این روزها یاد کنیم از کودکانی که در دوران جنگ تحمیلی زیر آتش موشکباران دشمن، با بازیهای کودکانهشان خداحافظی کردند. کودکانی که جسم کوچکشان در زیر موشک صدام و حامیانش خیلی زود آسمانی شد.«بهروز کتلان» یکی از کودکان شهید دزفول است که گویا هنوز هم از پشت قاب عکسش ازتهدل میخندد. کودکی که همه آرزوهایش زیر موشکهای ۱۲ متری جنایتکاران سوخت؛ اما او بعد از گذشت ۴۰ سال، امروز از پشت قاب عکس میخندد به انتقامی که از شیاطین زمان گرفته شد.اما شیوه شهادت بهروز و دیگر اعضای خانوادهاش به روایت عبدالحسین کتلان را در ادامه بخوانید:۲۱ خرداد سال ۱۳۶۳ یازدهمین روز ماه مبارک رمضان بود و من با پدرم ساعت تقریباً چهار بعدازظهر در تعمیرگاه بودیم. کامیون ما خراب شده و احتیاج به لوازمیدکی داشت. ناگهان صدای انفجار موشک به گوشمان رسید. به نظرم بعثیها چند موشک همزمان به شهرمان زدند. به محل اصابت موشک رسیدیم. خانه ما ویران شده بود و اهل خانه همه زیر آوار بودند. مردم آمدند و یکییکی آنها را بیرون آوردند. تیرآهن به سر برادرم مصطفی خورده و درجا شهید شده بود. مادرم شهیده کوکب یوسف فرهنگ و عمهام گلابتون در زیر آوار خفه شده بودند. عدهای از بچهها در کوچه زیر آوار مانده و کسی نمیدانست کجا هستند. لودر هم ندانسته از روی آنها رفتوآمد میکرد. بعد از مدتی، یکی از مردم محله گفت: بچهها اینجا بازی میکردند و بالاخره جنازه آنها را با وضع بسیار دردناکی بیرون آوردند.
مردم شهر دزفول در دوران دفاع مقدس شدیدترین حملات موشکی را تحمل کردند. این شهر از سوی عراقیها بهعنوان «بلد الصواریخ» یعنی شهر موشکها نام گرفت.


