اعتیاد، بیماری مزمنی است که درمان آن فراتر از قطع مصرف مواد و عبور از مرحله سمزدایی است؛ بیماریای که علاوه بر تغییرات جسمی و مغزی، ابعاد روانی، خانوادگی و اجتماعی زندگی فرد را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. ازاینرو، دستیابی به بهبودی پایدار نیازمند درمان تخصصی، حمایت مستمر، اصلاح سبک زندگی و برنامهریزی برای پیشگیری از بازگشت به مصرف است.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خانه بهاری، دکتر هانیه بنیاسدیپور، متخصص روانپزشکی و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی شیراز، در گفتوگو با خبرنگار خانه بهاری، با تأکید بر ضرورت نگاه علمی و غیرقضاوتگرانه به اعتیاد، این اختلال را بیماری مزمن اما قابل درمان دانست و به تشریح ابعاد مختلف درمان، نقش خانواده، باورهای نادرست درباره اعتیاد و راهکارهای پیشگیری از عود پرداخت.
خانه بهاری: چرا اعتیاد را یک بیماری مزمن میدانیم و آیا درمان آن به معنای پایان قطعی بیماری است؟
دکتر بنیاسدیپور: اعتیاد یک اختلال مزمن روانپزشکی است که میتواند عملکرد مغز، رفتار، تصمیمگیری و کنترل تکانههای فرد را تحت تأثیر قرار دهد. در این بیماری، فرد بهتدریج بخش قابل توجهی از زمان، انرژی و منابع مالی خود را صرف تهیه و مصرف ماده میکند و ممکن است با وجود آگاهی از پیامدهای منفی، همچنان در برابر ولع مصرف آسیبپذیر باشد.
باید توجه داشت که درمان موفق الزاماً به معنای از بین رفتن همیشگی خطر بازگشت نیست، بلکه هدف اصلی، کنترل بیماری، کاهش آسیبها و کمک به فرد برای بازگشت به زندگی سالم، سازنده و بدون مصرف مواد است. همانطور که در بسیاری از بیماریهای مزمن، مراقبت و پیگیری طولانیمدت ضرورت دارد در اعتیاد نیز درمان باید با برنامهای مستمر و متناسب با شرایط بیمار ادامه پیدا کند.
مصرف طولانیمدت مواد میتواند باعث تغییراتی در مدارهای مغزی شود؛ از جمله کاهش حساسیت سیستم پاداش که ممکن است به کاهش لذت از فعالیتهای عادی زندگی، یا همان «آنهدونیا»، منجر شود. همچنین، عملکرد مدارهای مرتبط با خودکنترلی ممکن است تضعیف شود و حساسیت فرد به استرس و محرکهای مرتبط با مصرف افزایش یابد.
خانه بهاری: آمارها از احتمال بازگشت به مصرف در بخشی از بیماران خبر میدهند. چگونه باید با این مسئله برخورد کرد؟
دکتر بنیاسدیپور: در مطالعات، میزان عود در اختلال مصرف مواد حدود ۴۰ تا ۶۰ درصد گزارش شده است؛ هرچند این میزان با توجه به نوع ماده، ویژگیهای بیمار، نوع درمان و مدت پیگیری متفاوت است. این موضوع نشان میدهد که اعتیاد، مانند برخی بیماریهای مزمن دیگر، به مراقبت و مدیریت مداوم نیاز دارد.
نکته مهم این است که بازگشت به مصرف نباید بهعنوان نشانه ضعف شخصیت یا شکست کامل بیمار تلقی شود. عود میتواند نشاندهنده این باشد که بخشی از برنامه درمانی به تقویت یا بازنگری نیاز دارد. در چنین شرایطی، لازم است عوامل زمینهساز بررسی شوند و با کمک تیم درمان، راهکارهای مؤثرتری برای مدیریت ولع مصرف، استرس و موقعیتهای پرخطر در نظر گرفته شود.
خانه بهاری: مسیر درمان اعتیاد از کجا آغاز میشود و آیا برای همه بیماران میتوان یک برنامه درمانی واحد در نظر گرفت؟
دکتر بنیاسدیپور: خیر؛ درمان اعتیاد باید فردمحور و متناسب با وضعیت هر بیمار طراحی شود. نوع ماده مصرفی، مدت و شدت مصرف، وضعیت جسمی و روانی، سابقه درمانهای قبلی، وجود اختلالات روانپزشکی همراه و میزان حمایت خانواده و اطرافیان، همگی در انتخاب روش درمان نقش دارند.
درمان معمولاً با ارزیابی وضعیت بیمار و بررسی میزان آگاهی و آمادگی او برای تغییر آغاز میشود. در برخی افراد، هنوز پذیرش روشنی نسبت به وجود مشکل شکل نگرفته است؛ در برخی دیگر، فرد از پیامدهای مصرف آگاه است، اما برای شروع درمان تردید دارد. گروهی نیز آمادگی بیشتری برای تغییر دارند و میتوانند وارد مرحله اقدام شوند.
در این مسیر، رویکردهایی مانند مصاحبه انگیزشی و مدل مراحل تغییر به درمانگر کمک میکنند تا متناسب با آمادگی فرد، مداخله مناسبتری انتخاب کند. پس از شروع تغییرات رفتاری نیز مرحله نگهداری و تثبیت بهبودی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا بیمار باید بتواند دستاوردهای درمان را در زندگی روزمره حفظ کند.
خانه بهاری: نقش دارودرمانی و رواندرمانی در درمان اعتیاد چیست؟
دکتر بنیاسدیپور: درمان مؤثر اعتیاد معمولاً به ترکیبی از مداخلات دارویی و روانشناختی نیاز دارد. انتخاب دارو به نوع ماده مصرفی، وضعیت بیمار و ارزیابی تخصصی بستگی دارد. در برخی موارد، سمزدایی و کنترل علائم ترک ضروری است، اما باید تأکید کنم که سمزدایی بهتنهایی درمان کامل اعتیاد محسوب نمیشود.
رواندرمانی نیز به فرد کمک میکند تا محرکهای مصرف را بشناسد، با ولع و هیجانهای دشوار کنار بیاید، مهارتهای حل مسئله و مدیریت استرس را تقویت کند و برای موقعیتهای پرخطر آمادگی بیشتری داشته باشد. در کنار این موارد، مداخلات خانوادگی، درمانهای گروهی و پیگیریهای منظم نیز میتوانند نقش مؤثری در روند بهبودی داشته باشند.
از آنجا که اعتیاد هم با تغییرات زیستی و مغزی ارتباط دارد و هم از عوامل روانی، خانوادگی و اجتماعی تأثیر میپذیرد، در بسیاری از موارد، ترکیب دارودرمانی و رواندرمانی میتواند نتایج بهتری نسبت به استفاده از هر یک از این روشها بهتنهایی به همراه داشته باشد.
خانه بهاری: یکی از باورهای رایج این است که فرد معتاد، اگر اراده کافی داشته باشد، میتواند بهتنهایی مصرف را کنار بگذارد. این دیدگاه تا چه اندازه صحیح است؟
دکتر بنیاسدیپور: این باور یکی از برداشتهای نادرستی است که گاهی مانع مراجعه افراد به مراکز درمانی میشود. اعتیاد را نمیتوان صرفاً با ضعف اراده توضیح داد. مصرف مزمن مواد میتواند عملکرد مغز و سازوکارهای مرتبط با پاداش، انگیزه و کنترل رفتار را تغییر دهد و در نتیجه، مقاومت در برابر ولع مصرف برای فرد دشوار شود.
البته انگیزه، تصمیم فرد و مشارکت فعال او در درمان اهمیت زیادی دارد، اما اراده بهتنهایی کافی نیست. فرد برای بهبودی به آموزش، درمان علمی، حمایت مناسب و یادگیری مهارتهای مقابلهای نیاز دارد. همچنین، شناسایی محرکها، تغییر محیطهای پرخطر، ایجاد روابط سالم و اصلاح سبک زندگی میتواند به کاهش احتمال بازگشت به مصرف کمک کند.
بنابراین، بهجای سرزنش فرد یا متهم کردن او به بیارادگی، باید شرایطی فراهم کنیم که بتواند از خدمات درمانی استفاده کند و با حمایت تخصصی، مسیر بهبودی را طی کند.
خانه بهاری: برخی خانوادهها تصور میکنند باید منتظر بمانند تا فرد به اصطلاح به آخر خط برسد و سپس برای درمان اقدام کنند. نظر شما درباره این رویکرد چیست؟
دکتر بنیاسدیپور: انتظار برای رسیدن فرد به مرحله بحرانی، رویکرد مناسبی نیست و ممکن است پیامدهای جسمی، روانی، خانوادگی و اجتماعی بیماری را تشدید کند. برای شروع درمان، نیازی نیست که فرد تمام فرصتهای زندگی خود را از دست بدهد یا با بحران شدیدی مواجه شود.
گاهی نگرانی خانواده، مشکلات شغلی، افت عملکرد تحصیلی، بروز مسائل جسمی و روانی یا حتی افزایش آگاهی خود فرد درباره پیامدهای مصرف، میتواند زمینه شروع درمان را فراهم کند. خانوادهها باید بدانند که مداخله زودهنگام اهمیت زیادی دارد و مراجعه به روانپزشک یا متخصص اعتیاد میتواند به شناسایی مشکل و انتخاب مسیر مناسب کمک کند.
در عین حال، نحوه برخورد خانواده باید آگاهانه باشد؛ نه سرزنش و طرد فرد کمکی به درمان میکند و نه حمایتهایی که ناخواسته به ادامه مصرف و نادیده گرفتن پیامدهای آن منجر شوند. خانواده باید ضمن حفظ ارتباط عاطفی و حمایت از روند درمان، مرزهای روشن و سالمی نیز داشته باشد.
خانه بهاری: چه عواملی احتمال عود را افزایش میدهند و چگونه میتوان از بازگشت به مصرف پیشگیری کرد؟
دکتر بنیاسدیپور: عود معمولاً حاصل یک عامل منفرد نیست، بلکه مجموعهای از عوامل زیستی، روانی و محیطی در آن نقش دارند. استرس، هیجانهای منفی، ارتباط با محیطها یا افرادی که مصرف مواد را تسهیل میکنند، دسترسی به ماده، ضعف مهارتهای مقابلهای و نبود حمایت کافی میتوانند احتمال بازگشت به مصرف را افزایش دهند.
به همین دلیل، برنامه درمانی باید فراتر از قطع مصرف طراحی شود. بیمار لازم است یاد بگیرد در موقعیتهای پرخطر چگونه رفتار کند، با فشارهای روانی چه برخوردی داشته باشد و در صورت افزایش ولع مصرف، از چه راهکارهایی استفاده کند. تنظیم خواب، فعالیت بدنی متناسب، داشتن برنامه روزانه، بازسازی روابط اجتماعی سالم و پیگیری منظم درمان نیز اهمیت دارد.
در صورت بروز عود، لازم است بیمار هرچه زودتر با تیم درمان ارتباط بگیرد تا علتهای بازگشت بررسی و برنامه درمانی متناسب با شرایط جدید اصلاح شود. برخورد سریع و حمایتی میتواند از تداوم مصرف و تشدید آسیبها جلوگیری کند.
خانه بهاری: خانوادهها در دوران درمان و پس از آن چه نقشی بر عهده دارند؟
دکتر بنیاسدیپور: خانواده میتواند یکی از مهمترین منابع حمایت در مسیر بهبودی باشد، اما این حمایت باید آگاهانه و هدفمند باشد. گوش دادن بدون تحقیر، تشویق فرد به ادامه درمان، توجه به پیشرفتهای کوچک و همکاری با متخصصان، از جمله اقداماتی است که میتواند به افزایش انگیزه بیمار کمک کند.
گفتوگو از مریم شمالیان



