیم پدیدهای است که اگرچه از بدو خلقت تاکنون وجود داشته؛ اما در سالهای اخیر با تغییرات جهانی و ارتباطات گسترده بین کشورها، نوع، میزان و حتی سن گرایش به این آسیب اجتماعی نیز تغییر پیدا کرده است.
پدرم که من را به این روز انداخته و معتاد کرده، اکنون مرا نمیپذیرد. کارم از حصارهای دود زده خانه پدری به نشئگی کف خیابان و مواد فروشی رسیده است.
در طول دهههای اخیر به واسطه افزایش محرکهای جنسی، بحث بلوغ زودرس جنسی بسیار داغ شده است اما گویا چیزی که کمتر نگرانش هستیم بلوغ دیررس عقلی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است. گویا ما برهه نوجوانی را جدی نمیگیریم و همه چیز را پس از گذشت این دوره، آغاز میکنیم.
به نظر میرسد قانون عفاف و حجاب، عرصه تنش میان اهالی مصلحت و اهالی مذهب قرار گرفته است. آنان که حجاب را از جنبه شرعی آن مورد توجه قرار دادهاند، به تاخیر افتادن ابلاغ قانون را برنمیتابند. در مقابل عدهای معتقدند شرایط سیاسی و اجتماعی ایران باید در محتوای قانون و همچنین زمانبندی قانون، بیشتر لحاظ شود.
این روزها، هر رسانه کوچک و بزرگی به دنبال گرفتن لایک و بازخورد است. این وسط نهتنها حرام و حلال مهم نیست، بلکه اخلاق حرفهای هم نمیتواند جلوی این رسانهها را بگیرد تا از آب کره نگیرند. در در وضعیت روانیای که خانوادهها در تنگناهای معیشتی و روانی هستند، راحتترین کار برای گرفتن بازخورد و لایک، دستگذاشتن روی نقاط دردناک جامعه از جمله مسائل خانوادگی است. دروغگفتن در این موضوعات، بیشترین بازدهی را برای رسانههای غیرحرفهای و ضداسلامی دارد. فرقی هم نمیکند درباره سقطجنین آمارسازی شود یا کودکهمسری. مهم این است که احساسات مخاطب جریحهدار شود.
زندگی کارمندی، در تضاد با روابط سالم خانوادگی میان زن و شوهر و فرزندان است. با این حال ترس از فروپاشی معیشتی و تضمین درآمد ماهیانه، اجازه نمیدهد به این تضاد فکر کنیم.
همزمان با حذف محتواهای علوم عقلی و علوم تجربی از کتابهای درسی مدارس، سطح یادگیری دانشآموزان ایرانی به شدت افت پیدا کرده است. در طول یک دهه اخیر، همیشه گفته میشد که دانشآموزان به علوم احتیاجی ندارند و باید به جای آنها، مهارتهای زندگی را یاد بگیرند. با این حال خطرات این تغییر رویکرد را کمتر کسی جدی میگیرد. خطری که رهبر انقلاب نسبت به آن هشدار صریح و جدیای دادهاند.
جنگهای جهانی دوم و تغییرات اجتماعی دهههای بعد، نقش زنان را بیشتر تغییر داد. زنان وارد کارخانجات شدند، حق رأی یافتند و استقلال مالی کسب کردند. در دهه 1960، کشف قرصهای ضدبارداری و تبلیغ آزادی جنسی منجر به کاهش ازدواج، افزایش طلاق و بارداریهای خارج از ازدواج شد. قوانین سقط جنین نیز به این روند کمک کرد. این تحولات طی سه نسل گذشته به شکلهای مختلف بروز کرد و مشکلات اجتماعی خانوادهها را تشدید نمود.
تا زمانی که حکمرانی در قلمروی آموزش و پرورش، احیا نشود، وضعیت تربیتی و فرهنگی مهدکودکها، وخیمتر خواهد شد.