فرمان یاری مقاومت که صادر شد مردم با هرچه در توان داشتند به میدان آمدند، طلا اهدا کردند، بافتنی بافتند، پساندازشان را بخشیدند و از خانه، ماشین و… گذشتند تا کنار مردم مظلوم غزه و لبنان باشند و با قدمهای کوچک آرزوی بزرگ نابودی اسرائیل را محقق کنند، دراینبین تلاش و فعالیتهای گروههای زنانه و مادرانه نیز غیر قابل انکار است، زنان و مادرانی که ظرفیتهایشان را این بار در راستای یاری مادران و کودکان غزه و لبنان به کار گرفتند و برای انجام یک حرکت بزرگ زنانه یکدل و همپیمان شدند.نصر مادری، ارتش زنانهای است از وحدت و همدلی گروههای مادرانه و زنانه که برای جلوگیری از موازیکاری و انجام اقدامات مؤثرتر یکدل شدهاند. اولین قدم مشترکشان هم چهارشنبه گذشته با عنوان تجمع نصر مادری صورت گرفت و سیل خروشان مادران ایرانی به سمت سفارت انگلیس روانه شدند تا به مادران آزادیخواه جهان پیامی را برسانند: «در هر گوشه از جهان همدلیم برای اینکه؛ از دولت و مردمان حامی این کودک کشی بخواهیم که علیه رژیم اسرائیل به پا خیزند و با محکومکردن آن در مجامع بینالمللی و قطع روابط سیاسی و اقتصادی، دنیا را از وجود این رژیم غاصب خونریز پاک کنند. تاریخ بارها ثابت کرده که زنان و مادران بهخوبی از پس این تکلیف برمیآیند.» بانوان 12 گروه مردمی مادرانه از جمله نهضت پیشرفت بانوان، خانه مادری، مواسات مادری، نهضت مادری، تشکل زنان انقلاب اسلامی، مادران شریف، باشگاه مادران تاریخ، خانه نسا، مادرانه، دوتا کافی نیست و خانواده بزرگ مهمان خبرگزاری فارس شدهاند تا درباره این فعالیتهای زنانه، نقصها و نقاط قوت آن به گفتوگو بنشینیم.
بانوانی که گفتمان انقلاب را صادر کردند
بهعنوان اولین سؤال از اعضای نصرمادری پرسیدهایم فعالیت زنان ایرانی پشتجبهههای مقاومت باتوجهبه تعریف الگوی سوم زن مسلمان چه تغییری نسبت به فعالیت مادران و زنان در دوران دفاع مقدس داشته است؟! مهسا فرزان دبیرکل تشکل زنان انقلاب اسلامی در پاسخ به این سؤال میگوید: «یک زن به طور طبیعی در زندگی روزمره تربیت فرزندان، آرامش خانه خانواده، مباحث مالی و عاطفی و ارتباط اعضای خانواده با یکدیگر را مدیریت میکند. باوجود همه این وظایف و چالشها اما از فعالیتهای اجتماعی نیز عقبنشینی نمیکند و توقف دارد که فضای کافی به او برای حضور در اجتماع داده بشود. از طرف دیگر بهتناسب گذر زمان زن مدرن میشود و با دغدغهها و آرزوهای جدید و متفاوتی آشنایی پیدا میکند و نگاه او به زندگی تغییر خواهد کرد. شاید مقایسه حضور زنانه در دفاع مقدس و در زمان مقاومت مقایسه منطقیای نباشد چرا که شرایط تغییر کرده. بهعنوان مثال در سالهای جنگ تحمیلی زنان چقدر در چرخه اقتصادی کشور نقش داشتند؟! واضح است که نقش اقتصادی زنان در آن زمان بسیار کمرنگ است اما در حال حاضر زن ایرانی بخش قابلتوجهی از اقتصاد را با کسبوکار خردش به دست گرفته است و بانوان کارآفرین کم نیستند. پس بانوی ایرانی در حال حاضر به استقلال مالی رسیده و ثروتش را در راه مقاومت خرج میکند چیزی که کمتر در زمان جنگ تحمیلی دیده میشود.
از طرف دیگر در ۸ سال دفاع مقدس بانوان اغلب در پشتجبههها فعالیت میکردند و تعداد انگشتشماری در دل میدان حضور داشتند اما اکنون یک زن مسلمان مقاوم به شجاعت جنگ تنبهتن رسیده است. آنقدر این مقاومت برایش ارزشمند و در اولویت است که میبینم وقتی جوانی در غزه شهید میشود مادر شیرینی پخش میکند و یا در لبنان تازهعروسها خم به ابرو نمیآورند که دامادشان چشم و دست و.. از دسته دادهاند و میگویند فدای سر مقاومت. این رفتارها درواقع برآمده از تفکر و گفتمان انقلاب اسلامی است و امروزه ما نقشآفرینی زنها را در بحث کلان نهتنها در ایران بلکه فراتر از مرزهایمان میبینم. بانوان امروز ارتباط بینالمللی با مادرها و زنان کشورهای دیگر دارند اما در دفاع مقدس زنان این ارتباط و تأثیرگذاری فرامرزی را نداشتند.»
زنان محوریت خانهاند و نیروی محرک خانواده
یکی از اعضای گروه مناهل معتقد است با وجود فعالیت گسترده و حضور پررنگ آنها در بحث حمایت از مقاومت هنوز قله ظرفیتهای زنانه را فتح نکردیم. بهعنوان سؤال بعدی علت این را جویا میشویم و میپرسیم که چطور میتوان زنانی که هنوز فعالیتی انجام ندادند را پایکار آورد و همراه کرد؟! زاهدی میگوید: «زنان قشر متوسط مدیران اعظمی هستند چرا که علاوه بر مدیریت خانواده فشارها و هجمهها را هم کنترل میکنند. مثلاً در موضوع تجملگرایی که فضای جامعه و رسانه به خانواده تحمیل میکند زن، باز هم مدیر و مدبر است و تجملات زیر نگاه ریزبینانه زن کنترل، دچار تغیر و تحول، دارای ارزش میشود و پا به خانه باز میکند. حالا چرا ما در جریان جنگ تحمیلی دیدیم که زنان با دستخالی و علیرغم شرایطی که داشتند آنچنان حماسهای خلق کردند؟! چون کسی به نام امام خمینی (ره)به آنها محوریت میداد. وقتی برای یک زن اهمیت موضوعی تبیین بشود، ارزش حضور او یادآوری شود نهتنها پایکار میآید بلکه همه اعضای خانواده را هم با خودش همراه میکند. مثلاً ما در طول سال راهپیماییها و تجمعهای مختلفی برگزار میکنیم اما شکوه بعضی از آنها زبانزد میشود مثل جمعه نصر، من معتقدم اغلب این شکوه جنس زنانه دارد مثل مادری که فرزندش را از شهرستان راهی میکند برای حضور، خانمی که سختی مسیر را با یک نوزاد به دوش میکشد و یا زنی که شرایط را مهیا میکند تا همسرش حضور داشته باشد و یا بانویی که خانواده را همراه خود به میدان میآورد. پس پررنگ کردن محوریت و نقش و تأثیر زن میتواند ما را به آن قله ظرفیتها برساند.»
اتاق جنگ مادرانه
آزادی یکی از اعضای گروه خانه نسا از تجربه تلخی میگوید که در جریان تجمع نصر مادری و اهدای نامه به مادران کشورهای دیگر داشته است. او میگوید که وقتی نامهای که برای مادران بیدار و آزادیخواه جوان را به ۹ زبان دنیا ترجمه کردند و در هر گوشه از جهان به دست مادری رساندند تا آن را بخواند و در میان زنان نقل کند بازخوردهای عجیبی دریافت کردهاند آن هم با این محتوا که «مگر ایران و مردمش هم برای حمایت از غزه کاری انجام میدهد؟!» آزادی میگوید: « اتفاقات خوبی در جریان ارتباط با زنان دیگر کشورها افتاد مثلاً ما مادرانی را در گوشهگوشه جهان پیدا کردیم که شاید دین نداشتند، اهل سیاست نبودند اما بهشدت دغدغه غزه را به دل میکشیدند. در کنار این اتفاقات اما تجربه تلخی هم درباره نگاه دنیا به ایران داشتیم که فکر میکردند ما اقدامی برای اهل غزه چه از طرف حکومت یا مردم انجام ندادهایم و این جای تأسف دارد. برخی از خبرگزاریها، شبکههای خبری و حتی گروههای مردمی درباره این کمکهای از جانودل مردم بسیار خوب کار کردهاند اما متأسفانه ترجمه نمیشود که مخاطب غیرایرانی ببیند باخبر شود و ایده و انگیزه از آن بگیرد.»
آزادی پس از آسیبشناسی رسانهای پیشنهادی هم برای رفع این مشکلات دارد و توصیه به تشکیل اتاق جنگ مادرانه دارد: «باید فضای در رسانههای مجازی ایجاد بشود که ما علاوه بر جمعآوری کارهای مردمی و بازگو کردت آنها، این اخبار و روایتها را به زبانهای دیگر هم ترجمه و منتشر کنیم. متقابلاً خانمهای خارجی هم همینطور باید حضور داشته باشند و از فعالیتهایشان بگویند. یک گروه مادرانه باید شکل بگیرد و مادران جهان هرچند به تعداد محدود باید به هم متصل شوند تا یک اتاق جنگ مادرانه در جهان داشته باشیم. اتاق جنگی که کمک میکند با رصد متوجه بشویم در هر کجای دنیا چه فعالیتی برای غزه صورتگرفته، برای فعالیت بعدیمان ایده و تجربه کسب کنیم و حرکتی جهانی انجام دهیم.»
ایدههایی که با نگاه موشکافانه مادرانه صیقل داده میشوند
میپرسیم آیا این همکاری مشترک باعث آن خواهد شد که فعالیتهای مجزای هر گروه متوقف شود و همه فعالیتهای مادرانه در بستر جمعی به نام نصر مادری شکل بگیرد؟! پیکری عضو نهضت پیشرفت بانوان در پاسخ این سؤال میگوید: « علاوه بر اینکه با شکلگیری نصر مادری فعالیت این 12 گروه عضو متوقف نخواهد شد بلکه این جلسات دورهمی و نشستها باعث میشود که در کنار هم ایدهها، پیشنهادها و دیدگاههای همدیگر را هم بشنویم و برای بهترشدن فعالیتهای مجزایمان از آنها استفاده کنیم. مثلاً در یک جلسه که همین اواخر شکل گرفت علاوه بر هماهنگیهای فعالیت نصرمادری هر گروه از فعالیتهایی که در راستای مقاومت دارد گفتند و دیگر گروههای مادرانه برای تکامل و ارتقای آن ایده پیشنهاداتی داشتند. اولویت ما فعالیت در بستر نصر مادری است اما نه به این معنی که فعالیت گروهها متوقف شود.» در پایان این نشست گروههای مختلف مادرانه و زنانه از فعالیتهای متفاوتی که بهصورت مجزا و در امتداد کار مشترکشان دارند گفتند و درباره ظرفیتهایی از جمله دانشگاه، مدارس، نخبگان، جامعه روانشناسان، خانواده و…که توانایی اثرگذاری بر آنها را دارند گفتوگو و ایدهپردازی کردند.
منبع: فارس


