بحث بارداری و سقط جنین این روزها موضوع داغ محافل جامعهشناسی و فعالان حوزه زنان است. برخی در این ماجرا مخالف سقط جنین هستند و برخی موافق. فاطمه علمدار پژوهشگر و جامعهشناس جز آن دسته افرادی هست که با سقط جنین در شرایط خاص موافق است. در ادامه یادداشت این جامعهشناس را در خانه بهاری مطالعه کنید.
در دنیایی که ما زندگی میکنیم، همه میدانند که میشود از بارداری جلوگیری کرد و به همین دلیل هم پدیده «احساس گناه والدین در برابر فرزندان» و اجازه داشتن فرزندان برای اینکه روزی از آنها بپرسند: چرا من را به این دنیا آوردی؟ پدیده عصر ماست.
تا پیش از این فرزند داشتن امری طبیعی بود و خواست خدا و نه نتیجه انتخاب یا اشتباه والدین. اینها را «رولو می» در کتاب «عشق و اراده» میگوید و بعد توضیح مبسوطی میدهد راجع به احساس گناه و عذاب وجدان و مسئولیتپذیری افراطی و شرم همیشگی والدین در قبال فرزندانشان در دنیای جدید.
و من به جایگاه زنان در این روایت فکر میکنم، در دنیایی که همزمان با ابداع وسایل پیشگیری از بارداری، هنوز آنقدر مرد سالارانه است که زنان بسیاری در چارچوب خانواده از ترس طلاق داده شدن یا ازدواج مجدد شوهر یا تلخ شدن زندگی مشترک، با نارضایتی تن به بارداری میدهند.
زنان بسیار دیگری خارج از چارچوب خانواده، به اشتباه باردار میشوند و به خاطر ممنوعیت پایان خودخواسته بارداری، اجازه جبران آن اشتباه را پیدا نمیکنند. نتیجه آن اعمال قدرت شوهرانه و آن بسته بودن راه کاهش هزینههای یک وضعیت اشتباه، به هرحال به دنیا آمدن نوزادی است که انسان است.
روی کاغذ رسیدگی به نوزاد سالم، چند دستور کار ساده دارد. روی ساعت پوشکش را عوض میکنی، شیر میخورد، بادگلو میزند و غیره. ولی بچه آدمیزاد برخلاف پو و تام و بقیه شخصیتهای دنیای بازی، وقتی همه لیست نیازهایش برآورده شد و تیک خورد، یکدفعه پر از ستاره و شادی نمیشود و به خوابی عمیق فرو نمیرود بلکه بسیار محتمل است که ساعتها بیتاب باشد و آرامش را از خانه بگیرد.
بدون اینکه روی کاغذ کاری برای ساکت کردنش نوشته شده باشد و تفاوت «رسیدگی» و «مراقبت» در همین نقطه برجسته میشود. نقطه استیصال در برابر صدای نوزاد! مراقبت یعنی رسیدگی توام با توجه و صبر و عشق. اینکه برای تیک زدن لیست کارها عجله نداشته باشی و وقت شیرخوردنش بتوانی به چشمهایش که نگاهت میکنند نگاه کنی و اجازه دهی انگشتت را با همه انگشتانش بگیرد و به صدای نفسهایش گوش کنی.
خیالش را راحت کنی که «هستی». این همان نقطه مراقبتگری است که والدین در دنیای شلوغ امروز، یا حوصله رسیدن و توقف در آن را ندارند و یا آنقدر زیاد در آن متوقف میشوند که آسیب زننده میشود. اینکه به آنکه مراقبش هستی بباورانی که کنارش هستی و میتواند با اطمینان از بودن تو، احساس امنیت کند و دلش گرم باشد و خیالش راحت و «در عین حال» خودت را هم یادت نرود و «در عین حال» این بودن همیشگیات آنقدر افراطی نشود که استقلال او را ازش بگیرد.
اینهاست که مراقبت از نوزاد آدم را متفاوت میکند از کارهای مکانیکی که میشود با برنامهریزی دقیق برونسپاری کرد یا به دوش فرزند بزرگتر گذاشت یا گمان کرد که به حکم طبیعت بچهها بزرگ میشوند مثل همه ما که بالاخره بزرگ شدیم!
فرزند انسان، انسان است و حق دارد خواسته شود، دوست داشته شود، مراقبت شود و کسانی در این دنیا باشند که برایشان مهم باشد خیالش را راحت کنند که دنیا جای امنی است و میشود روی آنها حساب کرد. فرزند انسان یک عدد نیست که دولتها به نرخ جمعیتشان اضافه کنند و یا روحانیون با آن بشارت ثواب به مردمان بدهند و مردسالاران قدرتشان بر زنان را به رخ بکشند.
انسان بودن نوزاد انسان را اگر باور کنیم و حقوقش را، میفهمیم چرا رضایت زنان برای شروع بارداری مهم است و چرا اختیار پایان خودخواسته آن باید دست همان زنانی باشد که دارند یک لخته خون را در وجودشان تبدیل به آدم میکنند و نه هیچکس دیگر.
زنی که روز به روز دارد روند تبدیل به آدم شدن آن موجود درونش را حس میکند باید بتواند تصمیم بگیرد که آیا میخواهد و میتواند حقوق انسانی او را برآورده کند و زندگی محترمانه و سالمی را_چه در دامان خودش چه مراقبت کنندههای دیگر_ برایش فراهم کند یا خیر.
زنان ماشینهای تولید نسل نیستند، آدمهایی هستند که حسشان و درکشان از آن موجودی که درونشان دارد از یک لخته خون تبدیل به آدم میشود بر خودشان و آن موجود و کیفیت ادامه زندگی هردوشان_هم مادر و هم نوزادی که اگر بارداری پایان داده نشود متولد خواهد شد_اثر میگذارد.
با این نگاه، دختران نوجوانی که در شیطنتی جنسی باردار میشوند، زنانی که در جریان تجاوز باردار میشوند، زنانی که خارج از چارچوب خانواده و حتی در چارچوب خانواده ناخواسته باردار میشوند و تاب تحمل آن فشارهای اجتماعی و تغییرات هورمونی و جسمی و روانی و غیره را ندارند، نباید تاوان آن اشتباه و آن بارداری ناخواسته را با به دنیا آوردن فرزندی که محکوم است رنج مراقبت کننده نداشتن را از ابتدای حیات به دوش بکشد، بدهند.
آن آدم یک عدد نیست در تملک نرخ جمعیت دولتها، یک ثواب نیست در تملک روحانیون و ابزار اعمال قدرت نیست در تملک مردان! آدم است و محترم و به احترام انسانیت است که زنان باید حق پایان خودخواسته بارداری را داشته باشند.


