در تاریخ پرفراز و نشیب ملت ها هیچ دفاع و نبردی بدون حضور قدرتمند زنان در پشت جبهه ها به پیروزی نرسیده است. امروز که جامعه ما با فقدان دردناک رهبر عزیز و مقاومش روبرو شده است اراده عمومی بر عدم پذیرش آتش بس و ادامه مسیر مقاومت قرار دارد. در این میان نقش مادران و همسران به عنوان قلب های تپنده خط مقدم بیش از هر زمان دیگری برجسته می شود. زنان در این کارزار تنها تماشاگرانی نگران نیستند بلکه راهبرانی استراتژیک در محیط خانه محسوب می شوند که شالوده روانی و عاطفی یک ملت را در برابر طوفان حوادث حفظ می کنند.
اولین و مهم ترین رسالت زنان در روزهای پرالتهاب نبرد مدیریت اضطراب و حفظ امنیت روانی خانواده است. اخبار جنگ و سایه تهدیدات به طور طبیعی ترس و نگرانی را به همراه دارد اما مادر به عنوان تکیهگاه عاطفی خانه می تواند این امواج مخرب را مهار کند. اگر زنی در محیط خانه تسلیم ناامیدی و وحشت شود ساختار روانی تمام اعضای خانواده فرو می ریزد. اما مادری که با صلابت و ایمان در برابر اخبار تلخ می ایستد به همسر و فرزندان خود پیام امنیت و قدرت مخابره می کند میتواند در این مسیر بزرگترین حامی انقلاب باشد. این تاب آوری زنانه بزرگترین سد دفاعی در برابر عملیات روانی دشمن برای ایجاد ناامیدی در جامعه است.
همچنین پشتیبانی عاطفی از مردان برای حضور در میدان های سخت یکی دیگر از ابعاد این رسالت تاریخی است. وقتی جامعه ای تصمیم می گیرد تن به صلح تحمیلی ندهد مردان نیازمند حمایت بی دریغ همسران خود هستند. زنی که با درک شرایط حساس کشور همسر خود را برای ایستادگی تشویق می کند و بار مسئولیت های سنگین خانه را بر دوش می کشد در واقع در حال مبارزه در خط مقدم است. بدرقه شجاعانه و پرهیز از گلایه های روزمره به مردان این اطمینان را می دهد که سنگر خانواده در غیاب آن ها یا در زمان تمرکز آن ها بر حل بحران های ملی کاملا امن و استوار است.
نکته ی دیگر آنکه تربیت نسل حماسه ساز و انتقال مفاهیم عزت بخش ماموریت دیگر مادران در این روزهای سرنوشت ساز است. کودکان ما باید بدانند چرا خانواده ایرانی تن به یک آتش بس ناعادلانه نمی دهد. این مادر است که با ادبیاتی لطیف اما حماسی مفهوم غیرت و ایستادگی در برابر زورگویان را در ذهن فرزندان وارد می کند. روایت کردن شجاعت شهدای اخیر و تصویرسازی از یک آینده روشن که در گرو مقاومت امروز است باعث می شود نسل آینده به جای منفعل بودن به انسان هایی آرمان گرا تبدیل شوند که هویت خود را در دفاع از ارزش های والای انسانی جستجو می کنند.
همچنین مدیریت اقتصادی خانواده و ترویج فرهنگ قناعت در دوران نبرد یکی از حیاتی ترین نقش های زنان است. ادامه مقاومت به طور قطع با فشارهای اقتصادی و تحریم های مضاعف همراه خواهد بود. در این شرایط زن به عنوان مدیر داخلی خانه با مدیریت صحیح منابع و چشم پوشی از نیازهای غیرضروری به صورت مستقیم به اقتصاد مقاومتی کشور کمک می کند. این همبستگی اقتصادی در درون خانه ها فشار را از روی دوش جامعه برمی دارد و به دشمن ثابت می کند که ملت با ابزار تحریم از مسیر حق طلبی خود عقب نشینی نخواهد کرد.
پیروزی نهایی در هر نبردی تنها به سلاح ها و تصمیمات کلان نظامی بستگی ندارد بلکه ریشه در اراده ای دارد که در تار و پود تک تک خانه ها جریان دارد. قلب های تپنده این خط مقدم زنانی هستند که با فداکاری خود مقاومت یک ملت را زنده میکنند و ثابت می کنند که هیچ قدرتی توان شکست دادن جامعه ای با چنین پشتوانه عظیمی را ندارد.


