خبرنگاری و رسالت حفظ امنیت روانی جامعه

هفدهم مرداد ماه و فرا رسیدن روز خبرنگار فرصت مناسبی است تا به یکی از پیچیده‌ترین چالش‌های دنیای رسانه نگاهی تحلیلی داشته باشیم. رسالت اصلی روزنامه‌نگاری همواره آگاهی‌بخشی و کشف حقیقت بوده است اما در زمانه وقوع فجایع و حوادث تلخ این رسالت با یک چالش اخلاقی بزرگ مواجه می‌شود. یک فعال رسانه‌ای چگونه می‌تواند هم به وظیفه اطلاع‌رسانی شفاف خود عمل کند و هم باعث فروپاشی امنیت روانی جامعه نشود. در شرایطی که افکار عمومی تشنه دریافت اخبار جدید است مرز بسیار باریکی میان انتشار سریع اطلاعات و ایجاد اضطراب در ذهن مخاطبان وجود دارد و تشخیص این مرز نیازمند درکی رسانه ای است.

وقوع بحران‌ها خواه یک فاجعه طبیعی مانند زلزله باشد یا یک التهاب سیاسی و اقتصادی به خودی خود باعث ایجاد ترس و سردرگمی در میان مردم می‌شود. در این میان دوربین‌ها و قلم‌ها اولین ابزارهایی هستند که به قلب حادثه می‌روند تا تصویرگر واقعیت باشند. اما واقعیت همیشه عریان و گاهی بسیار خشن است. انتقال این خشونت به صورت مستقیم و بدون در نظر گرفتن ظرفیت روانی مخاطب می‌تواند به اثرات بدی منجر شود. اینجا است که اخلاق حرفه‌ای وارد عمل می‌شود و به خبرنگار یادآوری می‌کند که او تنها یک ضبط صوت یا دوربین ساده نیست بلکه انسانی است که باید در قبال تبعات اجتماعی کلماتش پاسخگو باشد.

یکی از بزرگترین آسیب‌های رسانه‌ای در عصر حاضر سرعت گرفتن رقابت برای دیده شدن است. شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های دیجیتال باعث شده‌اند تا رسانه‌ها برای جذب مخاطب بیشتر به سمت تیترهای جنجالی و اغراق در نمایش فجایع حرکت کنند. این رقابت مخرب شاید در کوتاه مدت باعث افزایش بازدید یک خبر شود اما در بلندمدت اعتماد عمومی را از بین می‌برد و جامعه را دچار اضطرابی مزمن می‌کند. در واقع ذهن مردم به صورت مداوم در معرض اخبار منفی و تصاویر شوکه‌کننده قرار می‌گیرد و احساس امنیت که یکی از ابتدایی‌ترین نیازهای بشری است خدشه‌دار می‌شود. در چنین شرایطی خانواده‌ها احساس می‌کنند کنترل محیط پیرامون خود را از دست داده‌اند و این ترس به راحتی به نسل‌های کوچکتر نیز منتقل می‌شود. خبرنگاری که به اصول اخلاقی پایبند است می‌داند که نباید امنیت ذهنی شهروندان را فدای رقابت‌های رسانه‌ای کند. او حقیقت را فدا نمی‌کند اما آن را در بستری از واقع‌بینی و راهکار ارائه می‌دهد تا جامعه به جای احساس استیصال به سمت همبستگی و عبور از بحران حرکت کند.

مدیریت بحران در رسانه نیازمند نگاهی عمیق و مبتنی بر حکمت است. در هنگام پوشش اخبار ملتهب انتخاب کلمات و زاویه دید دوربین و حتی زمان انتشار خبر می‌تواند تاثیرات متفاوتی بر روان جامعه بگذارد. برجسته کردن نقاط روشن در دل تاریکی‌ها مانند فداکاری نیروهای امدادی، کمک‌های مردمی یا همبستگی شهروندان یکی از راهکارهایی است که می‌تواند سنگینی فضا را کمتر کند. یک روزنامه‌نگار حرفه‌ای به جای تمرکز صرف بر تعداد قربانیان یا عمق ویرانی‌ها به سراغ تحلیل ریشه‌ها و پیگیری راهکارهای جبران خسارت می‌رود. او تلاش می‌کند صدای کسانی باشد که در هیاهوی حادثه گم شده‌اند اما این کار را با حفظ کرامت انسانی آسیب‌دیدگان انجام می‌دهد. نمایش چهره‌های در هم شکسته و حریم خصوصی افرادی که در بدترین شرایط زندگی خود قرار دارند هیچ کمکی به حل بحران نمی‌کند بلکه تنها باعث تحقیر آن‌ها و آزار روحی بینندگان می‌شود. در حقیقت مهارت اصلی یک فعال رسانه در شرایط بحرانی توانایی فیلتر کردن اطلاعات بدون سانسور کردن حقیقت است. سانسور باعث رواج شایعات و از بین رفتن مرجعیت رسانه می‌شود اما فیلتر کردن به معنای تنظیم جریان اطلاعات بر اساس ظرفیت روانی جامعه است. یک تحریریه حرفه‌ای می‌داند که همه جزئیات یک حادثه فجیع برای افکار عمومی ارزش خبری ندارد. گاهی انتشار یک تصویر دلخراش تنها باعث گسترش ناامیدی و از بین رفتن اراده جمعی می‌شود. در این مواقع خبرنگار باید به مثابه یک پزشک عمل کند که داروی تلخ حقیقت را با ملاحظه کامل و در دوزهای مشخص به بیمار تجویز می‌کند تا روند درمان طی شود نه اینکه بیمار از شدت شوک جان خود را از دست بدهد.

باید به این حقیقت اعتراف کرد که کار در خط مقدم اخبار بحران فرسایش روانی سنگینی برای خود فعالان رسانه نیز به همراه دارد. خبرنگارانی که هر روز با تلخ‌ترین صحنه‌های زندگی مواجه می‌شوند بیش از هر کسی نیازمند حمایت‌های روانی هستند تا بتوانند استواری خود را در برابر این امواج منفی حفظ کنند. روز خبرنگار تنها بهانه‌ای برای تقدیر از سرعت و دقت در خبررسانی نیست بلکه روزی برای ستایش کسانی است که با درک عمیق از شرایط جامعه قلم خود را به ابزاری برای سازندگی تبدیل می‌کنند. یک جامعه سالم برای عبور از گذرگاه‌های سخت تاریخی نیازمند رسانه‌ای است که در عین وفاداری به حقیقت، پاسدار آرامش و امنیت روانی شهروندانش باشد. رسالت واقعی در این حرفه پرخطر یافتن همان نقطه تعادل میان آگاهی‌بخشی و حفظ امید در جامعه است.

ارسال در:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید