از برکت پیران توشه بگیرید…

در جهان مدرن ارزش انسان‌ها اغلب با یک معیار مشخص سنجیده می‌شود. این معیار در واقع میزان توانایی فیزیکی و بازدهی اقتصادی است. بر اساس این منطق، فردی که از چرخه کار خارج می‌شود و دیگر قادر به تولید ثروت نیست به حاشیه رانده شده و دوران سالمندی او معادل از کار افتادگی و مصرف‌گرایی صرف تعریف می‌شود. این نگاه سالمند را به یک بار مالی غیر ضروری و وظیفه مراقبتی سنگین تنزل می‌دهد. در مقابل این رویکرد، سنت اخلاقی و اسلامی مفهوم برکت را مطرح می‌کند. برکت به معنای کیفیتی است که با معیارهای کمی و مادی قابل اندازه‌گیری نیست. حضور یک سالمند در خانه پیش از آنکه نیازمند مراقبت جسمی باشد منبع تولید ارزش‌های ناملموسی است که بنیاد عاطفی خانواده را در برابر فشارهای بیرونی حفظ می‌کند.

زندگی امروز با سرعت پیش می‌رود. مردان و زنان درگیر رقابت‌های شغلی، مدیریت هزینه‌های سنگین و برنامه‌ریزی‌های فشرده هستند و این شتاب فضای خانه را به محیطی پرالتهاب تبدیل می‌کند. اینجاست که سالمندان با آرامش خود نقش تکیه گاه عاطفی خانواده را ایفا می‌کنند. آن‌ها دیگر درگیر اضطراب‌های شغلی یا اثبات جایگاه اجتماعی خود در بیرون از خانه نیستند و به همین دلیل کیفیتی از حضور را ارائه می‌دهند که معمولاً از عهده افراد جوان‌تر خارج است. نشستن پای صحبت‌های یک پدربزرگ یا مادربزرگ و تماشای طمانینه آن‌ها در انجام کارهای ساده روزمره و شنیدن تجربیاتشان سرعت سرسام‌آور زندگی مدرن را می‌شکند و به اعضای خانواده یادآوری می‌کند که زندگی ابعادی عمیق‌تر از دویدن‌های بی‌وقفه دارد.

از سوی دیگر حضور سالمند در محیط خانواده اتصال نسل جدید را با ریشه‌های هویتی خود برقرار می‌کند. در دورانی که رسانه‌ها تلاش می‌کنند الگوهای رفتاری یکسانی را ترویج دهند سالمندان حاملان تاریخ شفاهی و سنت‌های بومی هستند. زمانی که آن‌ها خاطرات گذشته و نحوه مواجهه با سختی‌ها و داستان‌های خانوادگی را روایت می‌کنند در واقع در حال انتقال یک میراث فرهنگی زنده و تجربه زیسته به نسل بعد هستند. این روایت‌ها به فرزندان کمک می‌کند تا جایگاه خود را در یک زنجیره تاریخی پیدا کنند و در برابر بحران‌های هویتی مقاوم‌تر شوند. این دقیقاً یکی از جنبه های برکت است که هیچ نهاد آموزشی یا رسانه‌ای قادر به تولید آن نیست.

تغییر نگاه از سالمند به عنوان نیازمند مراقبت به سالمند به عنوان محور انسجام نحوه تعاملات خانگی را به طور کامل اصلاح می‌کند. در خانه‌ای که جایگاه فرد سالخورده محترم شمرده می‌شود اعضای کوچکتر خانواده به صورت عملی مفهوم گذشت و مراقبت از دیگری را یاد می‌گیرند. رفتاری که فرزندان در مواجهه والدینشان با پدربزرگ و مادربزرگ می‌بینند یک آموزش غیرمستقیم اما بسیار پایدار در حوزه اخلاق عملی است. در حقیقت این رفتار یک محیط تربیتی متمایز ایجاد می‌کند. هر کسی که شاهد احترام به سالمند است درمی‌یابد که ارزش انسان‌ها با کاهش توانایی جسمی‌شان از بین نمی‌رود و کرامت انسانی وابسته به فیش حقوقی یا توان فیزیکی نیست.

این یادداشت در پی ایجاد مجالی برای تفکر و بازنگری در ادبیات رایج درباره پیری است. اساسا سالمندی یک بیماری یا پایان مسیر کارآمدی نیست بلکه مرحله‌ای از پختگی است که کارکرد آن از تولید مادی به تولید معنا تغییر می‌یابد. خانواده‌هایی که موفق می‌شوند این تغییر کارکرد را درک کنند حضور والدین پیر خود را نه یک وظیفه از سر اکراه بلکه فرصتی برای سرشار شدن از برکت و توجه اخلاقی در محیط زندگی می‌دانند. حفظ این جایگاه نیازمند تمرین مدارا و فراهم کردن فضایی است که سالمند احساس کند همچنان عضو موثر و تصمیم‌گیرنده خانواده باقی مانده است. این رویکرد مفهوم خانواده را از یک بنگاه اقتصادی کوچک به یک کانون اصیل انسانی و متوجه به آموزه های اصیل اسلامی ارتقا می‌دهد که در آن کسی به دلیل کهولت سن از چرخه عاطفی حذف نمی‌شود.

ارسال در:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید