درسی از امام کاظم علیه السلام در باب اقتصاد اسلامی

 

گاهی اوقات وقتی درگیر روزمرگی‌های بازار و کار و حساب و کتاب می‌شویم فکر می‌کنیم اقتصاد و تجارت یک مسیر کاملاً جدا از سیاست و اخلاق دارد. خیلی وقت‌ها در جامعه می‌شنویم که آدم‌ها می‌گویند من فقط کاسبم و سرم به کار و تولید خودم گرم است و کاری به این دعواهای سیاسی و حق و باطل ندارم. وقتی به مناسبت ولادت امام کاظم (ع) به یکی از معروف‌ترین داستان‌های زندگی ایشان نگاه می‌کنیم می‌بینیم که در دنیای واقعی فاصله ای بین تجارت و سیاست وجود ندارد.

داستان درباره تاجری به نام صفوان جمال است. صفوان با داشتن شتر های بسیار زیاد به دیگران شتر کرایه میداد. چیزی شبیه همین شرکت‌های بزرگ حمل‌ونقل و ترانزیت امروزی. یک روز صفوان تعداد زیادی از شترهایش را به هارون‌الرشید خلیفه قدرتمند عباسی کرایه می‌دهد تا خلیفه با آن‌ها به سفر حج برود. ظاهر قضیه کاملاً شرعی و موجه است و به نظر یک قرارداد تجاری ساده برای یک سفر زیارتی می‌آید. اما وقتی امام کاظم (ع) صفوان را می‌بیند به او می‌گوید همه چیز تو خوب است به جز یک کارت! صفوان با تعجب می‌پرسد کدام کار؟ امام می‌فرمایند همین که شترهایت را به هارون کرایه دادی.

صفوان فوراً دفاع می‌کند و می‌گوید من که برای جنگ و ظلم شتر ندادم بلکه برای سفر حج قرارداد بستم. اینجا دقیقاً همان نقطه‌ای است که امام روی یک اصل عمیق در سیاست و اخلاق دست می‌گذارند و می‌پرسند آیا ته‌دلت راضی نیستی که هارون حداقل تا پایان این سفر زنده بماند تا کرایه تو را پس بدهد؟ صفوان تایید می‌کند. امام می‌فرمایند هر کس راضی به زنده ماندن ظالم باشد در گروه همان‌هاست.

این داستان به ظاهر تاریخی یک کلاس درس کامل و زنده برای امروز ماست. در سنت‌های قدیمی ما که در گذشته در بازارها جریان داشت تاجر فقط به حاشیه سود مالی نگاه نمی‌کرد. او حواسش بود که سرمایه‌اش دارد در چه چرخه‌ای می‌چرخد و به چه سیستمی کمک می‌رساند. امروز هم دقیقاً همین ماجرا در مقیاس‌های بسیار بزرگ‌تر جریان دارد. وقتی حرف از عادی‌سازی روابط اقتصادی با رژیم‌های کودک‌کش یا حامیان آن‌ها به میان می‌آید خیلی از شرکت‌های بزرگ بین‌المللی شانه بالا می‌اندازند و می‌گویند ما فقط کار تجاری می‌کنیم و قراردادهایمان کاملاً قانونی است.

اما واقعیت این است که همین تامین مواد اولیه و همین صادرات و واردات بی‌تفاوت و همین قراردادهای به ظاهر ساده همان شترهایی هستند که ظالم را سر پا نگه می‌دارند. گاهی ما در معاملات تجاری‌مان چه در مرزهای داخلی و چه در تجارت‌های فرامرزی فکر می‌کنیم اگر مستقیم سلاح دست کسی ندهیم مسئولیت از گردنمان ساقط است. اما خط قرمز مشروعیت خیلی باریک‌تر از این حرف‌هاست. وقتی ما با سیستمی کار می‌کنیم که خروجی‌اش ظلم و استکبار است حتی اگر فقط یک پیچ از ماشین آن‌ها را تامین کنیم در حال مشروعیت دادن به آن‌ها هستیم.

ولادت امام کاظم (ع) فقط یک جشن تقویمی نیست بلکه یک تلنگر جدی برای همه ماست مخصوصاً برای کسانی که در فضای رسانه و اقتصاد و بازار نفس می‌کشند و می‌توانند جریان‌ساز باشند. باید به این مناسبت به آموزه های این نور های هدایت توجه کرد و نه صرفا به نحو شعاری با این مناسبت ها مواجه شد. امروز باید از خودمان بپرسیم آیا سرمایه و تخصص و قلم و مهارت ما در مسیر درستی حرکت داده می‌شود؟ یاد گرفتن این نگاه تیزبینانه همان چیزی است که می‌تواند اقتصاد و جامعه ما را به یک سنگر محکم برای دفاع از حقانیت تبدیل کند. باید متوجه بود که هیچ قرارداد و تجارتی بدون در نظر گرفتن این خطوط قرمز اخلاقی نمی‌تواند برای جامعه خیر و برکت بیاورد.

ارسال در:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید