بررسی منطق بیمارستان‌ها؛ یا طرح یا فرزند

به گزارش خانه بهاری در سال‌های اخیر که زنگ خطر پیری در ایران به صدا درآمده، شاهد تلاش دولت مردان برای تسهیل فرزندآوری بودیم. از تسهیلات و اهدای زمین و مابقی طرح‌های تشویقی گرفته است تا تأمین نیازهای یک خانواده برای فرزندآوری.

این‌که دولت در چقدر در این امر موفق بوده، ‌ موضوع این گزارش نیست، در این گزارش از زاویه دیگری می‌خواهیم به مسئله خانواده و جمعیت بپردازیم. شرایط کاری بانوان یکی از مسائلی هست که به دلیل سختی و عدم دیده‌شدن یک خانم، فرزندآوری را برای او سخت می‌کند، به‌ویژه در مشاغلی که حضور بانوان در آن یک ضرورت برای جامعه است.

در این گفت‌وگو به سراغ هانیه مصدقی، فارغ‌التحصیل رشته اتاق عمل در دانشگاه علوم پزشکی شیراز که در حال گذراندن طرح خود هست، رفتیم.

 

خودتان را معرفی کنید.

هانیه مصدقی هستم، ‌ متولد سال 77 که در سال 97 ازدواج کردم. خودم ترم 4 بودم و همسرم ترم 8 دانشگاه بودند که ازدواج کردیم و همسرم متولد 74 هستند. هر دو کارشناس اتاق عمل از دانشگاه علوم پزشکی شیراز هستیم.

در حال حاضر دو فرزند داریم، یک پسر ۴ساله و یک دختر ۲ساله. پسرم اواخر ترم 8 دانشگاه به دنیا آمد. الان بنده مشغول گذراندن طرح در بیمارستان حافظ هستم.

 

چرا در سن کم ازدواج کردید؟

همیشه تصورم این بود که در سن پایین ازدواج نمی‌کنم و قصد ادامه تحصیل و مشغول به کار شدن را داشتم. چون فکر می‌کردم تحصیل و کار و ازدواج با هم غیرممکن هست.

ولی وقتی وارد دانشگاه شدم، با افراد و گروه‌های مختلفی آشنا شدم که من را به مطالعه در زمینه ازدواج تشویق می‌کردند. من هم تصمیم گرفتم که کتاب‌ها و دوره‌های مختلفی در زمینه ازدواج و خانواده مطالعه کنم.

باتوجه‌به سفارش اسلام به ازدواج تصمیم گرفتم، ‌ خواستگارها بیشتر فکر کنم. البته همیشه مخالف این بودم که همسرم از رشته‌های دانشگاه علوم پزشکی باشد، اما یکی از خواستگارها همسرم بودند.

با ایشان در یک دانشگاه بودیم و آشنایی جزئی در انجمن علمی اتاق عمل داشتیم، فرد مذهبی و معتقدی بودند. البته آشنایی و خواستگاری به شکل سنتی و از طریق خانواده‌ها پیش رفت و قسمت ما داخل دانشگاه رقم خورد.

زمانی که دانشجو بودیم همسرم در یکی از درمانگاه‌ها کار دانشجویی می‌کردند و بعد از عروسی هم بلافاصله رفتند طرح و البته حمایت خانواده را هم داشتیم. اما اهل تلاش بودند و هم‌زمان با دانشگاه، کار دانشجویی هم انجام می‌دادند.

شرایط مادر در مشخص شدن مکان طرح هم در نظر گرفته می‌شود؟

نه اصلاً در نظر گرفته نمی‌شود. در ابتدا دنبال این بودم که در بخش اداری مرتبط طرحم را بگذرانم که اصلا همچین شرایطی فراهم نبود. با افراد زیادی هم صحبت کردم و حتی برخی از افراد اصلا برخورد مناسبی نداشتند. البته افراد دلسوزی هم بودند که راهنمایی کردند که بیمارستان حافظ شرایط بهتری برای من مادر داشته باشد.

 

منطق بیمارستان‌ها؛ یا طرح یا فرزند

پسرم اواخر ترم 8 به دنیا آمد و تقریبا تداخلی با درسم نداشت و زمانی که برای طرح می‌خواستم اقدام کنم تقریبا یک سال داشت ولی وقتی رفتم بیمارستان نمازی و خلیلی شیراز برای طرح به بنده گفتند که تعداد شیفت‌ها زیاد هست و نمی‌توانند با ما همکاری کنند و هیچ امتیاز مثبتی برای مادرانی که فرزند دارند، نبود.

به همین دلیل من انصراف دادم و مدتی هم برای طرح ثبت‌نام نکردم. تا زمانی که با اختلاف سنی دو سال با پسرم، ‌ دخترم را باردار شدم که پس از به دنیا آمدن دخترم، دوباره طرح ثبت‌نام کردم. زمانی که اسمم برای طرح درآمد، دخترم یک‌ساله بود و پسرم سه سال.

قبل از اینکه اسمم برای طرح اعلام شود، دائم ساختمان مرکزی دانشگاه علوم پزشکی شیراز می‌رفتم و صحبت می‌کردم که اگر ممکن هست جایی برای طرح بروم که شرایط آن برای من که مادر هستم بهتر باشد. با افراد مختلفی صحبت کردم که بیمارستان حافظ شیراز را پیشنهاد دادند.

چون از لحاظ حجم کاری سبک‌تر هست و همکاری بیشتری می‌شود. البته سرپرستار بخش با من همکاری داشته و شرایط نسبت به مابقی بیمارستان‌ها بهتر بوده است.

اگر واقعاً مسئله فرزندآوری خیلی مهم هست، باید زیرساخت‌ها و شرایط فرزندآوری برای مادرانی که لازم و واجب کفایی هست در جامعه حضور داشته باشند، فراهم شود.

 

الان که مشغول طرح هستید، شرایط شیفت‌ها مناسب یک خانم و یک مادر هست؟

در همه‌ی بیمارستان‌ها با شرایط مادران همراهی نمی‌شود، مگر این‌که خیلی پیگیری کنید و با افراد مختلف صحبت کنید که شاید همراهی شود. اما درحال حاضر در بیمارستانی که هستم سرپرستار بخش همکاری زیادی با من دارند.

در این بیمارستان تقریباً همه خانم هستند و شرایط هم را درک می‌کنند. به من بافاصله نوبت‌های مختلف می‌دهند و در فرصت‌های تعطیلی من را معاف می‌کنند. ولی دوستان دیگرم که در بیمارستان‌های دیگر هستند چنین شرایطی برایشان فراهم نیست.

 

الان چه مقدار از طرح شما باقی‌مانده؟

در کل دو سال و نیم طرح دارم که به دلیل انصراف‌های اجباری که از طرح دادم، شش ماه اضافه طرح داشتم؛ اما یک‌سال از طرح به دلیل دو فرزندی که دارم بخشیده می‌شود. الان یک‌سال از طرح را رفتم و حدود یک سال دیگر از طرح باقی‌مانده است.

الان فکر کنم اضافه طرح را برای مادران برداشته باشند که اگر این اتفاق افتاده باشد خیلی کمک‌کننده هست به مادران که مجبور هستند با تأخیر در طرح شرکت کنند.

 

به نظر شما شیوه مناسب برگزاری طرح‌ها به چه صورت هست؟

من الان در محیط بالینی مشغول هستم و خیلی از خانم‌ها تمایل دارند که در محیط بالینی مشغول به فعالیت شوند. اما می‌شود شرایطی فراهم کرد برای مادران که چند ماهی بخش اداری بیمارستان باشند یا اگر در بخش بالینی هستند با آن‌ها همکاری شود و نوبت‌های کمتری به آن‌ها داده شود.

با مادران همکاری شود که خودشان بیمارستان طرحشان را انتخاب کنند و فرهنگ حاکم، ‌ نگاه بدی نسبت به مادران نداشته باشند که چون مادر هست بیشتر با او همراهی می‌کنند، چون این حق یک مادر هست وقتی جامعه نیاز به نسل جدید دارد، شرایط آن را هم فراهم کند برای کسانی که در این زمینه مسئولیت می‌پذیرند.

یا این‌که برای مادرانی که همسرشان همراهی نمی‌کنند یا شخصی را برای نگهداری فرزندشان ندارند، در محیط بیمارستان‌ها مهدهایی باشد که فرزند پیش مادرش باشد و مادر بتواند دائم به او سر بزند.

در بیمارستان‌هایی که زنانه نیست، باید شرایطی در نظر گرفته شود که حریم‌های بیشتر رعایت شود که از نظر روانی بر خانم‌ها فشاری نباشد، ‌ اما در این بیمارستانی که بنده مشغول هستم محیط زنانه هست که خوشبختانه من با این مسائل مواجه نیستم.

 

به‌عنوان یک مادر، کار و همسرداری و تربیت فرزند باهم ممکن هست؟

قطعاً وقتی من سرکار هستم، خیلی مسائل دیگری مطرح هست. زمانی که قرار بود من در خانه پیش فرزندانم باشم، یک‌زمان زیادی را سرکار هستم و فرزندانم یا پیش مادربزرگ‌هایشان یا پیش همسرم هستند. بنابراین، مستلزم این هست که دائم مطالعه و برنامه‌ریزی داشته باشم که بتوانم در همان زمانی که در خانواده هستم، هم بتوانم به مسائل روحی فرزندانم رسیدگی کنم و هم از لحاظ جسمی. بدون برنامه‌ریزی این اتفاق محقق نمی‌شود.

در حال حاضر باید از یک‌سری از تفریحات خودم چشم‌پوشی کنم تا بتوانم انرژی هم برای کار داشته باشم و هم برای فرزندان و همسرم. واقعاً جمع‌شدن این چند مورد غیرممکن نیست؛ اگر همکاری همسر، ‌ مادر و اطرافیان باشد. الحمدلله مادرم برای نگهداری فرزندانم همکاری داشتند، چون اگر می‌خواستم دو فرزندم را مهد بفرستم، ‌ ممکن بود شرایط خیلی سخت‌تر شود.

الان به دلیل در گردش بودن شیفت‌ها، با همسرم شیفت مخالف هم برمی‌داریم که حتماً زمانی را پیش فرزندانمان باشیم. البته چون دو فرزند دارم، این شرایط را بهتر کرده است تا زمانی که تک باشند. چون الان باهم بازی می‌کنند و کمتر دلتنگ من هستند. قبلاً که فقط پسرم را داشتم، ‌ زمانی که یک کلاس می‌خواستم شرکت کنم جای خالی من را بیشتر حس می‌کرد تا الان که دو نفر هستند و باهم مشغول بازی می‌شوند. همین مسئله باعث شده که به داشتن فرزندان بیشتری فکر کنم، چون هرچقدر بیشتر باشند هم برای رشد و تربیت خودشان بهتر هست و هم برای من که یک مادر شاغل هستم.

البته کم‌کاری‌های از جانب بنده هم صورت می‌گیرد، اما بنده به دلیل روحیاتی که دارم تمایل دارم بیرون از خانه هم مشغول باشم و این باعث می‌شود که از لحاظ روحی، ‌ شرایط بهتری داشته باشم. به‌ویژه که به بنده به‌عنوان یک خانم در محیط درمان نیاز هست، آن هم در بیمارستان‌‌هایی که مختص به بانوان است. خستگی روحی ندارم و فقط خستگی جسمی هست که این هم با مدیریت و گذشتن از یک‌سری مسائل می‌شود آن را رفع کرد و برای خانواده بیشتر زمان گذاشت.

 

چطور در زمان شیفت‌ها فرزندانتان را مدیریت می‌کنید؟

الان به این صورت هست که هفت یا هشت تا شیفت داخل هفته دارم، به این صورت هست که دو لانگ یا یک لانگ و تک شیفت فرزندانم پیش مادرم هستند، و بقیه در کنار همسرم هستند و یا باهم به صورتی شرایط را مدیریت می‌کنیم. زمانی که پیش مادرم هستند باتوجه‌به محیط خانواده کاملاً سرگرم و مشغول هستند، ‌ زمانی که پیش همسرم هستند زمان کمتری هست که باتوجه‌به این‌که دو نفر هستند، ‌ سرگرم می‌شوند.

زمانی که منزل هستم بازی‌های خاصی را طراحی می‌کنم یا تفریحاتی در نظر می‌گیریم که نبود من در روحیاتشان اثر منفی نگذارد. البته قطعاً نبود مادر اثرات خودش را دارد؛ اما تلاش بر این هست که این اثرات به کمترین مقدار خودش برسد و الحمدلله تا الان مسئله خاصی پیش نیامده است.

زمانی با یکی از جراحان بخش که سه فرزند داشتند صحبت می‌کردم که ایشان نگران این اثرات نبودنشان پیش فرزندانشان نیستند که ایشان به بنده گفتند که «حضرت محمد (ص) هم بدون پدر و مادر بزرگ شدند، اگر قرار بر این باشد که فردی در راه درستی قرار بگیرد خداوند شرایط آن را به‌واسطه محیط‌های دیگری هم فراهم می‌کند. ما کار خودمان را درست انجام می‌دهیم و فضای امن را برای فرزندانمان فراهم کردیم، نگران مابقی مسیر نباید بود.»

البته در این مسیر دوره‌های تربیت فرزند به من کمک کرده است که در مقابل چالش‌ها چطور عمل کنم و گروه‌های دوستانه‌ای هم داریم که به صورت هفتگی باهم بیرون می‌رویم تا محیط دوستی امنی هم برای فرزندانمان فراهم کنیم.

 

میزان همراهی همسرتان به چه صورت هست؟

همسرم در این مسیر واقعاً همراه هستند و همکاری می‌کنند. اگر همراهی همسرم نبود شرایط خیلی سخت بود. در نگه‌داری فرزندان، ‌ کارهای منزل خیلی کمک می‌کنند که این مسئله خیلی کمک‌کننده هست و باعث شده است که من هم خسته نشوم.

همراهی همسر خیلی به این بستگی دارد که زمانی که شریک زندگی خود را انتخاب می‌کنید، به این مسائل هم دقت کنید که چقدر همراه هستند.

البته اینکه والدین در سن کم بچه‌دار شوند، باعث می‌شود که پدر و مادر هم حوصله و صبوری همراهی و تربیت فرزند را بیشتر داشته باشند. البته کمک مادرم هم بوده که اگر همسرم و مادرم همراهی نمی‌کردند، من هیچ‌وقت نمی‌توانستم طرح شرکت کنم.

 

سخن پایانی

هیچ کاری غیرممکن نیست، به‌ویژه وقتی که هدفمان مشخص باشد و بدانیم که چه هدفی در این زندگی داریم و مسئولیت ما در این دنیا چی هست، خیلی راحت‌تر می‌توان مسائل پیشرو را پشت سر گذاشت و مسائل را ساده‌تر گرفت.

باید برنامه‌ریزی داشت و برای رضای خدا کار کنیم و اگر این مورد را در نظر نگیریم، قطعاً به نتیجه نمی‌رسیم.

ارسال در:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید