چگونه به کودکان کلاس اولی در شرایط مجازی و استرس کمک کنیم تا به مشقنویسی علاقهمند شوند
در قسمت قبلی این گزارش در خصوص تاثیر میزان تکالیف و علل بی انگیزگی در مشق نوشتن دانش آموزان دوره ابتدایی به بیان موارد لازم پرداختیم.
در ادامه گزارش قبل مجددا با دکتر ژیلا حیدری نقدعلی، عضو هیات علمی دانشگاه فرهنگیان و معاون آموزش ابتدایی اداره کل آموزش و پرورش استان فارس به عنوان کارشناس این حوزه به گفتگو نشسته ایم که در آن به موضوع چگونه به کودکان کلاس اولی در شرایط مجازی و استرس کمک کنیم تا به مشقنویسی علاقهمند شوند و تبدیل مشق به فعالیت لذت بخش و بازی محور به بیان موارد جالبی پرداخته شده است:
حیدری ضمن دسته بندی کردن تکالیف اضافه می کند: تکالیف تمرینی برای تثبیت آموختهها طراحی میشوند، اما باید کوتاه، هدفمند و متناسب با توان دانشآموز باشندکه نمونه آن این است که بهجای نوشتن ۲۰ بار یک کلمه، نوشتن ۵ جمله کوتاه با همان کلمه در موقعیتهای متفاوت اجرا می شود، تکالیف آمادگی بهمنظور آمادهسازی ذهنی برای یادگیری جدید در نظر گرفته می شوند؛ بدین ترتیب که قبل از درس «آب»، از دانشآموز خواسته شود یک لیوان آب را در خانه مشاهده کند و دو ویژگی آن را بنویسد یا نقاشی کند.
وی به تکالیف بسط و گسترش نیز اشاره کرده و می گوید: این تکالیف برای تعمیق و کاربرد آموختهها در موقعیتهای جدید هستند، بدین شکل که پس از یادگیری یک متن، دانشآموز یک پاراگراف درباره تجربه مشابه خود بنویسد یا آن را به زندگی روزمره پیوند دهد.
به گفته معاون آموزشی ابتدایی آموزش و پروش فارس، رویکرد تکالیف خلاق هم برای پرورش تفکر، تخیل و بیان شخصی است، بدین صورت که طراحی پایان متفاوت برای یک داستان، نوشتن نامه به یک شخصیت خیالی یا ساخت یک داستان کوتاه همراه با نقاشی در نظر گرفته می شود.
به گفته حیدری، استفاده متوازن از این چهار نوع تکلیف، میتواند مشق را از یک فعالیت یکنواخت و فرساینده، به مجموعهای متنوع از تجربههای یادگیری تبدیل کند و بهطور مستقیم بر انگیزه دانشآموزان اثر بگذارد.
یک چارچوب ساده برای معلمان و والدین
وی تاکید می کند: برای تصمیمگیری سریع، میتوان از این سه پرسش کلیدی استفاده کرد که آیا کودک «میخواهد» اما نمیتواند؟ (مشکل یادگیری)، آیا «میتواند» اما نمیخواهد؟ (مشکل انگیزشی/عاطفی) و آیا اساساً «توان جسمی/تمرکز» لازم را ندارد؟ (مشکل جسمی/زیستی) که پاسخ به این سه سؤال، مسیر مداخله را روشن میکند.
صدای دانشآموز را بشنویم
حیدری یکی از خلأهای جدی در این حوزه، را نشنیدن صدای خود کودکان می داند و می گوید: تجربههای میدانی نشان میدهد بسیاری از دانشآموزان میگویند که «اگر مشقها کوتاهتر و جالبتر باشد، دوست داریم انجام دهیم؛ این جمله ساده، نشان میدهد که بخشی از راهحل، در بازطراحی تجربه یادگیری از نگاه خود کودک نهفته است.
وی بر نقش خانواده تاکید کرده و اظهار می کند: خانواده ها باید بهجای کنترل با بچه ها همراهی کنند؛ خانوادهها نیز باید بدانند که نقش آنها «ناظر سختگیر» نیست، بلکه «همراه یادگیری» است؛ برای مثال، بهجای تکرار جملاتی مانند «چرا ننوشتی؟»، میتوان پرسید که «کدام قسمت برایت سخت بود؟ با هم شروع کنیم؟»؛ همین تغییر لحن، میتواند مقاومت کودک را به همکاری تبدیل کند.
به گفته وی در سطح نظام آموزشی، ضروری است که «راهنمای طراحی تکلیف» برای معلمان تدوین شود؛ راهنمایی که بر سه اصل کاهش حجم، افزایش معنا و توجه به تفاوتهای فردی
تأکید کند؛ بدون چنین بازنگری، هرگونه تأکید بر انجام تکالیف، ممکن است به نتایج معکوس منجر شود.
حیدری می افزاید: بر این اساس، میتوان گفت که مسئله مشقنویسی، بیش از آنکه یک چالش انضباطی باشد، یک مسئله عمیق در حوزه انگیزش و کیفیت یادگیری است؛ راهحل آن نیز نه در افزایش فشار و کنترل، بلکه در درک دقیقتر وضعیت دانشآموز و بازطراحی هوشمندانه فرایند یادگیری نهفته است.
وی تصریح می کند: در یک جمعبندی، اگر مشق را از «ابزاری برای کنترل» به «فرصتی برای رشد» تبدیل کنیم، نهتنها مسئله بیانگیزگی کاهش مییابد، بلکه مسیر یادگیری نیز برای دانشآموزان لذتبخشتر و پایدارتر خواهد شد.
چگونه به کودکان کلاس اولی در شرایط مجازی و استرس کمک کنیم تا به مشقنویسی علاقهمند شوند
حیدری در مورد شیوه علاقمند کردن کلاس اولی ها به مشق نوشتن هم می گوید: با گسترش آموزشهای مجازی و همزمانی آن با شرایط پرتنش اجتماعی، ازجمله اضطرابهای ناشی از بحرانها، یکی از نگرانیهای جدی خانوادهها، بیمیلی کودکان کلاس اولی به انجام تکالیف درسی است؛ در این میان، نکتهای که باید بیش از هر چیز مورد توجه قرار گیرد، تفاوت اساسی شرایط یادگیری این گروه سنی با سایر دانشآموزان است.
وی تاکید می کند: کودکان کلاس اولی در آغاز مسیر سوادآموزی قرار دارند و بیش از هر چیز، به امنیت روانی، حمایت عاطفی و تجربههای مثبت از یادگیری نیازمندند؛ بر این اساس، متخصصان تعلیم و تربیت تأکید میکنند که در شرایط فعلی، هدف اصلی نباید انجام کامل و بینقص تکالیف باشد، بلکه حفظ علاقه کودک به یادگیری و جلوگیری از شکلگیری تجربههای منفی از مدرسه، اولویت دارد؛ در واقع، اگر کودک حتی بخش کوچکی از تکلیف را با احساس خوب انجام دهد، این امر بسیار ارزشمندتر از انجام کامل تکالیف همراه با اضطراب و اجبار است.
حیدری می افزاید: نخستین گام در این مسیر، ایجاد آرامش پیش از شروع تکلیف است؛ والدین میتوانند با صرف چند دقیقه برای بازی، گفتوگو یا ایجاد تماس عاطفی، ذهن کودک را از تنش دور کرده و او را برای یادگیری آماده کنند و در چنین فضایی، کودک با رغبت بیشتری به انجام مشق نزدیک میشود.
وی اضافه می کند: از سوی دیگر، لازم است والدین در مواجهه با حجم بالای تکالیف، انعطافپذیر باشند؛ انجام کامل همه تکالیف، بهویژه در شرایط استرسزا، ضرورتی ندارد و بهتر است خانوادهها بر انجام بخشی از تکلیف بهصورت هدفمند و باکیفیت تمرکز کنند؛ این رویکرد نهتنها از فرسودگی کودک جلوگیری میکند، بلکه احساس موفقیت را نیز در او تقویت میسازد.
تبدیل مشق به فعالیتی لذتبخش و بازیمحور
معاون آموزش ابتدایی آموزش و پرورش فارس، یکی از راهکارهای مؤثر را تبدیل مشق به فعالیتی لذتبخش و بازیمحور می داند و عنوان می کند: استفاده از مدادهای رنگی، نوشتن در قالب نقاشی، یا طراحی فعالیتهای ساده و رقابتی در محیط خانواده، میتواند تجربه نوشتن را برای کودک جذابتر کند؛ در این میان، نقش والدین نه بهعنوان ناظر یا انجامدهنده تکلیف، بلکه بهعنوان همراهی صبور و حمایتگر تعریف میشود؛ همراهی که در کنار کودک مینشیند، شروع کار را تسهیل میکند، اما مسئولیت را به خود او واگذار میکند.
وی تاکید می کند: همچنین، توجه به موفقیتهای کوچک کودک اهمیت فراوانی دارد؛ تشویق حتی یک کلمه درست یا یک تلاش ساده، میتواند انگیزه درونی کودک را تقویت کند و او را به ادامه مسیر ترغیب نماید و در کنار این موضوع، مدیریت زمان نیز نقش مهمی ایفا میکند. تقسیم زمان مشق به بازههای کوتاه، مانند ده دقیقه فعالیت و چند دقیقه استراحت، با ویژگیهای رشدی کودکان این سن سازگارتر است.
حیدری، دادن حق انتخاب به کودک را نیز از دیگر راهکارهای مؤثر می داند و می گوید: هنگامی که کودک میتواند میان چند گزینه ساده انتخاب کند(برای مثال اینکه ابتدا نقاشی بکشد یا بنویسد) احساس کنترل بیشتری بر فرایند یادگیری پیدا کرده و همکاری او افزایش مییابد؛ در شرایطی که کودک تحت تأثیر اضطراب یا نگرانی قرار دارد، توجه به احساسات او بر هر نوع فعالیت آموزشی مقدم است و در این موارد، والدین میتوانند از روشهایی مانند نقاشی احساسات یا نوشتن یک کلمه درباره حال درونی کودک استفاده کنند تا هم به تخلیه هیجانی کمک شود و هم پیوند کودک با نوشتن حفظ گردد.
وی باور دارد که در عین حال، ارتباط سازنده با معلم نیز بسیار حائز اهمیت است و اطلاعرسانی محترمانه به معلم درباره شرایط کودک، میتواند زمینه را برای درک متقابل و تنظیم انتظارات فراهم کند و خوشبختانه بسیاری از معلمان در چنین شرایطی آمادگی همراهی و انعطاف دارند.
وی در ادامه می افزاید: پرهیز از روشهای نادرست تربیتی مانند تنبیه، تهدید، مقایسه با دیگران یا برچسبزدن به کودک، از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ اینگونه رفتارها نهتنها به بهبود وضعیت کمک نمیکند، بلکه ممکن است نگرش کودک به یادگیری را بهطور جدی آسیبزا سازد.
حیدری تصریح می کند: در مجموع، آنچه در شرایط کنونی اهمیت دارد، تغییر نگاه به تکلیف از یک «الزام آموزشی» به یک «فرصت تربیتی» است؛ اگر خانوادهها بتوانند با صبوری، انعطاف و درک شرایط روانی کودک، تجربهای مثبت از مشقنویسی ایجاد کنند، نهتنها مشکل بیانگیزگی کاهش مییابد، بلکه پایههای یادگیری پایدار نیز در ذهن کودک شکل خواهد گرفت.
عزیزان همراه امیدواریم که این گزارش جامع به شما در رفع مسائل مربوط به فرزندانتان در انجام تکالیف کمک کند.
گزارش از : مریم شمالیان
مشروح گزارش قبل را در لینک زیر بخوانید:



