پول توجیبی دادن کافی نیست!

پول توجیبی دادن کافی نیست!

 

یکی از پرتکرارترین صحنه هایی که در مراکز خرید و فروشگاه ها می بینیم کودکانی هستند که با انگشت به کالایی اشاره می کنند و والدین بلافاصله کارت بانکی خود را بیرون می آورند. این الگوی رفتاری که شاید در نگاه اول نشانه محبت و رفاه باشد در لایه های عمیق تر زنگ خطری جدی برای آینده اقتصادی و روانی نسل جدید است. ما در حال تربیت نسلی هستیم که پول را نه حاصل رنج و تلاش بلکه منبعی بی پایان و همیشه در دسترس می پندارد. نسلی که یاد گرفته است فقط مصرف کننده باشد و هرگز از خود نمی پرسد که این پول چگونه تولید شده است.
بسیاری از والدین تصور می کنند که با دادن پول توجیبی هفتگی یا ماهانه در حال آموزش استقلال مالی به فرزندشان هستند. اما واقعیت این است که پول توجیبی بدون برنامه و بدون مسئولیت تنها یک پیام مخرب به کودک می دهد که تو حقی داری که بدون هیچ تلاشی پول دریافت کنی. این آغاز شکل گیری ذهنیت طلبکاری در کودکان است. این یادداشت تلاش میکند به بررسی ضرورت تغییر استراتژی تربیتی از پرورش کودکان مصرف گرا به کودکان تولیدگر و کارآفرین بپردازد.
برای تغییر مسیر تربیت ابتدا باید تفاوت این دو دیدگاه را بشناسیم. کودک با ذهنیت مصرف کننده جهان را ویترینی از کالاها می بیند که برای لذت بردن او چیده شده اند. سوال اصلی ذهن او این است که چه چیزی بخرم؟ یا چه چیزی بخورم؟ او شادی را در خرید کردن و داشتن اشیا می بیند و به محض اینکه پولش تمام شود احساس ناتوانی و افسردگی می کند.
در مقابل کودک با ذهنیت تولیدگر جهان را مجموعه ای از فرصت ها و مسائل حل نشده می بیند. سوال اصلی ذهن او این است که چه چیزی می توانم بسازم؟ یا چطور می توانم این مشکل را حل کنم؟ او یاد می گیرد که پول پاداشی است که در ازای خلق ارزش یا حل یک مشکل دریافت می کند. چنین کودکی خلاق است. او اعتماد به نفس بالایی دارد و منتظر نمی ماند تا دیگران نیازهایش را برطرف کنند.

اولین گام عملی برای تربیت کودک تولیدگر تغییر سیستم پول توجیبی است. روانشناسان پیشنهاد می کنند که پول توجیبی را به دو بخش تقسیم کنید. بخش اول مبلغی بسیار اندک برای نیازهای پایه و بخش دوم که بخش اصلی است باید مشروط به انجام کار باشد.
البته باید دقت کرد که وظایف شخصی مثل مرتب کردن تخت یا مسواک زدن نباید شامل پاداش مالی شود زیرا این ها وظایف شخصی هستند. اما کارهایی که فراتر از وظیفه است مثل شستن ماشین پدر، تمیز کردن انباری، یا تایپ کردن یک متن برای مادر می تواند تعرفه مشخصی داشته باشد. این روش به کودک می آموزد که درآمد با زحمت کشیدن رابطه مستقیم دارد.
باید توجه داشت که بزرگترین آفت مصرف گرایی اعتیاد به لذت آنی است. کودکان امروز می خواهند همه چیز را در همان لحظه داشته باشند. سیستم های خرید آنلاین و تحویل فوری هم این توقع را تشدید کرده اند. تربیت با رویکرد تولید نیازمند تمرین صبر است.
باید به کودکان یاد بدهیم که برای رسیدن به خواسته های بزرگ باید از خوشی های کوچک بگذرند. تکنیک قلک های شفاف بسیار موثر است. وقتی کودک پولش را در قلک شفاف می اندازد و پر شدن آن را می بیند انگیزه پیدا می کند. والدین باید در برابر اصرار کودک برای خرید فوری اسباب بازی مقاومت کنند و به او بگویند اگر مدتی پول توجیبی خود را مدیریت کنی و پولت را جمع کنی ماه بعد می توانی آن اسباب بازی بزرگ را بخری. این تمرین ساده مفهوم صبر و آینده نگری را در ذهن کودک تقویت می کند.
در واقع لازم نیست منتظر بمانید تا فرزندتان بزرگ شود تا کسب و کار راه بیندازد. روحیه کارآفرینی را می توان از سنین پایین و در محیط امن خانه تمرین کرد. تشویق کودکان به درست کردن دست سازه های ساده (مثل دستبند، نقاشی، شیرینی خانگی) و فروش آن ها به اعضای فامیل در مهمانی ها یا به همکلاسی ها در مدسه خود یک کلاس درس فوق العاده است.
در این فرایند کودک مفاهیم پیچیده ای مثل هزینه مواد اولیه، قیمت گذاری، بازاریابی (تعریف کردن از کالای خود) و سود را به صورت عملی یاد می گیرد. وقتی کودک می بیند که با فروش نقاشی اش توانسته پولی به دست بیاورد لذتی را تجربه می کند که با هیچ پول توجیبی قابل مقایسه نیست. او می فهمد که خودش منبع تولید ثروت است.

البته در چنین موقعیتی والدین اغلب سعی می کنند جلوی ضرر کردن فرزندشان را بگیرند. اما در تربیت اقتصادی اجازه دهید کودک گاهی اشتباه کند. اگر او تمام پس اندازش را صرف خرید یک اسباب بازی بی کیفیت کرد و زود خراب شد بلافاصله برایش جایگزین نخرید. اجازه دهید طعم تلخ هدر دادن سرمایه را بچشد.
این تجربه در مقیاس کوچک و با هزینه کم باعث می شود او در بزرگسالی که سرمایه های کلان در دست دارد بی گدار به آب نزند. کودک تولیدگر باید یاد بگیرد که شکست پایان راه نیست بلکه هزینه ای است که برای یادگیری می پردازد.

باید توجه داشت که تربیت کودک تولیدگر به معنای این نیست که از فرزندمان یک تاجر پول پرست بسازیم. هدف این است که انسانی تربیت کنیم که مسئولیت پذیر، خلاق، اهل محاسبه و با عزت نفس باشد. کودکی که طعم نان بازوی خودش را میچشد هرگز در بزرگسالی سربار جامعه یا خانواده نخواهد شد.
در شرایط دشوار اقتصادی امروز بهترین میراثی که می توانیم برای فرزندانمان باقی بگذاریم حساب بانکی پر نیست بلکه هوش مالی و ذهنیت سازنده ای است که بتوانند در هر شرایطی گلیم خود را از آب بیرون بکشند.

ارسال در:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید