پرونده ویژه | روایت خاموش زنانی که چرخ اقتصاد را با دستان ظریف می‌چرخانند

عطر نان محلی که در فضای خانه می‌پیچد، یا صدای تق‌تق ماشین خیاطی که نیمه‌شب‌ها با ضرب‌آهنگ نفس‌های کودکان در هم می‌آمیزد، تنها نمایی کوچک از واقعیتی بزرگ است که در لایه‌های پنهان شهر جریان دارد. این روزها زنان بسیاری در قامت کارآفرینان خانگی، نه تنها باری از دوش معیشت خانواده برمی‌دارند، بلکه با تکیه بر هنر و خلاقیت خویش، بخش مهمی از چرخ اقتصاد خرد را به حرکت درآورده‌اند. اما زنان با مشاغل خانگی با کوهی از چالش‌های پنهان دست‌به‌گریبانند که سقف آرزوهایشان را کوتاه کرده است.

به گزارش خبرنگار خانه بهاری؛ اشتغال خانگی برای بسیاری از زنان، نه یک انتخاب صرفاً آزادانه، بلکه برآمده از ضرورت‌های ناگزیر است. فشارهای اقتصادی از یک سو و نبود زیرساخت‌های لازم برای حضور تمام‌قد در بازار کار رسمی از سوی دیگر، آنان را به کنج خانه‌ها کشانده است. وقتی پای صحبت این بانوان می‌نشینیم، از بیکاری پنهان و کار مضاعف سخن می‌گویند. آنان به صورت همزمان نقش مادری، همسرداری و تولیدکنندگی را ایفا می‌کنند بدون آنکه از حمایت‌های قانونی، بیمه اجتماعی یا حتی فضایی مستقل برای تمرکز بر کارشان بهره‌مند باشند. این زنان در میان انبوهی از وظایف تعریف‌نشده، دچار فرسودگی شغلی می‌شوند، چرا که کار خانگی همواره در چنبره‌ کلیشه‌های جنسیتی قرار گرفته و به عنوان فعالیتی کم‌اهمیت یا کمکی دیده می‌شود، در حالی که همین کسب‌وکارهای کوچک، ستون‌های استوار اقتصاد بسیاری از خانوارها هستند.

یکی از بزرگ‌ترین سدهایی که سد راه این زنان پرتوان شده، نبود دسترسی به تسهیلات ارزان‌قیمت و متناسب با جنس فعالیت آن‌هاست. نظام بانکی ما هنوز برای درک ماهیت مشاغل خانگی به بلوغ کافی نرسیده است. برای زنی که در حاشیه شهر یا در دل یک آپارتمان کوچک، صنایع‌دستی تولید می‌کند یا محصولات غذایی فرآوری می‌نماید، تأمین وثیقه‌های سنگین بانکی و عبور از بروکراسی‌های پیچیده، به معنای رسیدن به بن‌بست است. تسهیلاتی که اغلب تحت عنوان وام‌های خوداشتغالی ارائه می‌شود، در بسیاری از مواقع آنقدر ناچیز است که تنها صرف تامین مواد اولیه می‌شود و مجالی برای توسعه کسب‌وکار، بازاریابی حرفه‌ای یا خرید تجهیزات مدرن باقی نمی‌گذارد.

علاوه بر معضلات مالی، فقدان بسترهای حمایتی برای فروش و بازاریابی نیز حلقه‌ای مفقوده در زنجیره ارزش مشاغل خانگی است. زنان شاغل در خانه، در بسیاری از مواقع قربانی واسطه‌ها می‌شوند. آنان به دلیل عدم دسترسی به بازارهای بزرگ، ناچارند محصول دسترنج خود را با قیمتی بسیار اندک به دلالان بسپارند، در حالی که ارزش افزوده‌ واقعی این محصولات در دستان واسطه‌ها تجلی می‌یابد. در این شرایط، نقش نهادهای متولی برای ایجاد بازارچه‌های فصلی، سکوهای فروش آنلاین و حمایت از برندسازی شخصی این بانوان بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود.

حمایت نباید تنها به اعطای یک مجوز ساده محدود شود، بلکه باید فرآیندی باشد که از مرحله ایده تا مرحله فروش نهایی و اتصال به بازارهای هدف را در بر بگیرد.

اگر بخواهیم نگاهی واقع‌بینانه به آینده داشته باشیم، باید بپذیریم که حمایت از این زنان، سرمایه‌گذاری برای رشد عدالت اجتماعی است. توانمندسازی اقتصادی زنان خانه‌دار، امنیت روانی خانواده را تقویت می‌کند و به کاهش آسیب‌های اجتماعی منجر می‌شود. این زنان به آموزش‌های تخصصی، مشاوره حقوقی برای تثبیت کسب‌وکار و از همه مهم‌تر به دیده شدن نیاز دارند. جامعه و مسئولان باید بپذیرند که کار خانگی، کار واقعی است و صاحب آن کار، یک شاغل حرفه‌ای به شمار می‌آید. باید قوانین کار و تامین اجتماعی به گونه‌ای بازنگری شوند که چتر حمایتی بیمه، این زنان را نیز در بر بگیرد تا آنان در سال‌های میانسالی و کهنسالی، نگران آینده خود نباشند.

در نهایت، سخن گفتن از مشکلات زنان شاغل خانگی، فراتر از یک بحث اقتصادی، واکاوی عزت‌نفس و استقلال نیمی از جمعیت جامعه است. آنان با حداقل امکانات، معجزه می‌کنند، اما سزاوار شرایطی بسیار بهتر هستند.

تسهیلگری در صدور مجوزها، حذف موانع دریافت وام، فراهم کردن مسیرهای کوتاه برای عرضه مستقیم محصولات و به رسمیت شناختن حقوق صنفی آنان، ابتدایی‌ترین قدم‌هایی است که باید برداشته شود. راه رسیدن به رونق اقتصادی از خانه‌هایی می‌گذرد که در آن‌ها زنانی با اراده، علی‌رغم تمامی ناملایمات، مشعل اشتغال را روشن نگه داشته‌اند و بی‌شک، حمایت از آنان، حمایت از آینده روشن کل جامعه است.

بیشتر بخوانید:

ارسال در:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید