در گوشهوکنار بازار سنتی ایران، هنرهایی نشستهاند که نفسهایشان به شماره افتاده؛ یکی از آنها گیوهبافی است، صنعتدستی که روزگاری پای ثابت کوچههای خاکی و مسیرهای دور و نزدیک بود. امروز اما با ورود تولیدات ماشینی و بیتوجهی به زحمتکشان این عرصه، رد پای گیوههای دستباف کمرنگتر از همیشه شده است.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خانه بهاری، ایران سرزمین صنایعدستی رنگارنگی است که هر یک روایتگر ذوق، صبر و مهارت نسلهاست. در این میان، گیوهبافی اگرچه شاید به پای قالی یا میناکاری شناختهشده نباشد، اما جایگاهی عمیق در فرهنگ عامه و زندگی روزمره بسیاری از مناطق دارد.
گیوه، آن پایافزار نرم و سبک، روزگاری همراه همیشگی کشاورزان، دامداران و بازاریان بود؛ چرا که هم راحت بود، هم بادوام و هم با اقلیم گرم و خشک بسیاری از شهرهای ایران سازگاری داشت. کرمانشاه، یزد، اصفهان و برخی روستاهای فارس از دیرباز خاستگاه اصلی این هنر به شمار میروند.
اما امروز، با رواج کفشهای صنعتی و ارزان قیمت، کارگاههای گیوهبافی یکی پس از دیگری تعطیل میشوند و تنها چراغ معدودی از آنها هنوز روشن مانده است. آنچه در ادامه میخوانید، حاصل گفتوگو با یکی از همین هنرمندان است که از سختیها، هزینهها و تمایز گیوه دستباف با ماشینی میگوید.
فاطمه جعفری، هنرمندی که گیوهبافی میکند و در عین حال در شرایط سخت اقتصادی کارآفرین است، در گفتوگو با خبرنگار خانه بهاری با اشاره به اصالت دیرینه این هنر توضیح داد: فرآیند تولید یک جفت گیوه دستباف از مرحله آمادهسازی زیره آغاز میشود.
وی ادامه داد: زیرهها را به صورت آماده از بازار تهیه میکنیم، چون خود زیرهسازی مهارت جداگانهای میخواهد. بعد زیرهها را یا با درفش و یا با پانچ سوراخ میکنیم و پس از آن بافت با نخهای مخصوص را شروع میکنیم.
این هنرمند با صبر و حوصله تفاوت این دو روش را شرح داد و افزود: اگر زیرهها با درفش سوراخ شوند، کار سختتر میشود و زمان بیشتری هم صرف میگردد، اما اگر از پانچ استفاده کنیم، کار راحتتر و سریعتر انجام میشود. نکته مهم اینجاست که کار با درفش هر چند دشوارتر است، اما استحکام نهایی گیوه را به طرز چشمگیری بالا میبرد و گیوه دیرتر پاره میشود.
جعفری در ادامه به بافت رویه گیوه اشاره کرد و این مرحله را بسیار زمانبر و نیازمند ظرافتی ویژه توصیف کرد و افزود: تمام مراحل بافت رویه با دست انجام میشود و هر نخ با دقت و حوصله کنار نخ دیگر قرار میگیرد.
این هنرمند کارآفرین ادامه داد: وقتی فرد برای ساعات طولانی پشت کار مینشیند و مدام دستهایش را به حرکت درمیآورد، به ناچار خستگی مفرط، درد در ناحیه دست و مچ دست گریبانگیرش میشود. این آسیبهای جسمی بخشی از بهای سنگینی است که هنرمندان برای حفظ یک هنر اصیل میپردازند.
وی درباره هزینههای تولید نیز گفت: مواد اولیه گیوهبافی اصلاً ارزان نیست؛ زیره مرغوب، نخهای مخصوص، وسایل کمکی مثل درفش، پانچ و قالبها همگی هزینه بالایی دارند. از طرف دیگر، چون بافت رویه کاملاً دستی و زمانبر است و نیروی کار ماهر هم روزبهروز کمتر میشود، طبیعی است که محصول نهایی گران تمام شود. جعفری تأکید کرد که به همین دلایل است که گیوههای دستباف در بازار قیمت بالایی دارند و متأسفانه بسیاری از مشتریان حاضر نیستند این هزینه را بپردازند.
وی در ادامه سخنان خود به وجود روش ماشینی در گیوهبافی اشاره کرد و گفت: در بعضی کارگاهها، رویه گیوه با ماشین بافته میشود. این کار سرعت تولید را خیلی بالا میبرد و هزینه را پایین میآورد، برای همین گیوههای ماشینی در بازار به مراتب ارزانتر از نوع دستی فروش میروند. اما در مقابل، کیفیت آنها قابل قیاس با گیوه دستباف نیست؛ ظرافت بافت دستی را ندارند، طرحهایشان یکنواخت و خشک است و زودتر هم خراب میشوند.
این هنرمند با اصالت در پایان گفت: گیوههایی که کاملاً با دست بافته میشوند، نه تنها وقت و انرژی بیشتری میبرند، بلکه ظریفتر، زیباتر و بادوامتر از نمونههای ماشینی هستند. در این گیوهها از زیرههای باکیفیتتر هم استفاده میشود؛ چون استادکار میداند محصولش قرار است سالها پای مشتری بماند.
به گزارش خبرنگار خانه بهاری؛ با شنیدن این روایت، شاید بهتر بتوان فهمید که چرا یک جفت گیوه دستباف نه یک کفش یک اثر هنری است؛ اثری که در تاروپودش صبر و زخمهای یک هنرمند جاری است.
هر سوراخ درفش، هر گره نخ و هر دقیقه خم شدن بر روی کار، قصهای از دلبستگی به هویت و سنت را روایت میکند. اما وقتی بازار و مشتری تنها به دنبال قیمت ارزانتر است، چه امیدی برای ماندگاری این هنر باقی میماند؟ در اینجاست که حمایتها و ارائه تسهیلات برای هنرمندان رنگ و بویی دیگر دارد، رنگ و بویی از جنس ادامه کار، ارزشمندی، پیشرفت، حمایت و امیدآفرینی.
شاید وظیفه ما تنها خرید یک جفت گیوه نیست، بلکه بازتعریف ارزشهایمان است؛ اینکه بدانیم پشت هر محصول دستساز، جهانی از تلاش و ظرافت نهفته که هیچ ماشینی قادر به بازآفرینی آن نخواهد بود.
بیشتر بخوانید:
پرونده ویژه | رقص انگشتان بر تار و پود بقا؛ روایت زنانی از فارس که با هنر، پایداری را میبافند




