عبارت معروف «الْجَارُ ثُمَّ الدَّارُ» در سیره حضرت زهرا (س) پاسخی به یکی از آسیبهای اخلاقی در خانوادههای امروز است. این آسیب همان انزوای خانوادگی است. در سبک زندگی مدرن کانون خانواده غالباً به جزیرهای منفک از پیرامون خود تبدیل شده است که تمام همّ و غم اعضای آن صرف تامین منافع شخصی و رفاه خود میشود. الگوی تربیتی خانه ای که بر محور منفعتطلبی فردی باشد نتیجتا فرزندانی را رشد میدهد که رنج و نیازهای دیگران را نادیده میگیرند و مسئولیتپذیری اجتماعی در ذهن آنها شکل نمیگیرد. توجه به این آموزه حضرت فاطمه سلام الله علیها راهکاری روشن برای اصلاح روند جامعهپذیری در کانون خانه ارائه میدهد و روابط انسانی را متوازن میکند.
البته تربیت بر پایه اولویت دادن به همسایه و دیگران به معنای نادیده گرفتن نیازهای داخلی خانه نیست بلکه الگویی کاربردی برای آموزش همدلی به فرزندان است. کودکی که در رفتارهای روزمره مادر خود میبیند که پیش از خواستههای شخصی، گرهگشایی از مشکلات اقوام و نیازمندان را مورد توجه قرار میدهد، به لحاظ درونی با این حکمت آشنا میشود. او از همان سالهای ابتدایی رشد درمییابد که زندگی انسانها به یکدیگر گره خورده است و نمیتوان در میان بحرانها و سختیهای دیگران، بیتفاوت و بیمسئولیت زندگی کرد. این درک عملی و ملموس مانع از شکلگیری شخصیتهای خودشیفته و بیتوجه به مسائل جامعه در نسل بعدی میشود و تعادل اخلاقی را به رفتار روزمره آن ها میآورد.
نگاه خودمحور در خانواده تبعات مستقیمی برای خود اعضا نیز به همراه دارد. در خانهای که روابط خود را با بیرون قطع میکند و تمام ملاکهای خوشبخت بودن را در داراییها و موفقیتهای فردی تعریف میکند فرزندانی شکننده و آسیبپذیر تربیت میکند. این کودکان در مواجهه با نخستین ناکامیهای اجتماعی یا چالشهای کاری دچار سرخوردگی شدید میشوند زیرا هیچ چشماندازی فراتر از دایره محدود زندگی شخصی خود ندارند. در مقابل خروج از لاک خودخواهی خانوادگی و مشارکت در حل مشکلات دیگران احساس مفید بودن را در اعضای خانواده افزایش میدهد و حسی واقعی از معنا و جهتگیری اخلاقی به رفتارهای روزمره آنها میبخشد.
اصلاح این الگوی تربیتی نیازمند اقداماتی ساده اما مستمر در رفتار روزمره والدین است. والدینی که فرزندان خود را در جابهجایی یک بار سنگین برای همسایه کهنسال، احوالپرسی از یک فامیل بیمار، یا اختصاص بخشی از پسانداز برای کمک به یک خانواده نیازمند مشارکت میدهند آموزش اخلاقی را از قالب سخنرانی وموعظه کلامی خارج کرده و به یک تجربه ملموس تبدیل میکنند. کودک در این فرایند عملی یاد میگیرد که دغدغهمندی برای دیگران یک فضیلت حاشیهای نیست بلکه شرط اصلی انسان بودن و سلامت اخلاقی است. او میآموزد که امنیت و آرامش واقعی خانه در محیطی معنا پیدا میکند که پیرامون آن نیز از سلامت، امنیت و احترام برخوردار باشد.
شهادت حضرت زهرا (س) یادآور این حقیقت تربیتی است که خانواده کانون پرورش انسانهای مسئولیتپذیر در برابر جامعه است نه ساختاری محصور برای انباشت رفاه فردی. الگوی «الْجَارُ ثُمَّ الدَّارُ» نشان میدهد که برای ساختن فرزندی باثبات، مهربان و دارای هویت اخلاقی محکم، باید توجخه او را از تمرکز صرف بر منافع شخصی خارج کرد. حقیقتا خانه ای که در آن دغدغه همسایه و جامعه حضور دارد فرزندانی تربیت میکند که در آینده نه تنها باری بر دوش دیگران نمیشوند بلکه تکیهگاهی محکم برای جامعه خود خواهند بود. این نگرش اصیل شالوده همدلی را از درون خانواده بنا مینهد و روابط انسانی را به شکل پایداری ترمیم میکند.


