شعر و سرود از دیرباز، نه فقط به عنوان قالبهای ادبی یا هنری، بلکه بهمثابه ابزارهای عمیق تربیتی و هویتساز در فرهنگها حضور داشتهاند. در تربیت دینی و انسانی کودک و نوجوان، نقش شعر و سرود کمتر از آموزشهای رسمی نیست؛ زیرا این دو، زبان روح و عاطفهاند و نخستین دروازههای ارتباط انسان با جهان معنوی و ارزشها را میگشایند.
کودک، پیش از آنکه مفاهیم انتزاعی را درک کند، با آهنگ، وزن، تکرار و تصویرهای شعر و سرود ارتباط برقرار میکند. روانشناسان رشد زبان معتقدند شعر، به دلیل ریتمیک بودن و برخورداری از تصویرهای ساده، به کودک کمک میکند تا زبان، تخیل و عاطفهاش به طور همزمان پرورش یابد. این همان ویژگیای است که آموزشهای خشک و نصیحتمحور فاقد آن هستند. کودک در شعر، مفاهیم را لمس میکند و در سرود، آنها را زندگی میکند.
نوجوان نیز، در عصر بحران هویت و احساس بیمعنایی، از شعر و سرود به عنوان زبان بیان عواطف و دغدغههایش بهره میگیرد. سرودهای هویتی و ارزشی، نوجوان را با جامعه، فرهنگ و آرمانهایش پیوند میدهد. سرودهایی که از وطن، ایمان، عدالت، مقاومت و امید میگویند، برای نوجوان یک پناهگاه عاطفی و هویتی میسازند. او در این سرودها، خویشتنِ خویش را بازمییابد؛ زیرا نوجوان همواره نیازمند زبانی است که جهان درونش را ترجمه کند و شعر و سرود این زبان را به او هدیه میدهند.
از منظر تربیت اخلاقی، شعر و سرود با تکرار مفاهیم ارزشی و اخلاقی، ملکههای رفتاری و شخصیتی را در کودک و نوجوان تثبیت میکنند. شعرهایی که از صداقت، دوستی، شجاعت و مهربانی سخن میگویند، بیش از هر نصیحت مستقیمی اثرگذارند. تکرار سرودهای ارزشمحور در مدرسه و خانه، شخصیت کودک را در لایههای عمیق ناخودآگاهش شکل میدهد.
از منظر جامعهشناسی تربیت نیز، سرودها عامل مهم ایجاد انسجام اجتماعی و هویتی نسلها هستند. وقتی کودکان و نوجوانان یک سرود مشترک را در جمع اجرا میکنند، حس تعلق به یک گروه، فرهنگ و ارزش مشترک در آنان تقویت میشود. این همان حلقه گمشدهای است که نظامهای تربیتی منفرد و فردگرای امروز از آن رنج میبرند.
نکته مهم دیگر، کارکرد زیباییشناسانه شعر و سرود در تربیت است. زیباییشناسی، حس تعادل و اعتدال را در روان کودک و نوجوان تقویت میکند و او را از خشونت، پریشانی و بحرانهای درونی دور میسازد. شعر، روح را لطیف میکند و سرود، عاطفه را با حماسه و امید درمیآمیزد. ترکیبی که برای پرورش انسان متعادل، آگاه، و مقاوم، ضروری است.
به همین دلیل، شعر و سرود را باید زبان پرورش روح، اندیشه و هویت دانست؛ زبانی که کودک را از مسیر احساس به شناخت میرساند و نوجوان را از بحران هویت، به هویتی ریشهدار و عزتمند هدایت میکند. اگر بگوییم تربیت بدون شعر و سرود، تربیتی ناقص است، اغراق نکردهایم؛ چرا که انسان، پیش از هر چیز، موجودی شاعرانه است و شعر، زبان اصیل انسان برای فهم جهان و خویشتن خویش است.


