جنگ همواره بیش از آنکه میدان رویارویی قدرتها باشد، عرصه رنج انسانهای بیگناه است. در میان همه شهدا، کودکان آسیبپذیرترین و مظلومترین گروهی هستند که بدون هیچ نقشی در شکلگیری درگیریها، بیشترین صدمات را متحمل میشوند. در روزهای اخیر نیز گزارشهای متعددی از حملات به مناطق مسکونی و محل زندگی خانوادهها منتشر شده که در میان قربانیان آن، نوزادان و کودکان بیگناه دیده میشوند؛ کودکانی که هنوز زندگی را بهدرستی تجربه نکردهاند اما نامشان در میان قربانیان جنگ ثبت شده است.
یکی از تلخترین نمونهها پس از شهادت کودکان مینابی مربوط به حمله هوایی روز قدس به شهرستان بهارستان در استان تهران است. در این حمله، کودک ۱۶ ماهه که در آبان ۱۴۰۳ متولد شده بود، به شهادت رسید. این کودک خردسال در حالی قربانی حملات شد که هنوز حتی دو سال از عمر کوتاهش نگذشته بود. شهادت چنین کودکانی نشان میدهد که در جنگ، خانهها و خانوادهها نیز از آسیب در امان نمیمانند.
آمارهای منتشر شده از سوی وزارت بهداشت نیز تصویر نگرانکنندهای از وضعیت قربانیان غیرنظامی ارائه میدهد. بر اساس این آمار، از آغاز جنگ تحمیلی رمضان تاکنون ۲۲۳ زن به شهادت رسیدهاند که در میان آنان سه مادر باردار نیز حضور داشتهاند. همچنین ۲۰۲ کودک در این حملات شهید شده اند؛ کودکانی که ۱۲ نفر از آنان زیر پنج سال سن داشتهاند. افزون بر این، ۴۱ کودک زیر دو سال نیز در جریان حملات مجروح شدهاند. این آمار نشان میدهد که بخش قابل توجهی از قربانیان جنگ را گروههای آسیبپذیر جامعه یعنی زنان و کودکان تشکیل میدهند.
در کنار تلفات انسانی، زیرساختهای درمانی نیز از آسیبها بینصیب نماندهاند. بر اساس گزارشها، ۱۵۳ مرکز بهداشتی در کشور در جریان حملات آسیب دیدهاند و حداقل پنج نفر از کارکنان حوزه بهداشت تاکنون به درجه رفیع شهادت رسیدهاند. با این حال، کارکنان نظام سلامت تلاش کردهاند خدمات درمانی را بدون وقفه ادامه دهند تا از جان مجروحان و آسیبدیدگان محافظت کنند.
در یکی دیگر از حوادث تلخ، حمله به یک منزل مسکونی در شهر ایوان در استان ایلام باعث شهادت شش نفر از اعضای یک خانواده شد. در میان شهدای این حادثه، یک کودک شش ماهه نیز حضور داشت. انفجار شدید ناشی از این حمله، ساختمان محل سکونت این خانواده را بهطور کامل تخریب کرد و نیروهای امدادی برای نجات احتمالی افراد زیر آوار وارد عمل شدند. این حادثه نمونهای دیگر از تأثیر مستقیم جنگ بر زندگی خانوادهها و کودکان است.
از دردناکترین روایتهای این روزها، داستان نوزاد سهروزهای به نام «مجتبی» است که در جریان حملات هوایی به مناطق روستایی اطراف اراک به شهادت رسید. این نوزاد که تنها سه روز از تولدش گذشته بود، در آغوش مادرش و در پی اصابت موشک به منزل مسکونی خانوادهاش شهید شد. خانه این خانواده بهطور کامل تخریب شد و نام این نوزاد به عنوان کوچکترین شهید این جنگ در ذهن مردم باقی ماند.
در گزارشهای دیگری نیز به حملات علیه مراکز عمومی اشاره شده است. از جمله حمله موشکی به پارک بازی کودکان و یک پایگاه اورژانس در شهرک زیباشهر شیراز که به شهادت ۲۰ شهروند و مجروح شدن ۳۰ نفر انجامید. در میان شهدا، دو نفر از کارشناسان اورژانس نیز هنگام خدمترسانی به مردم شهید شدند. حمله به مکانی که محل بازی و شادی کودکان بوده است، بار دیگر نشان میدهد که جنگ چگونه میتواند فضای امن زندگی را برای خانوادهها از بین ببرد.
غمانگیزترین روایتها به حادثهای بازمیگردد که در آن بیش از ۱۶۰ کودک در میناب به شهادت رسیدند؛ کودکانی که در زمان وقوع حمله، در مدرسه حضور داشتند و مشغول تحصیل بودند. این حادثه تلخ بار دیگر نشان داد که در جنگها، حتی امنترین مکانها برای کودکان نیز ممکن است در معرض خطر قرار گیرد.
در میان این روایتهای غمانگیز از شهادت کودکان و خردسالان، نامی نیز دیده میشود که اندوه را دوچندان میکند؛ زهرا محمدی گلپایگانی، کودک معصوم و ۱۴ماههای که در حمله نیروهای متجاوز آمریکایی و صهیونیستی به شهادت رسید. او نوه زیبای مقام معظم رهبری بود و شهادتش نهتنها دل یک خانواده بلکه قلب ملتی را به درد آورد. یاد او و تمام کودکانی که در این روزهای تلخ، بیهیچ گناهی قربانی خشونت و جنگ شدند، برای همیشه در حافظه مردم باقی خواهد ماند.

این تنها بخشی از داستان سنگین و جانسوز شهادت کودکان است؛ روایت مظلومیتی که در هر خانه و در هر شهر، نشانهای از درد و دلاوری بهجا میگذارد.
با وجود همه این تلخیها، در میان مردم ایران نوعی همبستگی و روحیه ایستادگی نیز شکل گرفته است. کودکان در شهرهای مختلف کشور، هرچند کوچک و کمسنوسال، اما نماد امید و مقاومت خانوادهها هستند. آنان مهمانان کوچک شبهای ایستادگیاند؛ کودکانی که در کنار خانوادههایشان تلاش میکنند در میان سختیها، امید به آینده را حفظ کنند.
جنگ شاید خانهها را ویران کند و زندگیها را دگرگون سازد، اما یاد و نام کودکانی که بی گناه قربانی این حوادث شدهاند در حافظه جمعی جامعه باقی خواهد ماند. روایت زندگی کوتاه و مظلومانه این کودکان، یادآور مسئولیت بزرگ جامعه جهانی برای حفاظت از جان غیرنظامیان و بهویژه کودکان است؛ کودکانی که حق دارند در امنیت، آرامش و شادی بزرگ شوند.


