خانواده؛ حلقه فراموش‌شده توسعه اقتصادی در فارس 

فارس در حالی به‌دنبال ترسیم مسیر توسعه پایدار است که یک پژوهشگر اقتصاد معتقد است ریشه بسیاری از چالش‌های اقتصادی نه در سیاست‌های کلان بلکه در نهاد خانواده نهفته است؛ نهادی که اگر در تربیت سرمایه انسانی آینده‌نگر ناکام بماند هیچ نسخه اقتصادی قادر به جبران آن نخواهد بود.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خانه بهاری، توسعه در فارس سال‌هاست در قالب برنامه‌های صنعتی، سرمایه‌گذاری، سیاست‌های حمایتی و اصلاحات ساختاری دنبال می‌شود اما پرسش اساسی اینجاست که جایگاه خانواده در این معادله کجاست؟

بدون شک خانواده در فارس تنها یک نهاد اجتماعی نیست بلکه نخستین مدرسه شکل‌گیری نگرش به کار، تولید، آینده و اخلاق اقتصادی است که اگر این نهاد در مواجهه با تحولات اقتصاد دانش‌بنیان، فناوری‌های نو و رقابت جهانی دچار عقب‌ماندگی شود آثار آن در بازار کار، بهره‌وری، مهاجرت نخبگان و حتی سرمایه اجتماعی استان نمایان خواهد شد.

بر اساس تحلیل‌های مطرح‌شده، خانواده صرفاً مصرف‌کننده نیست بلکه تولیدکننده سرمایه انسانی است؛ کیفیت ترجیحات زمانی، نوع نگاه به آموزش، تعریف موفقیت شغلی، سطح سواد مالی و میزان اعتماد و مسئولیت‌پذیری، همگی در محیط خانواده شکل می‌گیرند.

در شرایطی که نااطمینانی اقتصادی رفتارهای کوتاه‌مدت را تقویت می‌کند اگر خانواده‌ها به جای سرمایه‌گذاری بلندمدت بر مهارت‌آموزی، به حفظ دارایی یا مدارک صوری بسنده کنند چرخه‌ای از کوتاه‌مدت‌نگری بازتولید می‌شود که بهره‌وری و ظرفیت برنامه‌ریزی توسعه‌ای فارس را تضعیف خواهد کرد.

از سوی دیگر اگر خانواده در فارس نتواند خود را با موج‌های علمی و فناوری جهانی همگام کند نظام آموزشی نیز از فشار اجتماعی لازم برای به‌روزرسانی بازمی‌ماند؛ نتیجه چنین شکافی، افزایش بیکاری تحصیل‌کردگان، مهاجرت نیروهای متخصص و کاهش بازده سرمایه‌گذاری آموزشی در استان خواهد بود؛ بنابراین مسئله خانواده در فارس صرفاً یک دغدغه فرهنگی نیست بلکه موضوعی راهبردی در معادله توسعه است.

یک پژوهشگر و دکتری اقتصاد دانش آموخته دانشگاه شیراز در این باره گفت: در اقتصاد کلان متعارف، تحلیل با مدل جریان دایره‌وار درآمد آغاز می‌شود؛ جایی که خانواده عرضه‌کننده نیروی کار و دریافت‌کننده درآمد و بنگاه دریافت‌کننده عوامل تولید و عرضه‌کننده کالاهاست اما این تصویر ساده، واقعیتی عمیق‌تر را پنهان می‌کند؛ واقعیتی که بر اساس آن خانواده فقط مصرف‌کننده نیست بلکه پرورش دهنده انسانی است که حامل رفتارهای اقتصادی است.

امین عربی در گفت‌وگو با خبرنگار خانه بهاری افزود: اگر کیفیت این تربیت پایین باشد هیچ سیاست صنعتی، ارزی یا مالی قادر به جبران آن نخواهد بود؛ توسعه پایدار از خانه آغاز می‌شود، نه از بخشنامه.

او اضافه کرد: در سنت نهادگرایی به‌ویژه در تحلیل‌های نورث، توسعه نتیجه کیفیت نهادهای رسمی و غیررسمی است؛ نهادهای رسمی مانند قانون و دولت قابل اصلاح سریع‌ترند اما نهادهای غیررسمی یعنی ارزش‌ها، هنجارها و الگوهای رفتاری در طول نسل‌ها شکل می‌گیرند و عمدتاً در خانواده رشد می‌یابند که در ایران امروز بخش مهمی از چالش‌های توسعه‌ای را باید در همین سطح جست‌وجو کرد.

عربی ترجیحات زمانی را یکی از مهم‌ترین مسائل دانست و گفت: اقتصادی که گرفتار تورم مزمن و نااطمینانی ساختاری است به‌ تدریج رفتارهای کوتاه‌مدت را در سطح خانواده تثبیت می‌کند؛ وقتی خانواده‌ها به‌جای سرمایه‌گذاری بلندمدت بر آموزش مهارتی فرزندان به دنبال حفظ ارزش دارایی از طریق سفته‌بازی یا مصرف فوری هستند، نسل بعدی با ذهنیت کوتاه‌مدت وارد اقتصاد می‌شود؛ این چرخه کوتاه‌مدت‌نگری، بهره‌وری ملی را کاهش می‌دهد و ظرفیت برنامه‌ریزی بلندمدت را تضعیف می‌کند.

او شکاف میان آموزش رسمی و تحولات علمی و تکنولوژیک جهانی را از دیگر مسائل دانست و گفت: جهان وارد مرحله‌ای شده که اقتصاد دانش‌بنیان، هوش مصنوعی، زیست‌فناوری و تحول دیجیتال تعیین‌کننده مزیت رقابتی کشورهاست اما اگر خانواده‌ها درک روشنی از این تحولات نداشته باشند نظام آموزشی نیز با فشار اجتماعی کافی برای به‌روزرسانی مواجه نمی‌شود.

عضو انجمن اقتصاددانان ایران معتقد است خانواده‌ای که همچنان موفقیت را در مشاغل سنتی یا مدارک صوری می‌بیند به‌طور ناخواسته سرمایه انسانی نامتناسب با اقتصاد جهانی تولید می‌کند م نتیجه آن افزایش بیکاری تحصیل‌کردگان، مهاجرت نخبگان و کاهش بازده سرمایه‌گذاری آموزشی است.

او از سرمایه اجتماعی و اعتماد به عنوان یک مسئله مهم دیگر نام برد و افزود: در شرایطی که بی‌ثباتی اقتصادی و تجربه‌های منفی نهادی اعتماد عمومی را فرسایش می‌دهد اگر خانواده نتواند الگوی صداقت، مسئولیت‌پذیری و احترام به قواعد را بازتولید کند هزینه مبادله در اقتصاد افزایش می‌یابد؛ قراردادها شکننده می‌شوند، نظارت پرهزینه و رانت‌جویی جایگزین رقابت سالم می‌‌شود؛ توسعه در چنین شرایطی پرهزینه و ناپایدار خواهد بود.

عربی در خصوص نگرش به کار و تولید نیز گفت: اگر در محیط خانوادگی منزلت اجتماعی بیشتر با دسترسی به منابع رانتی یا موقعیت‌های غیرمولد تعریف شود تا با خلق ارزش و نوآوری، انگیزه کارآفرینی تضعیف می‌شود؛ در اقتصادی که نیازمند جهش بهره‌وری است چنین نگرشی مانعی جدی محسوب می‌شود؛ اخلاق کار پیش از آنکه در کارخانه یا اداره شکل بگیرد، در خانه تمرین می‌شود.

این پژوهشگر معتقد است بحران توسعه در ایران صرفاً بحران سیاست‌گذاری نیست بلکه بحران آگاه سازی نسلی نیز هست.

او در این باره گفت: هر نسلی که وارد بازار کار می‌شود حامل الگوهای رفتاری و ترجیحات شکل‌گرفته در خانواده است؛ اگر این الگوها با تحولات جهانی هم‌راستا نباشد شکاف توسعه عمیق‌تر می‌شود.

به گفته عربی، عقب‌ماندن خانواده‌ها از موج‌های علمی و تکنولوژیک جهانی، هزینه‌ای پنهان اما سنگین مانند کاهش بهره‌وری، افزایش مهاجرت، اتلاف سرمایه آموزشی و وابستگی تکنولوژیک ایجاد می‌کند و در چنین شرایطی، سرمایه‌گذاری در آموزش خانواده‌ها به یک ضرورت راهبردی تبدیل می‌شود.

عضو انجمن اقتصاددانان ایران یادآور شد: آموزش اقتصاد خانواده، سواد مالی، مهارت‌های فرزندپروری مبتنی بر آینده‌نگری، آشنایی با تحولات تکنولوژیک و تقویت فرهنگ یادگیری مادام‌العمر نه یک اقدام فرهنگی حاشیه‌ای بلکه سیاست توسعه‌ای است.

او اضافه کرد: خانواده‌ای که درک درستی از اقتصاد جهانی، فناوری‌های نو و مهارت‌های موردنیاز آینده داشته باشد فرزندانی پرورش می‌دهد که با اقتصاد جهانی هم‌افق‌اند نه در تعارض با آن.

عربی با اعتقاد به اینکه سرمایه‌گذاری در آموزش خانواده‌ها هزینه دارد اما هزینه عقب‌ماندن از آن بسیار بیشتر است، گفت: هر سال تأخیر در همگام‌سازی فرهنگی و مهارتی با تحولات جهانی، شکاف بهره‌وری را افزایش می‌دهد و بازگشت به مسیر رقابت را دشوارتر می‌کند؛ در جهانی که رقابت میان ملت‌ها بر سر دانش و نوآوری است خانواده‌ای که از این تحولات بی‌خبر بماند ناخواسته نسل آینده را از میدان رقابت خارج می‌کند.

این پژوهشگر افزود: اگر بپذیریم که خانواده علت بنیادی توسعه است سیاست توسعه در ایران باید از بازسازی این نهاد آغاز شود؛ اصلاح نرخ ارز، سیاست صنعتی یا برنامه‌های حمایتی بدون تحول در کیفیت آگاهی بخشی انسانی، اثرات محدود و موقتی خواهند داشت.

او معتقد است توسعه پایدار از خانه آغاز می‌شود از جایی که نگرش به کار، آینده، دانش و اخلاق اقتصادی شکل می‌گیرد و کیفیت خانواده ایرانی در مواجهه با تحولات جهانی، تعیین خواهد کرد که ایران در دهه‌های آینده بازیگری فعال در اقتصاد دانش‌بنیان باشد یا به مصرف‌کننده منفعل دستاوردهای دیگران تبدیل شود.

بدین ترتیب اگر فارس به‌دنبال جایگاهی فعال در اقتصاد دانش‌بنیان و رقابت منطقه‌ای است بازنگری در سیاست‌های مرتبط با خانواده یک ضرورت توسعه‌ای است نه یک انتخاب فرهنگی. آموزش اقتصاد خانواده، ارتقای سواد مالی، تقویت مهارت‌های آینده‌نگر در فرزندپروری و بازتعریف منزلت اجتماعی بر پایه تولید و نوآوری می‌تواند نقطه شروع اصلاح مسیر باشد.

بدون شک توسعه پایدار فارس از خانواده آغاز می‌شود؛ از همان جایی که نگرش به کار، آینده و دانش شکل می‌گیرد. بدون تقویت این نهاد سیاست‌های اقتصادی هرچند ضروری اما اثرگذارِ پایدار نخواهند بود. لذا آینده توسعه فارس را کیفیت خانواده‌های امروز آن تعیین می‌کند.

گزارش از فرزانه قنبر دزفولی

ارسال در:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید