در دیداری که با حضور جمعی از مسئولان آموزشی شکل گرفت، مادر دو نوجوان شهید روستای کفری سخنانی بر زبان آورد که بیش از هر چیز، از عمق عشق مادرانه و باور او به مسیر فرزندانش حکایت داشت.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خانه بهاری، در پی حملات ددمنشانه و غیرانسانی رژیمهای غاصب صهیونیستی و حامیانش، بار دیگر ترکشهای مرگبار، آسمان آرام روستای شاپورجان در حومه شیراز را گلگون کرد و دو برادر دانشآموز، ایلیا و امیرحسین شرفی، را در فصل شکوفایی جوانی، به سوی ابدیت پرواز داد.
محسن کلاری، مدیرکل آموزش و پرورش فارس، خبر از وقوع حادثهای دلخراش در روستای شاپورجان، واقع در حومه شهر شیراز، داد.
خبر کوتاه اما سنگین بود، همچون ضربهای که بر پیکر هر ایرانی وارد آمد…
وی گفت: دو برادر دانشآموز، در پی حملات کورکورانه و سفاکانه رژیمهای غاصب اسرائیل و شریک جرمش ایالات متحده آمریکا به این منطقه مسکونی به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.
این جمله کوتاه، خلاصهای بود از یک فاجعه انسانی که در سکوت برخی رسانههای جهانی، رقم خورده بود. این دو کبوتر پر کشیده، شهید ایلیا شرفی، دانشآموز کوشای پایه هشتم از مدرسه شهید رستمی و برادر بزرگترش شهید امیرحسین شرفی، که در پایه دوازدهم مدرسه اتحاد مشغول تحصیل بود، قربانیان مستقیم اصابت پرتابه شوم دشمن صهیونیستی که با حمایت همه جانبه آمریکا همراه بود، شدند. نام آنها، اکنون در کنار نام دانشآموزان و معلمان بیگناه که در مدرسه میناب در پی همین حملات وحشیانه به شهادت رسیدهاند، ثبت شده است.
و این تنها دلنگرانی مردم استان فارس نیست…
کلاری با اشاره به آماری دلخراش، گفت: از آغاز جنگ تحمیلی رمضان، متأسفانه تاکنون شاهد شهادت هشت دانشآموز و دو معلم در استان پرافتخار فارس بودهایم.
این اعداد، تنها بخشی از هزینههای سنگینی است که ایران اسلامی بابت دفاع از تمامیت ارضی و امنیت شهروندان خود و همچنین در قبال جنایات بیوقفه رژیمهای کودککش، میپردازد.
مدیرکل آموزش و پرورش فارس همچنین یادآور شد که شش نفر از دانشآموزانی که در حادثه تلخ مدرسه شجره طیبه میناب به شهادت رسیدند نیز، اهل همین استان یعنی فارس، بودند.
ایلیا شرفی، همان دانشآموز سال هشتمی مدرسه شهید رستمی و امیرحسین شرفی محصل سال آخر دبیرستان در مدرسه اتحاد روستای شاپور جان، قربانی مستقیم پرتابهای شدند که از سوی اسرائیل، با چراغ سبز و حمایت آمریکا، شلیک شده بود. این اتفاق در حاشیه شهر شیراز رخ داد؛ شهری که اینک داغدار فرزندانش است.
نام فرزندان شهیدم را روی موشکهای سپاه بنویسید و به سوی اسراییل پرتاب کنید
در دیداری که با حضور جمعی از مسئولان آموزشی شکل گرفت، فضای خانه ساده و آکنده از دلتنگی خانواده شرفی رنگ دیگری به خود گرفت. مادر دو نوجوان شهید روستای کفری در استان فارس سخنانی بر زبان آورد که بیش از هر چیز، از عمق عشق مادرانه و باور او به مسیر فرزندانش حکایت داشت.
مجید عبداللهی، معاون سازمان نوسازی مدارس، به همراه امین سینایی، مدیرکل نوسازی مدارس فارس، و شاپور اَریان، جمعی از کارکنان و فرهنگیان ناحیه سه شیراز، قدم به خانهای گذاشتند که حالا هر گوشه آن ردّ خاطرات دو نوجوان آرام و دوستداشتنی را در خود دارد. در همان لحظات ابتدایی، مادر شهیدان ایلیا و امیرحسین با چهرهای که هم غم و هم صلابت در آن موج میزد، سخن گفت؛ سخنانی که شنوندگان را در سکوتی سنگین فرو برد.
او که هنوز صدای خندههای پسرانش در فضای خانه برایش زنده است، با لحنی آرام اما ریشهدار، بیان کرد که به جای واژه تسلیت، شنیدن واژه تبریک را سزاوارتر میداند. از نگاه او، فرزندانش در مسیری گام نهادند که با باور و عاطفهای عمیق همراه بود؛ راهی که گرچه او را به داغی بزرگ رسانده، اما نیرویی عجیب از صبر و رضایت در دلش ایجاد کرده است. این باور عمیق، حضار را تحت تأثیر قرار داد؛ گویی آن مادر در میان اندوه بزرگش، مشعلی از استقامت را بر دوش میکشید.
در ادامه سخنانش، با نگاهی به قابهای عکس پسرانش که بر دیوار خانه آویخته شده بود، از دلبستگی و تلاش آن دو نوجوان گفت؛ از رویاهایی که هر دو در دل داشتند و از انرژی و امیدی که همیشه با خود حمل میکردند. او با صدایی لرزان اما استوار یاد کرد از روزهایی که ایلیا، دانشآموز پایه هشتم، پرشور و پرجنبوجوش، دفتر مشقش را پر از رؤیاهای کوچک میکرد و امیرحسین، دانشآموز پایه دوازدهم برای آیندهای که تصور میکرد از شدت تلاش میدرخشید.
مادر برادران دانشآموز شهید شیرازی با اشاره به اینکه دو فرزندش عاشق پاسداران سپاه هوافضا بودند، گفت: دوست دارم نام فرزندان شهیدم روی موشکهای سپاه نوشته و با اضافه کردن این جمله که «بزن که خوب میزنی» به تلآویو و به سوی اسرائیل غاصب و کودککش پرتاب شود.
این مادر که با داغ دل، همچون سرو در در دل طوفان پابرجا ایستاده است، گفت: به من تسلیت نگویید؛ تبریک بگویید چون فرزندان من به دعوت رهبر شهیدم که دههی نودیها را فراخوانده بود لبیک گفتند.
روایت این مادر تنها بیان دلتنگی نبود، بلکه نوعی نگاه حماسی به زندگی بود؛ نگاهی که نشان میداد عشق، فقدان، ایثار و استقامت چگونه میتوانند در دل یک خانواده درهم تنیده شوند و معنایی تازه بیافرینند.
هر جمله او همچون یادبودی از عظمت روح انسانی، در خانه طنین میانداخت و هر گوشه از آن فضا با یاد دو نوجوانی که با لبخند زیسته بودند و با نامی ماندگار از جهان رفتهاند، رنگی از جاودانگی به خود میگرفت.
بر اساس گزارشهای رسمی، شهیدان ایلیا و امیرحسین شرفی، دو برادری که هر یک در مقطع تحصیلی خود شناختهشده و محبوب بودند، در حمله وحشیانه رژیمهای سفاک و کودککش صهیونیستی آمریکایی به روستای کفری توسط بمبهای ممنوعه خوشهای به شهادت رسیدند. حادثهای که خاطره آن هنوز برای مردم منطقه و همکلاسیهایشان اندوهآفرین است. اکنون پس از آن واقعه، خانهای که روزی پر از شور نوجوانی بود، با یاد و نام آن دو روشن است و مادرشان به گونهای از آنان یاد میکند که گویی حضورشان همچنان در دل خانه جریان دارد.


