این روزها که جامعه، بهویژه مردم استان فارس، درگیر شنیدن خبرهای سنگین و دردناک است، نخستین دغدغه خانوادهها این است که چگونه با فرزندان خود درباره این اتفاقها صحبت کنند تا آرامش روانی کودک برهم نخورد.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خانه بهاری، کودکان در استان فارس مانند همه کودکان، با ذهنی لطیف و قلبی آرام، بیش از هر چیز به صداقت و اطمینان نیاز دارند. زمانی که والدین میخواهند درباره مفاهیمی چون حادثه، آسیب یا از دستدادن صحبت کنند، لازم است زبان و محتوای گفتوگو را متناسب با سن کودک تنظیم کرده و فضای خانه را امن نگه دارند؛ فضایی که در آن نه هراس شکل بگیرد و نه ابهام.
در شرایطی که مردم بیشتر از طریق جمعهای خانوادگی اخبار را دنبال میکنند، کودکان بسیار سریع احساس والدین را بازتاب میدهند. اگر پدر یا مادر با اضطراب، گریه یا تنش اخبار را پیگیری کنند، کودک نیز همان اضطراب را تجربه میکند. پس نخستین گام، آرامسازی بزرگسالان است. والدین باید پیش از صحبت با کودک ذهن و بدن خود را تنظیم کنند؛ خبرها را محدود دنبال کنند و به یاد داشته باشند که کودک نیازی به جزئیات ندارد، بلکه به آرامش والدین محتاج است.
در شرایط پرتنش، کودکان فارس همچون همه کودکان باید احساس کنند که شنیده میشوند. بسیاری از آنها در ظاهر ساکتاند، اما در دلشان پرسشهایی دارند. والدین میتوانند با گفتوگویی ساده و صمیمی به کودک کمک کنند احساسش را بگوید. نامگذاری احساسهامثل ترس، سردرگمی یا ناراحتی نخستین قدم برای کنترل آنهاست.
در توضیح اتفاقها نباید از کلمات سنگین یا بزرگسالانه استفاده کرد. کودک لازم نیست بداند چه کسی مسئول بوده یا چرا حادثه رخ داده است. کافی است بداند آدمهای زیادی در فارس و سراسر کشور تلاش میکنند از مردم محافظت کنند، آرامش را بازگردانند و شرایط بهتر شود. این پیام به کودک حس امنیت میدهد.
حفظ روتینهای روزمره از خواب و غذا تا بازی در خانوادههای فارس اهمیت زیادی دارد. حتی در روزهای بحرانی، تداوم این برنامهها حس پیشبینیپذیری ایجاد میکند که بهترین سپر در برابر اضطراب است. اگر کودک بخواهد کنار والدین بخوابد یا چراغ اتاق روشن بماند، طبیعی است و باید آن را نیاز عاطفی دانست، نه ضعف. امنیت، پایهایست که بر آن میتوان تابآوری را ساخت.
یکی از راهکارهای بسیار سودمند برای کودکان در این استان پهناور، استفاده از فعالیتهای خلاقانه است. نقاشی از حافظیه، ساخت کاردستی از عناصر فرهنگی فارس، قصهگویی درباره قهرمانهای محلی یا بازیهای سنتی میتواند به کودک کمک کند احساسش را بیان کند و دوباره امید را بسازد.
در روزهایی که پرسشهایی درباره مرگ یا آسیب در ذهن برخی کودکان شکل میگیرد، والدین باید پاسخهایی ساده، صادقانه و مناسب سن ارائه دهند. جملههایی مانند «بعضی آدمها آسیب میبینند، ولی آدمهای زیادی هم هستند که کمک میکنند تا بقیه امن بمانند» حقیقت را بدون ایجاد ترس منتقل میکند.
از آنجا که در بسیاری از خانهها تلویزیون یا تلفن همراه در طول روز روشن است، باید مراقب بود که کودک در معرض تصاویر و خبرهای سنگین قرار نگیرد. کمکردن زمان استفاده از رسانه و جایگزینی آن با بازی و گفتوگو، یکی از مؤثرترین راهها برای کاهش اضطراب جمعی است.
در دل نگرانیهای این روزها، پناهگاه اصلی کودک در فارس و هر کجای کشور، آغوش و نگاه آرام والدین است. کودک نیاز دارد ببیند که امید هنوز زنده است، که مهربانی پابرجاست و خانهاش همچنان امنترین جای دنیا باقی میماند.
در نهایت باید گفت که در دل تاریکی جنگ، پناهگاه واقعی کودک پدر و مادری است که با چشمانی آرام به او نگاه میکنند. کودکان نیاز دارند ببینند که امید هنوز زنده است، که مهربانی فرو نریخته و هنوز دستی هست که شانهشان را گرم نگه دارد. ما نمیتوانیم صدای انفجارها را خاموش کنیم، اما میتوانیم در دل خانه خود جهانی کوچک و امن بسازیم، جایی که کودک یاد بگیرد حتی در سختی زندگی ادامه دارد و عشق و دوست داشتن همیشه مقاومتر از جنگ است.


