امروزه اساسیترین دغدغه هر خانواده مؤمن و هر جامعهای که به آینده خود میاندیشد، مسئله “تربیت” و چگونگی پرورش شخصیتی سالم، مسئولیتپذیر و متعهد در نسل آینده است. شخصیت فرزندان، خمیری نیست که به صورت تصادفی شکل بگیرد، بلکه بنایی است که خشت به خشت آن نیازمند مهندسی دقیق، محبت آگاهانه و الگوسازی عملی است. مکتب حیاتبخش اسلام و فرهنگ غنی ایرانی، نقشه راهی جامع و انسانساز را در این زمینه پیش روی ما قرار میدهد که بر پایه کرامت ذاتی انسان و مسئولیتپذیری استوار است.
از منظر اسلام، فرزند یک “امانت الهی” در دستان والدین است و اولین و مهمترین شرط برای پرورش این امانت، ایجاد محیطی سرشار از “امنیت عاطفی” و “محبت” در کانون خانواده است. کودکی که در خانه احساس آرامش و پذیرش بیقید و شرط میکند، از سلامت روانی لازم برای رشد شخصیتی برخوردار میشود. این محبت، تنها به ابراز کلامی محدود نمیشود؛ بلکه در رفتار والدین با یکدیگر، در تکریم متقابل و در فضای معنوی حاکم بر خانه تجلی مییابد. والدین باید به یاد داشته باشند که مؤثرترین روش تربیت، “تربیت عملی” است؛ فرزندان ما آنگونه که ما هستیم رشد میکنند، نه آنگونه که ما میگوییم. صداقت، امانتداری و احترام والدین در زندگی روزمره، بهترین کلاس درس اخلاق برای فرزندان است.
نکته ی دیگر آنکه پیامبر گرامی اسلام (ص) با نگاهی ژرف به مراحل رشد انسان، یک دستورالعمل بینظیر را در قالب حدیث مشهور “فرزند در هفت سال اول سرور، در هفت سال دوم فرمانبردار و در هفت سال سوم وزیر است” ارائه میدهند.
هفت سال اول: این دوران، عصر بازی، محبت بیدریغ و آزادی مسئولانه است. باید به کودک اجازه داد تا دنیای اطراف خود را کشف کند و انرژی خود را تخلیه نماید. هرگونه سختگیری بیجا در این دوره، خلاقیت را سرکوب و بذر اضطراب را در وجود او میکارد.
هفت سال دوم: در این مرحله، کودک آماده یادگیری مفاهیم، قوانین و آداب اجتماعی و دینی است. آموزش مفاهیمی چون نظم، مسئولیتپذیری (با سپردن کارهای کوچک)، احترام به بزرگتر و انجام فرایض دینی مانند نماز، باید با مهربانی و استمرار در این دوره آغاز شود.
هفت سال سوم : با ورود به دوره نوجوانی، شخصیت فرزند در حال تثبیت است. برخورد دستوری و تحکمی، نتیجهای جز طغیان و فاصله گرفتن نخواهد داشت. در این مرحله، باید به نوجوان به چشم یک “مشاور” و “همراه” نگریست، با او در امور خانواده مشورت کرد، به نظراتش احترام گذاشت و با منطق و استدلال او را راهنمایی نمود. این رفتار، عزت نفس و قدرت تحلیل را در او تقویت میکند.
تکته ی دیگری که باید به آن توجه کرد این است که شخصیت سالم، در گرو داشتن “عزت نفس” است. مقایسه فرزندان با یکدیگر، سرزنش در مقابل دیگران و نادیده گرفتن تواناییهایشان، بزرگترین آفات برای عزت نفس آنان است. در مقابل، تشویق به موقع، تأیید توانمندیها و بخشیدن خطاهای کوچک، حس ارزشمندی را در آنها تقویت میکند. در کنار این، باید فرزندان را با مفهوم “مسئولیت اجتماعی” آشنا کرد. مشارکت در کارهای خیر، کمک به همسایگان، صله رحم و احترام به محیط زیست، شخصیت فرزند را از یک فرد خودمحور به یک شهروند مسلمان و مسئولیتپذیر در قبال جامعه تبدیل میکند.
در نهایت، پرورش شخصیت یک فرآیند مستمر، پیچیده و نیازمند صبر است. این جهاد مقدس، بزرگترین سرمایهگذاری برای آینده فرد، خانواده و نظام اسلامی است؛ چرا که جامعهای سالم، تنها بر شانههای نسلی با شخصیتهای سالم، باایمان و خودباور بنا خواهد شد.


