حضور خیابانی، مسئولیت اکنون خانواده ایرانی در نسبت با راه امام و رهبر شهیدش

حضور خیابانی، مسئولیت اکنون خانواده ایرانی در نسبت با راه امام و رهبر شهیدش

 

روزهای اخیر یکی از پرالتهاب ترین و سنگین ترین مقاطع تاریخی برای جامعه ما رقم خورد. شهادت عالی ترین مقام کشور و رهبر انقلاب اسلامی در پی یک حمله نظامی شوک روانی عظیمی به افکار عمومی وارد کرد. در زمان بروز چنین بحران های سهمگینی که سایه تهدید و فقدان بر سر جامعه سنگینی می کند نهاد خانواده به عنوان اولین پناهگاه عاطفی افراد بیشترین فشار روانی را متحمل می شود. اخبار تلخ و تصاویر نگران کننده به سرعت فضای خانه ها را پر می کند و احساس عدم امنیت می تواند آرامش ذهنی تمام اعضا به ویژه کودکان و نوجوانان را مختل سازد. اما واکنش جامعه به این فقدان بزرگ یعنی حضور میلیونی و حماسی آحاد ملت در صحنه خیابان ها ابعاد روان شناختی بسیار عمیقی دارد که می تواند به عنوان بزرگترین عامل التیام بخش عمل کند.
از منظر روان شناسی اجتماعی سوگ ملی با سوگ فردی تفاوت های بنیادینی دارد. وقتی یک ملت رهبر و نقطه ثقل هدایت خود را از دست می دهد نوعی اضطراب وجودی و ترس از آینده در ناخودآگاه جمعی بیدار می شود. در این شرایط اگر خانواده ها در انزوای خانه های خود باقی بمانند این اضطراب به سرعت تبدیل به ناامیدی می شود. اما قدم گذاشتن در مسیر خیابان ها و پیوستن به دریای خروشان انسان های سوگوار اما متحد یک مکانیزم دفاعی و شفابخش بی نظیر است. حضور شانه به شانه افراد با دیدگاه ها و ظواهر متفاوت در یک مراسم ملی به هر فرد یادآوری می کند که در تحمل این درد بزرگ تنها نیست و شالوده های جامعه همچنان مستحکم و پابرجا هستند.
تاثیر این حضور جمعی بر روان کودکان و نوجوانان بسیار شگفت انگیز است. تصور کنید پدر و مادری جوان کودک خردسال خود را در آغوش گرفته و در این مسیر طولانی قدم می گذارند. کودکی که شاید در روزهای قبل شاهد اشک ها و نگرانی های والدینش در محیط بسته خانه بوده است اکنون با پدیده ای جدید روبرو می شود. او در می یابد که غم و اندوه خانواده اش محدود به دیوارهای خانه نیست بلکه با یک جمعیت عظیم گره خورده است. این مشاهده عینی ترس از تنهایی و بی پناهی را در ذهن کودک از بین می برد. او با دیدن میلیون ها انسان که برای یک هدف و ارزش مشترک در کنار هم ایستاده اند احساس تعلق به یک پیکره قدرتمند و شکست ناپذیر را درونی می کند. این تجربه حسی بزرگترین واکسن در برابر اضطراب های آینده است و امنیت را به روان او بازمی گرداند.
علاوه بر این، حضور در چنین صحنه های حماسی یک کلاس درس عملی برای آموزش عمیق ترین مفاهیم اخلاقی است. ما همواره به دنبال راهی هستیم تا ارزش هایی مانند وفاداری تعهد به آرمان ها و ایستادگی در برابر ظلم را به فرزندانمان بیاموزیم. هیچ کتاب و سخنرانی نمی تواند به اندازه تماشای قدم های استوار مردمی که در سخت ترین شرایط پای باورهای خود ایستاده اند این مفاهیم را در ذهن نسل جدید نهادینه کند. نوجوان ما با حضور در این اتمسفر یاد می گیرد که انسان های بزرگ حتی در فقدان فیزیکی خود نیز می توانند قلب ها را به یکدیگر پیوند دهند و مسیر رشد و تعالی جامعه هرگز متوقف نمی شود.
در نهایت باید گفت که این حماسه حضور تنها یک مراسم وداع نیست بلکه یک مانور بزرگ برای به رخ کشیدن تاب آوری ملی است. خانواده هایی که از این رویداد عظیم به خانه برمی گردند دیگر همان انسان های مضطرب و نگران روزهای قبل نیستند. آن ها با جذب انرژی و همبستگی موجود در جامعه اراده ای مضاعف برای ساختن آینده پیدا کرده اند. این التیام جمعی به ما ثابت می کند که تا زمانی که دست های اعضای جامعه در دست یکدیگر است هیچ بحران و تهدیدی نمی تواند امنیت روانی و انسجام خانواده ایرانی را از هم بپاشد و نور بر تاریکی غلبه خواهد کرد.

ارسال در:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید