از بمب ساعتی خیانت تا فیلترینگ، همه مؤثر در طلاق

طبق بررسی‌های خبرنگار خانه بهاری، آمار ثبت احوال کشور نشانگر افزایش طلاق در مقابل ازدواج که همین مسئله باعث شد به سراغ سید محمد باقر جعفری از مشاورین حوزه ازدواج و خانواده برویم تا این پدیده را بررسی کنیم.

طبق گفته جعفری طلاق در واقع multi factorials یا چند عاملی است و همه عوامل با هم باید در نظر گرفته شود؛ بنابراین دلایل طلاق به طور کلی به چند دسته خیانت، اعتیاد، فضای مجازی، دخالت اطرافیان، دوستی‌های هیجانی و مسائل مالی تقسیم می‌شود.

 

خیانت؛ بمب ساعتی خانواده

این مشاور متخصص حوزه خانواده معتقد است اختلاف نظر و حتی درگیری بین زوجین بر سر مسائل گوناگون در طول زندگی، امری طبیعی و اجتناب ناپذیر است؛ اما عمدتاً مسئله خیانت، آخرین اتفاقی است که در داستان‌های طلاق اتفاق می‌افتد و بمبی است که بین زوجین منفجر می‌شود.

یکی دیگر از مسائلی که به مرور در رسیدن زوجین به نقطه جدایی خیلی تأثیرگذار است، مسئله اعتیاد است و در واقع اول خیانت و بعد از آن اعتیاد از جمله دلایل مهم طلاق هستند.

فضای مجازی نقش بسیار پررنگی در داستان‌های خیانتی دارد. مسئله دیگر دخالت اطرافیان است که بیشتر به خاطر وابستگی‌های شدید (عاطفی یا مالی یا هر دو) به خانواده‌ها روی می‌دهد و ناپختگی طرفین خیلی در این امر مؤثر است.

بیشتر افراد به خاطر دوستی‌های هیجانی و بدون هیچ شناخت عمیقی وارد فاز ازدواج می‌شوند و عجله می‌کنند. از طرفی هم نقش مسائل مالی خیلی پررنگ شده و بخشی از طلاق‌ها به این موضوع مرتبط است.

یعنی جوانی با تشویق اطرافیان و میل شخصی تصمیم به ازدواج می‌گیرد و متکی به وام ازدواج می‌شود؛ ولی از آن‌جایی که شغل ندارد مجبور می‌شود از نظر مالی وابسته به خانواده شود و مثلاً در خانه پدری زندگی کند.

 

تاب‌آوری پایین در کنار توقعات زیاد

از طرفی تحمل پذیری جوانان امروزی خیلی کم و سطح توقعات خیلی بالاست که منجر به بروز مشکلاتی بین زوجین می‌شود و خیلی راحت به سمت طلاق هل می‌خورند! بنابراین اعتقاد بنده بر این است که شرایط بد اقتصادی، مخصوصاً بین زوج‌های جوان و در کل بین زوجین آمار طلاق را افزایش می‌دهد؛ البته نه این‌که تنها عامل باشد.

مثلاً مواردی را مشاهده می‌کنیم که بعد از عقد، به دلیل عدم توانایی در جدا کردن مسکن، برخلاف وعده‌هایی که داده شده بود و یا نداشتن شغل مناسب و مجبور بودن به شغل دوم که باعث می‌شود شخص با خستگی به خانه برگردد و مواردی از این دست که همه این عوامل باعث دلزدگی و طلاق می‌شود.

بیشترین درگیری زوج ها مالی است. البته آدم‌های پولدار هم طلاق می‌گیرند؛ ولی عمده مساله همین بحث مالی و تا حدی تجمل‌گرایی است.

 

رواج ازدواج با سن معکوس

سطح توقعات جوانان متناسب با رسانه‌های رسمی و غیر رسمی (فضای مجازی) خیلی بالا رفته است و همین امر باعث شده اکثر جوان‌ها به ازدواج‌های با سن معکوس روی بیاورند و خانم به واسطه سن و یا حتی دوره رشدی که داشته احساس می‌کند که فرصت‌های کمتری پیش رو خواهد داشت و می‌پذیرد در این تفاوت سنی معکوس مهریه کمتری را مطالبه کند.

در بیشتر مواقع در ازدواج‌های با سن معکوس که پسر بالای ۳۰ سال و دختر هم در نهایت ۷ سال اختلاف سنی داشته باشند و یک دوره آشنایی و نامزدی کاملی هم بگدرانند، ازدواج های موفقی روی می‌دهد.

این نتیجه را به کمک تجربه و باتوجه به شرایط موجود دریافتیم؛ زیرا قبل از این، همه روندها برعکس بود.

چند سال پیش نیز دکتر افروز که رئیس سازمان ازدواج در کشور بودند به این نکته اشاره داشتند که در ابتدا موجب تعجب شده بود؛ ولی در حال حاضر با توجه به سال ها زوج درمانی به این نتیجه رسیدم که دقیقا ازدواج معکوس شدنی است و موفق خواهد بود.

 

ازدواج معکوس سیاسی برای ازدواج دهه شصتی‌ها؟

یک بحث این است که ازدواج های موفق کم است. بحث دیگر پختگی است که دختران دهه شصتی پختگی کامل را پیدا کردند و دیگر اینکه سطح توقعشان پایین آمده است؛ در واقع یکی از دلایل افزایش طلاق، افزایش سطح تحصیلات و به تبع آن سطح توقعات دخترها، به دلیل شاغل شدن و بنیه‌های مالی‌شان است.

مراجعین اظهار دارند در زمان‌های قدیم پدر بزرگ‌های ما به راحتی طلاق نمی‌گرفتند و من به آن‌ها می‌گویم نکته اینجاست که مادربزرگ‌های شما آدم‌های فوق العاده صبوری بودند و حتی به دنبال حق و حقوق خودشان هم نبودند!

ولی در حال حاضر از آن‌جایی که زنان، هم از نظر مالی و هم شغل و موقعیت اجتماعی توانمندتر شدند، رابطه مستقیم پیدا کرده با افزایش آمار طلاق، با این شرایط آن‌ها دیگر خود را مجبور به تحمل نمی‌بینند و‌ خودشان را درگیر ادامه رابطه نمی‌کنند!

مسلماً هر چه به سمت شهرهای بزرگتر برویم از آنجایی که سطح رفاه، دانش، تحصیلات و آگاهی افراد بیشتر می‌شود؛ مخصوصاً خانم‌ها به حقوق خودشان بیشتر واقف می‌شوند؛ بنابراین احتمال جدایی بیشتر خواهد بود؛ در حالی که در شهرهای کوچک‌تر از نظر فرهنگی هنوز تابو طلاق نشکسته است.

البته این نکته را باید بگویم که در آمارهای پیش رو، طلاق ها مربوط به همان سال نیست؛ بلکه طلاق های معوق هستند که مربوط به سال های قبل است.

برای روشن شدن بحث، مثالی می زنم. طلاق مانند جوجه‌ریزی است که در اول سال انجام می‌شود و سه ماه بعد که مرغ در بازار ارزان می‌شود، نمی‌توان گفت که جوجه‌ریزی الان اتفاق افتاده است؛ بنابراین طلاق‌های امروز ممکن است مربوط به ازدواج‌های چندین سال قبل بوده باشد و باید برای علت‌یابی به مشکلات آن سال‌ها برگردیم و آن‌جا جستجو کنیم.

از این رو تمام عوامل ذکر شده در ابتدای صحبت می‌تواند باهم اتفاق بیفتد که بخشی از آن مالی، بخشی فضای مجازی، بخشی مربوط به آزادی‌هایی است که به صورت دوستی‌های هیجانی در نظر گرفته شده است و بخشی مربوط به اختلاط است.

 

هنجار شکنی کشنده

بحثی که در خیانت‌ها خیلی مطرح است، هنجارشکنی‌هایی است که اتفاق می‌افتد و آن این‌که شخص بعد از تأهل همچنان با فرد قبلی که در زندگی‌اش بوده یا یک فرد جدید در ارتباط است؛ این مسئله به یک بیماری تبدیل شده و قبح خود را از دست داده است که بخش زیادی از آن ریشه فرهنگی دارد.

 

وام ازدواج، دو لبه تیغ

یک موضوعی هم که شاید خیلی به آن‌ توجه نشده باشد، تبلیغات برای وام‌های ازدواج است که برای ازدواج در سنین پایین‌تر مبالغ بیشتر به عنوان وام پرداخت می‌شود و این باعث می‌شود که مثلا طرف با سن کم و حتی بدون داشتن شغل و منبع درآمد که یکی از اصلی‌ترین لازمه‌های ازدواج است، به سمت عقد و بعد از آن ازدواج عجولانه برود! به نظر می‌رسد این موضوع در آینده خیلی پررنگ‌تر تأثیر خود را در امر طلاق نشان دهد.

 

فیلترینگ عامل تخریب خانواده‌ها

اگر علمی و عملی بخواهیم به مسئله فضای مجازی نگاه کنیم، به نظر می رسد که راهکارهای سلبی خیلی جوابگو نخواهد بود؛ مثلاً در همین یک سال اخیر دسترسی‌ها از یک سمت کم شده، ولی از طرف دیگر با در اختیار داشتن vpn ها که همچون شاه کلیدی است که می‌تواند تمام درهای حتی بسته قبلی را باز کند، و به شکل دیگری تأثیر فضای مجازی افزایش یافته است؛ تاجایی که دسترسی کودکان نیز باتوجه به مسائل پیش آمده افزایش یافته است.

بنابراین متاسفانه این مسئله فیلترینگی که اتفاق افتاده است به جای اینکه بازدارنده باشد، راهی را برای همگان گشوده است؛ به طوری که در هر گوشی موبایلی که در دست شخص می بینید چندین فیلتر شکن نصب است و تمام دسترسی‌ها را در اختیار فرد قرار می‌دهد.

این امر شاید در کوتاه مدت جوابگو باشد؛ ولی در دراز مدت تأثیر عکس خواهد گذاشت و بحث لجبازی پیش می‌آید؛ درست مثل اینکه اگر فرزند خود را از کاری منع کنیم، به دلیل حساسیتی که برایش پیش می‌آید دنبال علت آن و از سر کنجکاوی دست به همان کار می‌زند.

بنابراین می‌توان گفت با وجود فیلترشکن‌ها، محدود کردن فضای مجازی نمی‌تواند جوابگو باشد و آفت‌های بیشتری خواهد داشت.

اگر بخواهیم کار درستی را انجام دهیم باید بتوانیم شبکه‌ای را در حد مثلاً اینستاگرام یا یوتیوب داشته باشیم تا بتواند اقبال همگانی کسب کند.

تا زمانی که به اندازه آن شبکه‌های پر زرق و برق و جذاب، جایگزین معقول و مطلوبی که بتواند تمام جوانب را پوشش دهد، نداشته باشیم، نمی‌توان انتظار رویگردانی از آن فضا را داشت و تا رسیدن به آن مرحله، راه بس درازی در پیش داریم.

ارسال در:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید