روز کارآفرینی و ترویج آموزشهای فنی و حرفهای بهانهای است تا به یکی از اساسیترین چالشهای اقتصاد و اشتغال در جامعه امروز نگاهی دوباره بیندازیم و به آن بیشتر توجه کنیم. سالها است که سایه استخدام در بخشهای دولتی و نهادهای عمومی بر سر نیروی کار جوان سنگینی میکند. بسیاری از افراد امنیت شغلی را تنها در نشستن پشت میزهای ادارات دولتی و دریافت حقوق ثابت و کم اداری جستجو میکنند. اما حقیقت این است که این ساختارهای دیوانسالار و انعطافناپذیر نه تنها ضامن رشد استعدادها نیستند بلکه به مرور زمان پویایی و خلاقیت را در انسان نابود میکنند. در چنین فضایی روی آوردن به آموزشهای مهارتی و فنی علاوه بر انتخاب شغل، یک تصمیم شجاعانه برای رسیدن به استقلال حرفهای و کاری است. استقلال حرفهای به معنای رهایی از وابستگی به سیستمهای دستوپاگیر و خلق ارزشهای واقعی و فنی است. آن جوانی که مهارت تخصصی میآموزد در مسیر ساختن یک سرمایه درونی است که بحران های اقتصادی یا تغییرات مدیریتی نمیتواند آن مهارت و ارزش افزوده را از او بگیرد. در شهرهای پرالتهاب و پویا که هزینههای زندگی و رقابتهای اقتصادی روز به روز در حال افزایش است تکیه بر شغلهای کارمندی با درآمد محدود نمیتواند پاسخگوی نیازهای یک زندگی عزتمندانه باشد. در این شرایط تنها راه نجات عبور از تفکر کارمندی و قدم گذاشتن در مسیر کارآفرینی مستقل است. کارآفرینی در اینجا لزوما به معنای راهاندازی کارخانههای عظیم نیست بلکه به معنای ایجاد ساختارهای کسب و کار خودکار و پایداری است که بتوانند روی پای خود بایستند و بدون نیاز به حضور مداوم و فرساینده شخص در یک سیستم بسته درآمدزایی کنند. آموزشهای فنی و حرفهای دقیقا همان ابزاری است که این گذار بزرگ را ممکن میسازد. این آموزشها به افراد یاد میدهد که چگونه ایدههای ذهنی خود را به محصول یا خدمت ملموس تبدیل کند. کسی که به یک مهارت مسلط میشود دیگر یک مهره ساده در یک ماشین بزرگ اداری نیست بلکه خودش طراح و سازنده سیستم است. او یاد میگیرد که چگونه با ترکیب دانش فنی و حرفهای مجموعهای را هدایت کند که در آن ارزشآفرینی واقعی رخ میدهد. چنین فردی به جای آنکه عمر خود را در راهروهای ادارات و در انتظار ترفیعهای ناچیز تلف کند زمان و انرژی خود را صرف توسعه کسب و کار مستقل خود میکند. این استقلال نه تنها رفاه مادی به همراه میآورد بلکه به انسان عزت نفس و آرامش روانی میبخشد. جامعه امروز ما برای عبور از بنبستهای اقتصادی نیازمند جوانانی است که شجاعت قرار گرفتن در مسیر استقلال را داشته باشد. نسلی که به جای تکیه بر میزهای دولتی به توانمندی و ذهن مهارتآموخته خود تکیه کند. ترویج فرهنگ کارآفرینی و توسعه مراکز آموزش مهارتی حیاتیترین گام برای تربیت چنین جوانانی است. باید به جوانان آموخت که کارآفرین شدن و بنا کردن یک ساختار مستقل اگرچه در ابتدا با سختیها و چالشهای فراوانی همراه است اما در نهایت تنها مسیری است که به رهایی از دیوانسالاری و رسیدن به موفقیت پایدار ختم میشود. در حقیقت این خودش حماسهای است که جوان امروز باید در میدان اقتصاد و کار رقم بزند تا آیندهای روشنتر برای خود و جامعهاش بسازد.


