نواهای عاشورایی، تنها موسیقیهای مذهبی یا آیینیهای غمگین نیستند؛ بلکه زبان تاریخ و هویت شیعی محسوب میشوند. این نواها، از دیرباز بهعنوان یکی از عمیقترین ابزارهای انتقال فرهنگ عاشورا، کارکردهای تربیتی گستردهای داشتهاند؛ بهویژه در شکلدهی شخصیت کودک و نوجوان که مرحله حساسی از هویتسازی انسانی است.
کودک در اولین مواجهه با نواهای عاشورایی، بدون درک عقلانی از مفاهیم، صرفاً تأثیر عاطفی و احساسی میپذیرد. روانشناسان تربیتی معتقدند مرحله نخست شکلگیری ارزشها، مرحله عاطفی است. وقتی کودک صدای مرثیه را میشنود، لحن سوزناک، ریتم آرام و محتوای غمگین، احساس همدردی و اندوه را در او برمیانگیزد. این تجربه عاطفی، به تدریج تبدیل به یک حس معنوی پایدار در بستر ناخودآگاه او میشود؛ حسی که بعدها زمینهساز درک مفهومی مفاهیم عاشورایی خواهد بود.
برای نوجوان اما، کارکرد نواهای عاشورایی فراتر میرود. در این سن، نوجوان با سوالهای هویتی مواجه است: «کیستم؟ چرا باید با ظلم مقابله کنم؟ ارزش زندگی چیست؟» نواهای عاشورایی در این مرحله، علاوه بر ایجاد پیوند عاطفی، به تقویت هویت ارزشی و دینی نوجوان کمک میکنند. وقتی نوجوان نوحههایی را میشنود که شجاعت حضرت علیاکبر(ع)، غیرت حضرت عباس(ع)، و ایثار یاران امام حسین(ع) را روایت میکنند، در حقیقت با الگوهای واقعی، عینی و الهامبخش مواجه میشود؛ الگوهایی که در تضاد کامل با قهرمانان پوشالی رسانههای غربی هستند. این تضاد، نوجوان را به بازسازی نظام ارزشی شخصیاش در بستر هویت دینی و تاریخی وامیدارد.
ابعاد نواهای عاشورایی تنها در حوزه عاطفه و هویتسازی خلاصه نمیشود. این نواها به عنوان یک حافظه جمعی، کودک و نوجوان را در بستر تاریخ و اجتماع شیعی قرار میدهند. هر سال، با آغاز محرم و شنیده شدن نواهای عاشورایی، حافظه تاریخی زنده میشود و کودک درمییابد که بخشی از یک امت تاریخی است؛ امتی که قرنهاست ظلمستیزی، وفاداری و ایثار را تمرین میکند. این حس تعلق به یک تاریخ و فرهنگ والا، احساس عزتمندی هویتی را در او تقویت میکند.
از منظر جامعهشناختی دین نیز، نواهای عاشورایی پیوند اجتماعی میان نسلها را برقرار میکنند. کودکی که کنار پدر و مادر یا در هیئت، صدای روضه را میشنود، همان احساسی را تجربه میکند که نسلهای پیش از او داشتهاند. این تجربه مشترک، یک انسجام هویتی عمیق میآفریند؛ انسجامی که مانع از استحاله فرهنگی او در مواجهه با تهاجم رسانههای غربی میشود.
نکته مهم دیگر، ظلمستیزی درونی شده در کودکان و نوجوانانی است که با این نواها رشد میکنند. روایتهای عاشورایی، چه در قالب نواها و چه در روضهها، همواره بر حقطلبی و مقابله با باطل تأکید دارند. این مفاهیم، با تکرار در ذهن و ضمیر کودک و نوجوان، به بخشی از وجدان اخلاقی او تبدیل میشوند؛ به گونهای که در مواجهه با هر نوع ظلم در زندگی فردی و اجتماعی، حس مسئولیتپذیری در او بیدار میشود.
بنابراین، نواهای عاشورایی را میتوان زبان تربیت دل، عقل و هویت دانست. زبانی که کودک را از مسیر احساس، به مفاهیم متعالی انسانی پیوند میزند و نوجوان را از بحران هویت، به هویت قهرمانپرور و ظلمستیز عاشورایی میرساند. اگر بگوییم بدون این نواها، تربیت عاشورایی ناقص خواهد بود، گزافه نگفتهایم. چرا که دل، نخست با صوت بیدار میشود؛ و عاشورا، مدرسه بیداری دلهاست.


