باورهای غلط درباره ازدواج؛ از تصور «همه چیز باید ۵۰، ۵۰ باشد» تا پنهان‌کاری مالی و عاطفی (قسمت دوم)

در قسمت اول این گزارش به برخی باورهای نادرستی پرداختیم که می‌تواند افراد را با ذهنیتی غیرواقع‌بینانه وارد زندگی مشترک کند؛ از انتظار برای داشتن یک رابطه کاملاً رمانتیک و بدون چالش گرفته تا تصور اینکه همسر باید تمام نیازهای عاطفی فرد را برآورده کند. در ادامه این بحث، حمیدرضا شکرریز، روانشناس بالینی، زوج‌درمانگر و درمانگر فردی، به برخی دیگر از خطاهای فکری رایج در میان زوجین اشاره می‌کند؛ باورهایی که گاهی در ظاهر منطقی به نظر می‌رسند، اما می‌توانند صمیمیت، اعتماد و کیفیت زندگی مشترک را تحت تأثیر قرار دهند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خانه بهاری، حمیدرضا شکرریز، روانشناس بالینی، زوج‌درمانگر و درمانگر فردی، درباره برخی خطاهای فکری رایج در زندگی مشترک می‌گوید: یکی از این خطاها، تصور زن و مرد درباره ضرورت برابری کامل و همیشگی در زندگی مشترک است؛ به این معنا که زوجین تصور می‌کنند همه چیز باید «۵۰، ۵۰» باشد، در حالی که چنین چیزی در زندگی واقعی امکان‌پذیر نیست.

وی می‌افزاید: حتی اگر زن و مرد در ابتدای زندگی درباره تقسیم مسئولیت‌ها و وظایف به توافق رسیده باشند، این تقسیم‌بندی نمی‌تواند همیشه ثابت باقی بماند. گاهی شرایط زندگی به گونه‌ای می‌شود که یکی از زوجین ۷۰ درصد و دیگری ۳۰ درصد مسئولیت‌ها را بر عهده می‌گیرد و در مقطع دیگری ممکن است این شرایط برعکس شود.

ارزش زن و مرد با میزان هزینه‌کرد سنجیده نمی‌شود

این روانشناس بالینی یکی دیگر از خطاهای فکری رایج، به‌ویژه در میان برخی زنان، را مرتبط دانستن ارزشمندی فرد با میزان هزینه‌کرد او در زندگی می‌داند و می‌گوید: گاهی این تصور وجود دارد که زنی که هزینه بیشتری برای زندگی می‌کند، ارزش بیشتری دارد؛ در حالی که این باور، نادرست است و ریشه در برخی باورهای قدیمی دارد.

شکرریز تأکید می‌کند: احترام به باورهای درست و ارزشمند گذشته ضروری است، اما نمی‌توان تمام گفته‌ها و باورهای قدیمی را صرفاً به دلیل قدمت آنها درست دانست. آنچه اهمیت دارد، شناخت باورهای صحیح درباره ازدواج و استفاده از آنها برای ساختن یک رابطه سالم و موفق است.

ازدواج قرار نیست زندگی بدون چالش ایجاد کند

وی یکی دیگر از خطاهای فکری خطرناک را این باور می‌داند که «ما ازدواج کرده‌ایم تا به آرامش برسیم؛ پس اگر بعد از ازدواج آرامش نداریم، یعنی ازدواج ما اشتباه بوده است.»

این زوج‌درمانگر می‌گوید: این نوع نگاه می‌تواند خیلی زود افراد را به یک نتیجه‌گیری منفی درباره ازدواج برساند، در حالی که باید بدانیم زندگی مشترک، چالش‌های خاص خود را دارد.

وی می‌افزاید: ممکن است این سؤال مطرح شود که اگر ازدواج با چالش همراه است، چرا باید خودمان را وارد چنین شرایطی کنیم؟ پاسخ این است که انسان در مواجهه با چالش‌ها رشد و تکامل پیدا می‌کند و اگر در سکون باقی بماند، رشدی نیز اتفاق نمی‌افتد.

شکرریز با تأکید بر اهمیت انتخاب صحیح همسر ادامه می‌دهد: البته انتخاب فرد مناسب برای ازدواج در کنار پذیرش چالش‌های زندگی مشترک نقش بسیار مهمی دارد. هرچه انسان در مسیر بلوغ و تکامل حرکت می‌کند، آرامش درونی او نیز افزایش پیدا می‌کند.

ازدواج، حماقت نیست؛ فرصتی برای رشد و خودشکوفایی است

این روانشناس بالینی با انتقاد از نگاه‌هایی که ازدواج را اقدامی غیرعاقلانه یا حتی «حماقت» می‌دانند، می‌گوید: متأسفانه برخی افراد چنین تفکراتی را مطرح می‌کنند، اما این نگاه‌ها واقعاً سمی هستند. انسان نمی‌تواند برای همیشه در مقابل طبیعت و نیازهای ریشه‌ای خود قرار بگیرد.

وی می‌افزاید: ازدواج از جنبه‌های مختلف، بخشی از نیازهای ریشه‌ای و بقایی انسان محسوب می‌شود و محرومیت از روابط عاطفی عمیق می‌تواند زمینه‌ساز افسردگی و حالات روحی نامطلوب شود.

شکرریز با اشاره به دیدگاه‌های مطرح‌شده در حوزه رشد و خودشکوفایی انسان می‌گوید: ازدواج می‌تواند فراتر از نیازهای اولیه انسان قرار بگیرد و زمینه تجربه‌های جدید، رشد فردی و خودشکوفایی را فراهم کند.

وی ادامه می‌دهد: بخش‌هایی از شخصیت انسان در زندگی مشترک نمود پیدا می‌کند که ممکن است در شرایط دیگر هرگز شناسایی نشود. نقاط قوت و ضعف انسان در مواجهه با مسائل زندگی مشترک آشکار می‌شود و همین شناخت می‌تواند زمینه رشد، بلوغ و خودشکوفایی فرد را فراهم کند.

پنهان کردن مسائل مالی؛ نشانه‌ای از ضعف اعتماد

این زوج‌درمانگر، پنهان کردن حساب‌های مالی از یکدیگر را نیز یکی دیگر از خطاهای فکری در زندگی مشترک عنوان می‌کند و می‌گوید: پنهان کردن منابع مالی از همسر، خطای مهمی است که می‌تواند نشان‌دهنده نبود صمیمیت و اعتماد کافی میان زوجین باشد.

وی می‌افزاید: اگر زن و مرد به بلوغ و صمیمیت لازم در زندگی مشترک رسیده باشند، می‌دانند که درباره منابع مالی چگونه باید با یکدیگر تصمیم‌گیری کنند و مسائل اقتصادی را نیز به عنوان بخشی از زندگی مشترک مدیریت می‌کنند.

شکرریز پنهان کردن برخی صحبت‌ها و مسائل از طرف مقابل را نیز از دیگر خطاهای رایج می‌داند و می‌گوید: البته برخی افراد هنوز به بلوغ لازم یا زبان مشترک برای زندگی مشترک نرسیده‌اند و ممکن است از نقاط ضعف یکدیگر علیه هم استفاده کنند یا صحبت‌های طرف مقابل را در زمان اختلاف به رخ او بکشند.

وی تأکید می‌کند: در چنین شرایطی، زوجین باید با کمک متخصصان حوزه خانواده و زوج‌درمانی، به یک زبان مشترک برسند تا بتوانند درباره موضوعاتی که شاید نتوانند با دیگران مطرح کنند، بدون نگرانی با شریک زندگی خود صحبت کنند.

مخفی‌کاری جایگزین کمک تخصصی نیست

این روانشناس بالینی ادامه می‌دهد: هدف از ازدواج این است که زن و مرد بتوانند در یک رابطه امن و صمیمی، مسائل و دغدغه‌های خود را با یکدیگر در میان بگذارند؛ اما اگر چنین شرایطی در رابطه وجود ندارد، راهکار، پنهان‌کاری نیست، بلکه زوجین باید از مشاوران و متخصصان حوزه خانواده کمک بگیرند.

شکرریز همچنین با اشاره به یک خطای فکری که بیشتر در میان مردان دیده می‌شود، می‌گوید: این تصور که «هر فردی باید روانشناس زندگی خودش باشد» باعث شده است برخی افراد برای دریافت کمک تخصصی مورد نیاز خود اقدام نکنند.

وی می‌افزاید: ما در مراکز مشاوره و به‌ویژه در پرونده‌های مرتبط با طلاق، بارها با چنین مواردی مواجه می‌شویم؛ افرادی که مدت‌ها با یک مشکل مواجه بوده‌اند اما به دلیل همین باور، از مراجعه به متخصص خودداری کرده‌اند و زمانی برای دریافت کمک اقدام کرده‌اند که مشکل عمیق‌تر شده است.

«خودش باید بداند»؛ یکی از خطاهای رایج زوجین

این زوج‌درمانگر یکی دیگر از خطاهای مشهود در روابط زوجین را تفکر «خودش باید بداند» عنوان می‌کند و می‌گوید: این خطا امروز در فضای مجازی نیز بسیار دیده می‌شود؛ در حالی که اگرچه در یک رابطه صمیمی، زوجین نسبت به یکدیگر وظایفی دارند و باید مراقب یکدیگر باشند، اما این به معنای آن نیست که همسر باید بدون بیان نیازها، تمام خواسته‌های طرف مقابل را حدس بزند.

وی تأکید می‌کند: تمام مکاتب زوج‌درمانی در دنیا بر این موضوع تأکید دارند که زوجین باید خواسته‌ها و نیازهای خود را به‌صورت مستمر با یکدیگر مطرح کنند و بیان کردن نیازها را به معنای بی‌ارزشی یا ضعف خود تلقی نکنند.

شکرریز می‌افزاید: زندگی امروز با مشغله‌های فراوانی همراه است و افراد معمولاً به آینده و مسائل روزمره زندگی فکر می‌کنند؛ به همین دلیل ممکن است از وضعیت رابطه خود در زمان حال و نیازهای همسرشان غافل شوند.

وی در پایان تأکید می‌کند: خانم‌ها نیز باید نیاز خود به کمک را به همسرشان مطرح کنند و نباید از کمک گرفتن احساس بدی داشته باشند. بیان کردن نیازها و درخواست کمک، نه‌تنها نشانه ضعف نیست، بلکه می‌تواند به افزایش صمیمیت و ارتقای کیفیت رابطه زوجین کمک کند.

عزیزان همراه امیدواریم که این گزارش توانسته باشد به شما که در آستانه ازدواج هستید و یا چند سالی است از ازدواجتان می گذرد کمک کند تا با دید بهتری به انسجام ارتباط خود بپردازید.

گزارش از مریم شمالیان

ارسال در:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید