اخیرا در دیدار رهبر انقلاب با بانوان، بحثی از سوی ایشان مطرح شد که بیسابقه و بسیار امیدبخش بود که سوژه این گزارش خانه بهاری شده است. ایشان در ضمن توضیحاتی که درباره پیشرفت علمی و معنوی بانوان دادند، تصریح کردند که با توجه به وجود تعداد قابل توجهی بانوی مجتهد فقهی در عصر حاضر -که خود پدیدهای بیسابقه یا کمسابقه است- بانوان جامعه اسلامی میتوانند در مسائلی که مربوط به حوزه زنان است و مجتهدین مرد نمیتوانند مسئله را به درستی بشناسند و حکم درستی درباره آن بدهند، از بانوان مجتهد تقلید کنند. این فتوای صریح رهبر انقلاب، از جهات مختلفی نویدبخش و گرهگشاست.
از جهت فقهی، این فتوا نهتنها میتواند بانوان جامعه را از حکم درستتر و متناسبتر بانوان مجتهد بهرهمند کند، بلکه افزون بر این، اجازه نمیدهد تا بانوان جامعه در کشاکش دشواریهایی که در نسبت با احکام موجود دارند، دست به انصراف از حکم بزنند. به تعبیر دیگر، نامتناسببودن احکام موجود با زیست زنانه و مسائل آن، در بسیاری از موارد باعث تخلف جزئی یا کلی بانوان از این احکام میشده است و این چالشی است که مسئولیت شرعی آن، مشخص نبود. امروز و با تصریح رهبر انقلاب بر این نکته که برای مجتهد مرد، فهم درست مسائل زنانه دشوار است، و همچنین تصریح بر امکان رجوع به فتاوای مجتهدین زن در این مسائل، بانوان تحت فشار عذاب وجدان تخلفشان از حکمی نامتناسب، قرار نخواهند گرفت.
البته این فتوا مسئولیت سنگینی روی دوش مجتهدین زن میگذارد. در بیان رهبری، تصریح شده که علت امکان تقلید از آنان، درک بهترشان از مسائل زنانه است. بنابراین مجتهدین زن، نمیتوانند بدون مطالعه و شناخت دقیق مسائل و دشواریهای زنانه، دست به صدور فتوا بزنند. چرا که بدون این شناخت، باقی لوازم و روشهای صدور حکم بین مجتهدین زن و مجتهدین مرد، مشترک است و بنابراین فتاوای مشابهی نیز صادر خواهند کرد.
همچنین این مسئله از جهت مسئله نقش زن در مراودات و مدیریت مسائل خانه و خانواده، امیدبخش و گرهگشاست. زنانی که با مسائل مختلفی از جمله مسائل مربوط به دوران پس از وضع حمل دست و پنجه نرم میکنند، باید در شرایطی سهلگیرانه و متناسب با وضعیتشان، از این مقاطع عبور کنند وگرنه آسیبهای روانی و جسمی بسیار زیاد عدم رعایت تمهیدات این دوران، نهتنها گریبان بانوان بلکه گریبان آرامش کل خانواده را خواهد گرفت. ملاحظهای که فقط یک مجتهد زن میتواند آن را به درستی در استنتاج حکم خود، لحاظ کند. این ملاحظه نه فقط یک ملاحظه عاطفی بلکه یک ملاحظه سیاسی نیز هست. در جامعه ما که زنان و مردان، دلایل زیادی برای فرزنددار شدن میآورند، نباید دشواریهای فقهی، مزید برعلت شود. چرا که دشواری فقهی، دقیقا قشری را از مسئله فرزندآوری میترساند که امید بیشتری به آن، برای ازدیاد نسل وجود دارد.
ضمنا نباید تصور شود که فتوای رهبر انقلاب، به حوزه مسائل بهداشتی زنان محدود است. مسائل زنان، اعم از مسائل بهداشتی آنهاست. مسائل زنان، شامل تمام موانعی است که اجازه ندهد یک زن در خانه و جامعه، حضور موثری داشته باشد. بنابراین حکم مجتهدین زن درباره تمام مسائل اجتماعیای که بانوان به طور خاص با آن دستوپنجه نرم میکنند نیز میتواند مسموع و قابل اتباع باشد. درک بهتر این مسائل توسط مجتهدین زن، نهتنها میتواند در پارهای از موارد گرهگشایی کند، بلکه میتواند برخی کنشهای آسیبزای بانوان در جامعه را که آسیب آن در نگاه مردان پوشیده است، ممنوع کند.
همچنین این فتوا در بعد تصویر مخابرهشده از زن ایرانی در جهان اسلام و حتی در جامعه بینالملل، بسیار حائز اهمیت است. در شرایطی که جهان اسلام در میانه افراطگرایی مذهبی و تفریطگرایی لیبرالی، در نوسان است، رهبر سیاسی و مذهبی ایران، اولا به این افتخار میکند که بانوان مسلمان ایرانی میتوانند در نظام آموزش دینی، به چنان مرتبهای برسند که بتوانند مرجع تقلید شوند، و ثانیا اجازه میدهد که بانوان جامعه یک رابطه مستقیم با این مرجعیت در مسائل زنانه داشته باشند. این یک اتفاق است که میتواند در کنار تمامی اتفاقات مبارک برای بانوان ایرانی در حوزههای علمی، اقتصادی، سیاسی، ورزشی، مذهبی و… جامعه ایران را از تمامی جوامع اسلامی و غیراسلامی، متمایز سازد.


