تابآوری در زمان جنگ، توانایی یک جامعه یا فرد برای جذب شوکهای ناشی از درگیری و سازگاری با شرایط جدید و دشوار است که میتواند یک ملت را در کوره جنگ، تابآورتر کند.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خانه بهاری، تابآوری در زمان جنگ، توانایی یک جامعه، نهاد یا فرد برای جذب شوکهای ناشی از درگیری، بازیابی سریع عملکرد حیاتی و سازگاری با شرایط جدید و دشوار است. در حقیقت این مفهوم فراتر از بقا بوده و بر حفظ کارکردها و ارزشهای اصلی در مواجهه با تهدیدات وجودی تمرکز دارد.
جنگها نه تنها زیرساختها و جان انسانها را هدف میگیرند، بلکه هویت و انسجام اجتماعی را نیز به چالش میکشند.
در این میان، مفهوم تابآوری به عنوان شاخصی حیاتی از قدرت ملی ظهور کرده است که نه فقط توانایی مقاومت در برابر حملات، بلکه ظرفیت یک سیستم برای ادامه دادن به حیات و شکلدهی مؤثر به آینده پس از پایان درگیری و جنگ را شکل میدهد.
تابآوری، گِل ناپخته وجودی انسان در کوره قرار میدهد و دل نگرانیها را از بین برده و روحیه فرد را همچون آجر محکم و مقاوم میکند.
تابآوری با تمرکز بر دستاوردها و موفقیتها مانع از فروپاشی سیستم وجودی انسان میشود. در سطح اجتماعی، سرمایه اجتماعی و اعتماد متقابل میان شهروندان و حفظ وحدت و همدلی به همراه روایتهای ملی منسجم و دوری از شایعات و روایات نادرست نقش کلیدی در حفظ سلامت روان جمعی ایفا میکند.
تابآوری، مجموعهای پویا از آمادگیها و ظرفیتهای انطباقی است که باید به طور مداوم تقویت شود و برای رسیدن به این دستاورد بزرگ نیاز به تمرین و تمرکز است تا بتوان بنیان خانواده را از تزلزل نجات داد.
سلاح پنهان خانوادههای ایرانی در شرایط جنگی، تابآوری در سایه تهدید است
الهه چغاز، روانشناس خانواده در گفتگو با خبرنگار خانواده بهاری با توجه به شرایط موجود در کشور و جنگ بین ایران و آمریکای جنایتکار و رژیم کودککش صهیونیستی، تابآوری در خانواده را موضوع بسیار مهمی دانست و گفت: تابآوری در شرایط بحران دیگر یک ویژگی ذاتی نیست، بلکه یک مهارت قابل آموزش جمعی است که باید در کانون خانواده تقویت شود.
وی در تشریح این گفتمان، اولین گام برای ایجاد تابآوری در زمان جنگ را تغییر نگاه از قربانی بودن به بازیگر فعال در عرصه بقا دانست و گفت: این تغییر روایت از طریق سه محور اصلی در خانواده یعنی تقویت لنگرگاههای معنایی، مهندسی ارتباطات ضد شایعه و ابداع آیینهای مقاومت کوچک با تکیه بر موضوعات مذهبی است.
این کارشناس روانشناسی در ادامه سخنان خود به تشریح این سه محور مذکور پرداخت و افزود: در بحبوحه بیثباتی، خانواده باید ارزشها و اهداف بلندمدت خود را که فراتر از تهدید فعلی است، در نظر بگیرد و آن را به طور مداوم یادآوری کند. این لنگرگاهها میتوانند باورهای عمیق فرهنگی، اهداف تحصیلی فرزندان و یا تعهدات اخلاقی باشند. این امر به اعضا کمک میکند تا سختیها را به عنوان مانعی موقت ببینند نه پایان راه.
جنگها با نفوذ اطلاعات غلط آغاز میشوند
وی در خصوص مهندسی ارتباطات ضد شایعه نیز گفت: جنگها با تیراندازی شروع نمیشوند، بلکه با نفوذ اطلاعات غلط آغاز میشوند. برای بالا بردن تابآوری، خانواده باید یک مرکز فرماندهی اطلاعاتی کوچک بسازد که در آن، تنها اطلاعات تأیید شده و ضروری به اشتراک گذاشته شود و فضایی برای ابراز ترس و نگرانیهای بیپایهواساس که ناشی از شایعات است به وجود نیاید.
چغاز در مورد ابداع آیینهای مقاومت کوچک با تکیه بر مسائل مذهبی نیز گفت: این آیینها، رفتارهای روزمرهای هستند که به صورت آگاهانه برای حفظ حس عادی بودن انجام میشوند، حتی اگر شرایط غیرعادی باشد. مثلاً، حفظ زمان مشخصی برای صرف شام بدون تلویزیون، خواندن یک شعر مشترک پیش از خواب، انجام عبادات و خواندن دعا برای حفظ آرامش خانواده یا اختصاص دادن یک ساعت در هفته به بازیهای فکری. این نظمهای کوچک در برابر بینظمی بزرگ بیرونی، حس کنترل و پیشبینیپذیری را به اعضای خانواده بازمیگرداند و از فرسایش عاطفی جلوگیری میکند.
چغاز تأکید کرد که خانوادههای مقاوم در جنگ، خانوادههایی نیستند که هرگز نمیترسند، بلکه خانوادههایی هستند که ترس را در چارچوب یک روایت قویتر از امید و هدف مشترک جای میدهند.


