روزهایی که گذشت، شامل دو جشن خانوادگی بود که در یکی از آنها، بانوان محوریت بیشتری داشتند. جریان خرید هدیه برای بانوان چه در روز زن و چه در روز یلدا، حاوی هزینهکردهایی است که میتوان به آن نگاهی دیگر داشت. نگاهی که در آن، قرار نیست خرجها لزوما کمتر شود، بلکه قرار است ماندگارتر و هدفمندتر باشد. در خانه بهاری میخواهیم به این موضوع دقیقتر بپردازیم.
چرا که هدف از برگزاری جشن یلدا و همچنین گرامیداشت روز زن، برای گرمتر کردن روابط خانوادگی و خصوصا روابط زناشویی است. بنابراین هر پیشنهادی که بتواند این روابط را به نحو عمیقتر و درازمدتتری بهبود ببخشد، مغتنم خواهد بود. خاصه در شرایط زندگی در ایران که بخش عمدهای از وقت مردان و حتی زنان به کار کردن میگذرد و فرصت برای عشقورزی و رسیدگی به نیازهای عاطفی یکدیگر، محدود است.
در این ایام، علاوه بر خرید کادویی مخصوص برای بانوان، معمولا دو قلم کالا نیز مشتری فراوانی مییابد: گل و شیرینی. میتوان از ابعاد مختلف این خریدها را بررسی کرد.
از بعد اقتصادی، افزایش تقاضا موجب انفجار قیمت میشود. گلها و شیرینیجات به طرز خارقالعادهای و در تمامی محلات و مناطق شهر، گران میشوند و بودجهای که برای گرامیداشت این روز در نظر گرفته شده، به طرز نابهنجاری برای این دو قلم، تلف میگردد. این در حالی است که اگر همین هزینه را به بودجه خرید کادو اضافه کنیم، میتوان هدیهای با کیفیت یا کمیت بالاتر برای عزیزانمان خریداری کنیم. آن هم در شرایطی که برای این خرید، فرصت کافی داریم و میتوانیم پیش از ایام منتهی به جشن این تدارک را ببینیم. فرصتی که برای گل و شیرینی وجود ندارد.
از بعد اجتماعی نیز این مسئله حائز اهمیت است. برای عمده اقشار جامعه، کسب درآمد به سختی صورت میگیرد و از طرفی در عمده خانوادهها، هر کدام از اعضای خانواده از پدر و مادر گرفته تا فرزندان، لیستی از وسایل و کالاهایی در ذهن دارند که باید فرصتی برای خریدشان پیش بیاید.
بنابراین در شرایطی که بودجه محدود و آرزوهای برآورده نشده، انباشته شدهاند، این یک کنش عاقلانه و متناسب است که اجازه میدهد بخشی از حسرتهای افراد در طول سال، در یک روز برطرف شود. این حسرتها لزوما حسرتهای بزرگی نیستند. اتفاقا بسیاری از چیزهایی که اعضای خانواده از خرید آن صرفنظر میکنند و به دلیل بودجه محدود، از خرج روزمره برایش هزینه نمیکنند، کالاهایی ارزان هستند که شاید بتوان با اعدادی زیر یک میلیونتومان خریداری کرد. در چنین شرایطی حذف اعدادی در حدود دستکم 300 هزار تومان برای خرید گل و شیرینی، میتواند قدرت خرید چنین کالاهایی را بالا ببرد.
همچنین از بعد فرهنگی، این صرفهجویی در خرید گل و شیرینی، میتواند فرصتی برای هزینهکرد در امور فرهنگی مثل خرید کتاب، رفتن به سینما و… باشد. اموری که در راس آنها، کتاب خریدن، میتواند آثار مثبت بلندمدتتری از خوشحالی چندساعته یا نهایتا چند روزه زن خانه از دیدن گل یا شیرینی و کیک باشد. باید توجه داشت که بازار مصرف کالاهای فرهنگی یک بازار مداومتا داغ نیست.
زیرا در جامعه ایران، انسانها معمولا خرید کالای فرهنگی را منوط به یک اتفاق خاص یا مناسبت خاص میکنند. مناسبتها و اتفاقاتی که بسیار معدود هستند و نباید این فرصتها را با بودجهسوزی، از دست داد. خصوصا که کالاهای فرهنگی به نسبت دهههای پیشین، قیمتهای بسیار بالایی پیدا کردهاند و باید درست مثل خرید یک لباس یا یک وسیله شخصی، برایشان بودجه کافی کنار گذاشت.
ضمنا باید توجه داشت که حتی برای اقشاری از مردم که قدرت خریدشان نیازی به این صرفهجوییها ندارد، مناسبتر است تا هزینهکرد برای گل و شیرینی را حذف و مبلغ آن را برای کمک به خانوادههای نیازمند کنار بگذارند. آنچه که برای بعضی مازاد است و میتوانند آن را برای مصرف چند ساعت خود، هزینه کنند، برای بخشی از جامعه ایران، خرج ضروری است. اینجا نیز ما با پیشنهادی روبهرو هستیم که تاثیر مثبت آن بر زندگیمان عمیقتر و طولانیمدت است.


