به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خانه بهاری، اعتیاد، پدیدهای پیچیده و چندبعدی است که پیامدهای آن تنها به فرد مصرفکننده محدود نمیشود، بلکه بهتدریج روابط خانوادگی، امنیت روانی اعضای خانواده، اعتماد متقابل و کیفیت زندگی آنان را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. در چنین شرایطی، خانواده نخستین حلقهای است که با نگرانیها، تعارضها، احساس درماندگی و پرسشهای بیشمار مواجه میشود؛ اینکه چگونه باید با فرد مبتلا به اعتیاد رفتار کرد، مرز میان حمایت و وابستگی ناسالم کجاست و چگونه میتوان بدون نادیده گرفتن آسیبها، مسیر بهبودی را هموار کرد؟
در مواجهه با اعتیاد، نه محبت بهتنهایی کافی است و نه برخوردهای صرفاً منطقی و قاطعانه میتواند راهگشا باشد. آنچه اهمیت دارد، تلفیق عشق و همدلی با آگاهی، شناخت علمی و رفتار مسئولانه است؛ رویکردی که هم شأن و کرامت فرد مبتلا را حفظ کند و هم سلامت روان و امنیت سایر اعضای خانواده را در نظر بگیرد.
خانه بهاری در همین زمینه با دکتر ملیحه ربانی، روانشناس بالینی و متخصص حوزه روانشناسی سلامت، به گفتوگو مینشیند تا ابعاد روانشناختی اعتیاد، نقش خانواده در روند درمان و ضرورت تغییر نگرشها و رفتارها در مواجهه با این مسئله را بررسی کند.
اعتیاد؛ مسئلهای فراتر از اراده فردی
دکتر ملیحه ربانی با تأکید بر ضرورت اصلاح نگاه جامعه به پدیده اعتیاد میگوید: اعتیاد را نمیتوان صرفاً به ضعف اراده، بیمسئولیتی یا انتخاب نادرست یک فرد تقلیل داد. این پدیده مسئلهای پیچیده است که عوامل زیستی، روانشناختی، خانوادگی و اجتماعی در شکلگیری و تداوم آن نقش دارند.
وی میافزاید: برخوردهای مبتنی بر سرزنش، تحقیر و برچسبزنی نهتنها کمکی به حل مسئله نمیکند، بلکه ممکن است احساس شرم، انزوا و ناامیدی را در فرد افزایش دهد و او را از دریافت کمک تخصصی دور کند.
این روانشناس بالینی ادامه میدهد: درک ماهیت بیماری اعتیاد به معنای نادیده گرفتن پیامدهای رفتارهای آسیبزا یا سلب مسئولیت از فرد نیست.
خانواده باید میان پذیرش فرد بهعنوان انسانی ارزشمند و پذیرش رفتارهای آسیبرسان او تفاوت قائل شود. میتوان بدون تحقیر و طرد فرد، نسبت به رفتارهای پرخطر او موضعی روشن و قاطع داشت.
خانواده؛ هم بخشی از آسیب و هم بخشی از مسیر بهبودی
ربانی با اشاره به تأثیر گسترده اعتیاد بر نظام خانواده میگوید: زندگی در کنار فرد مبتلا به اعتیاد ممکن است اعضای خانواده را با اضطراب مداوم، بیاعتمادی، تعارضهای تکرارشونده، مشکلات اقتصادی و احساس فرسودگی روانی روبهرو کند. در چنین شرایطی، اعضای خانواده گاهی تمام انرژی خود را صرف کنترل رفتار فرد، نظارت بر رفتوآمدهای او، جلوگیری از مصرف یا جبران پیامدهای ناشی از آن میکنند و بهتدریج نیازهای شخصی و سلامت روان خود را نادیده میگیرند.
وی میافزاید: خانواده برای کمک مؤثر به فرد مبتلا، ابتدا باید الگوهای رفتاری خود را بشناسد. گاهی رفتارهایی که با نیت حمایت انجام میشوند، ناخواسته به تداوم مشکل کمک میکنند؛ برای مثال، پنهان کردن پیامدهای مصرف، پرداخت مکرر بدهیهای ناشی از رفتارهای پرخطر یا توجیه رفتارهای آسیبزا در برابر دیگران.
این متخصص حوزه روانشناسی سلامت تصریح میکند: البته هر نوع حمایت مالی یا عاطفی به معنای تسهیل اعتیاد نیست. آنچه اهمیت دارد، شناخت تفاوت میان حمایتی است که فرد را به سمت درمان و مسئولیتپذیری سوق میدهد و رفتاری که ناخواسته پیامدهای مصرف را از بین میبرد و امکان ادامه الگوی آسیبزا را فراهم میکند.
عشق بدون آگاهی کافی نیست
دکتر ربانی با تأکید بر نقش محبت و همدلی در مواجهه با فرد مبتلا به اعتیاد میگوید: در بسیاری از خانوادهها، نگرانی و علاقه نسبت به فرد مبتلا بسیار زیاد است؛ اما همین محبت گاهی با ترس از دست دادن او، احساس گناه یا ناتوانی در تعیین مرزهای روشن همراه میشود.
وی ادامه میدهد: خانواده باید بداند که دوست داشتن یک فرد، به معنای تأیید تمام رفتارهای او نیست. میتوان به فرد گفت که دوستش داریم، برای بهبودی او تلاش میکنیم و در مسیر درمان همراه او خواهیم بود؛ اما در عین حال، نباید اجازه دهیم خشونت، تهدید، سوءاستفاده مالی یا سایر رفتارهای آسیبرسان به امری عادی در محیط خانه تبدیل شود.
این روانشناس بالینی میافزاید: حمایت مؤثر به معنای برآورده کردن تمام خواستههای فرد یا نجات دادن مداوم او از پیامدهای رفتارش نیست. گاهی کمک واقعی در این است که خانواده با آرامش و قاطعیت، حدود قابل قبول رفتار را مشخص کند و پیامدهای منطقی و ایمن را در نظر بگیرد.
ربانی خاطرنشان میکند: مرزبندی نباید با تنبیه، تحقیر یا تهدید اشتباه گرفته شود. هدف از تعیین مرز، حفاظت از اعضای خانواده، کاهش آسیب و ایجاد شرایط مناسبتر برای پذیرش درمان است، نه وادار کردن فرد به تغییر از طریق ترس و فشار روانی.
منطق در مواجهه با اعتیاد؛ از واکنش هیجانی تا رفتار آگاهانه
ربانی با اشاره به هیجانهای شدیدی که اعتیاد در اعضای خانواده ایجاد میکند، میگوید: خشم، ترس، ناامیدی، شرم و احساس خیانت ممکن است باعث شوند افراد در لحظات بحرانی تصمیمهایی بگیرند که نهتنها به حل مسئله کمکی نمیکند، بلکه تعارضها را نیز تشدید میکند.
وی میافزاید: مدیریت هیجانها یکی از پیشنیازهای رفتار مؤثر در مواجهه با اعتیاد است. خانواده باید بیاموزد که هر موقعیتی زمان مناسبی برای گفتوگو نیست. زمانی که فرد تحت تأثیر مواد قرار دارد، پرخاشگر است یا توانایی گفتوگوی منطقی ندارد، اصرار بر بحث و مواجهه مستقیم میتواند خطرناک یا بینتیجه باشد.
این متخصص حوزه روانشناسی سلامت ادامه میدهد: بهتر است گفتوگو در زمانی انجام شود که شرایط آرامتر است و افراد بتوانند بدون توهین و تهدید درباره نگرانیها، پیامدهای رفتار و ضرورت دریافت کمک تخصصی صحبت کنند. استفاده از جملاتی که بر احساسات و تجربه شخصی اعضای خانواده تمرکز دارند نیز میتواند از شدت حالت دفاعی فرد بکاهد.
وی توضیح میدهد: برای مثال، بهجای متهم کردن فرد به بیمسئولیتی، میتوان درباره نگرانیهای موجود، آسیب واردشده به روابط خانوادگی و نیاز به تغییر صحبت کرد. البته این شیوه به معنای تضمین پذیرش درمان نیست، زیرا تصمیم به درمان و تداوم آن به عوامل متعددی وابسته است؛ با این حال، گفتوگوی محترمانه و هدفمند میتواند زمینه ارتباط مؤثرتر و مراجعه به متخصص را فراهم کند.
درمان اعتیاد؛ مسیری تخصصی و همراه با فراز و فرود
دکتر ربانی با اشاره به ضرورت نگاه علمی به فرایند درمان اعتیاد میگوید: یکی از باورهای نادرست این است که فرد با یک تصمیم قاطع یا صرفاً با تکیه بر اراده شخصی میتواند برای همیشه مصرف را کنار بگذارد. در حالی که درمان اعتیاد، متناسب با نوع ماده مصرفی، وضعیت جسمی و روانی فرد، سابقه مصرف و شرایط زندگی او، ممکن است به مداخلات پزشکی، رواندرمانی، حمایت اجتماعی و پیگیری مستمر نیاز داشته باشد.
وی تأکید میکند: خانواده نباید جایگزین متخصصان درمان اعتیاد شود. نقش خانواده در همراهی با روند درمان، فراهم کردن محیطی حمایتگر، تشویق فرد به پیگیری توصیههای تخصصی و پرهیز از رفتارهای آسیبزاست.
این روانشناس بالینی میافزاید: در برخی موارد، فرد ممکن است در مسیر بهبودی با لغزش یا بازگشت به مصرف مواجه شود. چنین اتفاقی باید جدی گرفته شود، اما نباید بهعنوان دلیلی قطعی برای شکست کامل درمان یا ناتوانی همیشگی فرد تلقی شود. بازگشت به مصرف میتواند نشانه نیاز به ارزیابی مجدد شرایط، بررسی عوامل محرک و اصلاح برنامه درمانی باشد.
ربانی خاطرنشان میکند: بهویژه پس از یک دوره پرهیز، مصرف مجدد میتواند خطر مسمومیت و بیشمصرفی را افزایش دهد؛ بنابراین، دریافت کمک تخصصی و پرهیز از تصمیمگیری خودسرانه درباره ادامه یا تغییر درمان اهمیت بسیاری دارد.
سلامت روان خانواده؛ ضرورتی که نباید نادیده گرفته شود
ربانی با تأکید بر ضرورت توجه به سلامت روان اعضای خانواده میگوید: در بسیاری از موارد، خانواده چنان درگیر مشکلات فرد مبتلا میشود که رنج روانی خود را نادیده میگیرد. اضطراب مزمن، اختلال خواب، احساس درماندگی، خشم انباشته و فرسودگی عاطفی ممکن است بهتدریج کیفیت زندگی اعضای خانواده را کاهش دهد.
وی میافزاید: مراقبت از خود، بخشی از فرایند مواجهه سالم با بحران است. اعضای خانواده حق دارند برای استراحت، حفظ روابط اجتماعی، رسیدگی به سلامت جسمی و روانی و دریافت کمک تخصصی وقت بگذارند. این موضوع به معنای بیتوجهی به فرد مبتلا نیست، بلکه به خانواده کمک میکند با توان و آگاهی بیشتری در مسیر بهبودی همراه او باشد.
این متخصص حوزه روانشناسی سلامت ادامه میدهد: شرکت در جلسات مشاوره خانواده، یادگیری مهارتهای ارتباطی، شناخت شیوههای تعیین مرز و استفاده از گروههای حمایتی معتبر میتواند به اعضای خانواده کمک کند تا با احساس تنهایی و درماندگی مقابله کنند.
وی همچنین با اشاره به اهمیت حمایت از کودکان و نوجوانان در خانوادههای درگیر اعتیاد میگوید: کودکان نباید درگیر مسئولیت مراقبت از فرد مبتلا شوند یا تصور کنند که وظیفه دارند مشکلات بزرگسالان را حل کنند. حفظ امنیت روانی و جسمی آنان و دور نگه داشتنشان از خشونت، تهدید و موقعیتهای ناامن باید در اولویت قرار گیرد.
ربانی تصریح میکند: در شرایطی که خطر خشونت، تهدید جدی یا مسمومیت وجود دارد، اولویت با حفظ امنیت افراد و دریافت کمک فوری است، نه ادامه گفتوگو یا تلاش برای کنترل فرد در محیط خانه.
امید، آگاهی و مسئولیتپذیری؛ سه ضلع مسیر بهبودی
دکتر ملیحه ربانی در جمعبندی این موضوع میگوید: اعتیاد میتواند خانواده را با تجربههای دشوار و فرسایندهای روبهرو کند، اما شناخت علمی این پدیده و استفاده از روشهای صحیح مواجهه، امکان مدیریت بهتر شرایط را فراهم میکند.
وی میافزاید: خانواده نه باید در نقش نجاتدهندهای قرار گیرد که تمام بار زندگی فرد را به دوش میکشد و نه لازم است برای محافظت از خود، الزاماً به سرزنش و طرد متوسل شود. مسیر سالمتر، ایجاد تعادلی میان همدلی و قاطعیت، حمایت و مرزبندی، امید و واقعبینی است.
این روانشناس بالینی تأکید میکند: بهبودی زمانی امکانپذیرتر میشود که فرد مبتلا به درمان مناسب دسترسی داشته باشد، مسئولیت رفتارهای خود را بپذیرد و خانواده نیز با آگاهی از نقش و محدودیتهای خود در کنار او قرار گیرد؛ بیآنکه سلامت و امنیت خویش را قربانی کند.
ربانی در پایان خاطرنشان میکند: در مواجهه با اعتیاد، عشق میتواند انگیزه همراهی باشد، منطق مسیر تصمیمگیری را روشن کند و علم، راهکارهای مؤثر و ایمن را در اختیار فرد و خانواده قرار دهد. هیچیک بهتنهایی کافی نیست، اما در کنار یکدیگر میتوانند زمینهساز حرکت به سوی درمان، بازسازی روابط و دستیابی به کیفیت زندگی بهتر باشند.
عزیزان همراه امیدواریم در این گزارش با یک نگاه تخصصی توانسته باشیم در خصوص راهکارهای مقابله و مواجهه با اعتیاد مؤثر عمل کنیم.
گزارش از : مریم شمالیان




