در بخش «آخر هفته ببینیم» خانه بهاری، حامد مقامی کارشناسیارشد علوم ارتباطات دانشگاه تهران، در یادداشتی به تحلیل فیلم «خانهی پدری» را از نگاه یک فیلم خانوادگی پرداخت است.
در یک تعریف از ژانر «خانوادگی» در سینما، میتوان فیلمهایی که به معضلات و مسائل حوزهی خانواده پرداختهاند را فیلم خانوادگی در نظر گرفت. در چنین فیلمهایی ممکن است رویکردی واقعگرایانه و آسیبشناسانه در پیش گرفته شده باشد و ازاینرو تماشای آن تنها برای بزرگسالان مناسب باشد.
فیلم «خانهی پدری» که در آن به موضوع قتل ناموسی پرداخته شده از این دسته فیلمهاست. فیلمخانهی پدری به نویسندگی، تدوینگری، تهیهکنندگی و کارگردانی کیانوش عیاری محصول سال ۱۳۸۹ است.
ملوک (نگاه خاقانی) دختر جوان یک خانوادهی سنتی در اوایل دورهی پهلوی است که به دلایل نامعلوم ناموسی پدرش کلب حسن (مهران رجبی) خواهان مرگ اوست.
کلب حسن به پسر نوجوانش محتشم (ناصر هاشمی) سپرده تا قبری در زیرزمین خانه حفر کند که برای پاککردن ننگ و حفظ آبروی خانواده، ملوک را دور از چشم مادر و خواهرانش کشته و در آنجا دفن کنند.
علیرغم تلاش برای پنهانکاری، سایهی این جنایت بر سر خانوادهی رحمتی سنگینی میکند و طی چند نسل این راز تاریک خانوادگی مدام برملا میشود و بیزاری اعضای خانواده را برمیانگیزاند.
حدود ۶۰ سال بعد محتشم (مهدی هاشمی) که اکنون مردی سالخورده است پس از نبش قبر و دیدن استخوانهای خواهرش از عذاب وجدان سکته میکند.
این فیلم بهخاطر سکانس خشن کشتن ملوک در همان ده دقیقهی نخست بسیار جنجالبرانگیز شد؛ تا جایی که در زمان نخستین اکرانش در سال ۱۳۹۳ در همان روز نخست اکران عمومی از پرده پایین کشیده و توقیف شد.
خانهی پدری در سال ۱۳۹۸ با اعمال ردهبندی سنی بیش از ۱۵ سال برای بار دوم اکران شد؛ ولی پس از پنجروز دوباره توقیف شد؛ هرچند که در همان سال مجدداً رفع توقیف شد.
برخی منتقدان، این فیلم را موجب تخریب فرهنگ ایرانی و وجههی خانوادههای سنتی و مذهبی دانسته و آن را «ضدایرانی» و «ضدملی» و «جنایت فرهنگی» نامیدند.
همچنین برخی درصدد نمادین تفسیرکردن فیلم برآمدند و «خانهی پدری» را استعارهای از ایران و شغل خانوادگی خانوادهی رحمتی یعنی رفوگری فرش را هم با پنهانکاری آنان در قبال این جنایت مرتبط دانستند؛ ولی کارگردان در مصاحبههای خود هیچکدام از این تفاسیر را نپذیرفت.
از نظر خود عیاری فیلمی که برای تولید معنا به چیزی خارج از خودش چنگ بیندازد درماندگی فیلمساز در پرداخت معنا و مفهوم مدنظرش را نشان میدهد و او نیز هرگز تلاش نکرده چنین کاری انجام دهد.
در همین راستا او در مصاحبهای اشاره کرد که در نسخهی اولیهی فیلم سال نیز قید شده بود که گذر زمان و تغییر نسل را بهتر نشان دهد؛ ولی سپس برای جلوگیری از هرگونه تفسیر بینامتنی باتوجهبه وقایع تاریخی برجسته در هر سال، در تدوین نهایی فیلم سالها حذف شد.
به گفتهی عیاری داستان این فیلم برگرفته از یک قتل ناموسی واقعی در اهواز در حدود سال ۱۳۵۴ است که گزارش کامل آن در مجلهی اطلاعات جوانان چاپ شده بود.
فارغ از توضیحات اضافی فیلمساز، «خانهی پدری» فیلمی خوشساخت است و بهخوبی معنا و مفهوم مدنظر سازنده را میرساند. داستان فیلم بسیار ساده و سرراست است: دختری جوان به دلایل مبهم ناموسی به قتل میرسد و خاندان آن دختر نسلاندرنسل بابت این جنایت دچار پریشانی میشود.
برخی از شخصیتپردازی فیلم ایراد گرفته و شخصیتها را فاقد عمق دانستهاند. همچنین برخی دیگر سوای ده دقیقهی پرالتهاب و خشن آغازین، ادامهی فیلم را یکنواخت و بیحادثه و کسلکننده دانستهاند. این قبیل ایرادات فرمی بادقت به محتوای فیلم بهکلی رخت بر میبندد؛ چراکه عیاری با دادن رنگ و بویی مستندگونه و واقعگرایانه به فیلم و پرهیز از پرداختن هرگونه داستان فرعی بهجز قتل ظالمانهی ملوک بهخوبی مضمون مدنظرش یعنی تقبیح قتل ناموسی را به تصویر کشیده است.
انگیزهی قتل هیچگاه بهروشنی بیان نمیشود و مخاطب هرگز نمیفهمد فارغ از اتهام مبهم ناموسی، ملوک واقعاً چه کرده که باید سزاوار مرگ باشد؟ اما همین نکته نیز بهخوبی در خدمت مضمون فیلم است و این را میرساند که اصولاً ملوک هر خطایی هم که مرتکب شده بود هرگز مستحق مرگ نبوده است. خانهی پدری نمونهای از پیوستگی کامل فرم و محتواست و هیچکدام را نمیتوان فارغ از دیگری بررسی کرد.
درنهایت، اگرچه فیلمخانهی پدری بسیار تلخ و آزاردهنده است، ولی برخلاف نظر برخی منتقدان «سیاهنمایانه» نیست و هیچ نشانهای از تعمیم این جنایت به کل ایران و فرهنگ ایرانی یا خانوادههای سنتی و مذهبی در آن دیده نمیشود. باتوجهبه واقعیت تلخ رواج قتلهای ناموسی در برخی نواحی ایران که هرازچندی اخبار هولناکش رسانهای میشود، فیلم «خانهی پدری» در فرهنگسازی برای تقبیح چنین رفتار توجیهناپذیر و نا متمدنانهای بسیار مؤثر خواهد بود.


