داستانی از مثنوی جناب مولوی و گذر از ظاهر به باطن

 

 

داستان پادشاه و کنیزک در دفتر اول مثنوی تمثیلی رسا از ضرورت ریشه‌یابی در مواجهه با چالش‌های انسان است. در این حکایت تمام طبیبان ظاهرنگر در درمان کنیزک بیمار ناکام می‌مانند زیرا تنها به نشانه‌های بیرونی بیماری توجه کرده بودند و از علت اصلی گریز می‌کردند. تنها طبیب الهی بود که با نشستن در کنار بیمار، گرفتن نبض او و گوش سپردن به تغییرات حالت‌هایش ریشه روانی و عاطفی درد را تشخیص داد. این الگو راهکاری کارآمد برای حل تعارضات در روابط خانوادگی ارائه می‌دهد. بسیاری از سوءتفاهم‌ها و رفتارهای تند در خانه تنها نشانه‌های بیرونی دردهای پنهان هستند که نیاز به درک شفاخواهانه، همدلی و نگاهی عمیق دارند.

در زندگی روزمره رفتارهای نادرست یا پرخاشگرانه معمولاً با واکنش تند یا سرزنش مستقیم مواجه می‌شوند. وقتی یکی از همسران به دلیل فشارهای کاری یا دغدغه‌های ذهنی خارج از خانه با لحنی تلخ گفتگو می‌کند یا بهانه‌گیری‌های کوچک انجام می‌دهد طرف مقابل اغلب همان رفتار ظاهری را مبنای قضاوت قرار می‌دهد. این مواجهه سطحی به یک زنجیره واکنش‌های متقابل و افزایش اصطکاک منتهی می‌شود. اگر اعضای خانواده به جای تمرکز بر ظاهر کلام مانند طبیب مثنوی عمل کنند و به دنبال ریشه اصلی ناآرامی بگردند مسیر گفتگو تغییر خواهد کرد. درک این مسئله که واکنش‌های تند ممکن است ناشی از خستگی یا اضطراب باشد نخستین گام در مهار تنش‌های خانگی است.

تربیت فرزندان نیز به شدت تحت تاثیر این رویکرد قرار دارد. رفتارهای ناهنجار در سنین مختلف، مانند لجبازی، افت تحصیلی، پرخاشگری یا گوشه‌گیری، غالباً ابزار غیرمستقیم آن‌ها برای بیان یک نیاز برآورده‌نشده یا اضطراب درونی است. والدینی که تنها به جریمه یا تذکر کلامی بسنده می‌کنند درست مانند طبیبان ابتدای داستان علت اصلی را دست‌نخورده باقی می‌گذارند و مشکل را پیچیده‌تر می‌کنند. در سنت اسلامی صبر و مدارا در برابر رفتار فرزندان کمک بزرگی برای کشف دغدغه‌های درونی آن‌ها است. ایجاد فضایی که فرزند بتواند بدون ترس از قضاوت فوری از نگرانی‌های خود سخن بگوید به والدین امکان می‌دهد نبض عاطفی خانه را در دست بگیرند و پیش از عمیق شدن بحران‌ها به ترمیم روابط بپردازند.

نهادینه کردن این حکمت در وجود ما نیازمند مهارت سکوت آگاهانه و شنیدن فعال در خانه است. اعضای خانواده در اکثر گفتگوها پیش از پایان کلام دیگری به دنبال تدوین پاسخ یا دفاع از خود هستند. این شتاب‌زدگی مانع درک واقعی لایه‌های زیرین گفتگو می‌شود. شنیدن همراه با توجه و بدون پیش‌فرض به طرف مقابل احساس امنیت می‌دهد و از مقاومت‌های تدافعی می‌کاهد. وقتی افراد مطمئن باشند که شنیده می‌شوند و هدف خانواده حل مسئله است نه محکوم کردن فرد، خشم جای خود را به گفتگو می‌دهد. این شیوه تعامل صمیمیت را به روابط برمی‌گرداند. همچنین سوءتفاهم‌ها با این مدل ریشه‌کن می‌شود و پایه‌های اعتماد متقابل را در محیط خانه محکم می‌سازد.

بازخوانی حکایات مثنوی که از دل سنت اسلامی برآمده نشان می‌دهد که اخلاق خانوادگی با توصیه‌های انتزاعی ساخته نمی‌شود بلکه نیازمند رویکردی طبیبانه به رفتارهای یکدیگر است. نگاهی که به جای برچسب زدن و قضاوت‌های شتاب‌زده به ریشه‌های عاطفی و شرایط روانی افراد توجه دارد محیط خانه را از نو و بر محور محبت بنا می‌کند. این الگوی رفتاری ظرفیت تحمل اعضای خانواده را در برابر فشارهای بیرونی افزایش می‌دهد و به آن‌ها یاد می‌دهد که در برابر اشتباهات یکدیگر نقش درمانگر و همراه را ایفا کنند، نه قاضی و سرزنش‌گر.

ارسال در:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید