نابینایی که بر دارِ قالی، تار و پود امید گره می‌زند

شاید اگر کسی ماجرای یک نابینای هنرمند که بر دارِ قالی، تار و پود امید گره می‌زند، را تعریف می‌کرد باورش برایم مشکل بود؛ اما با دیدن بانوی هنرمند فرش بافی که طرح و نقش فرش‌هایش دست به دست می‌چرخد، خوب می‌فهمم که واقعاً معلولیت نمی‌تواند برای کسی که امید به آینده دارد محدودیتی ایجاد کند.

با دیدنش جمله “معلولیت محدودیت نیست” برایم به عینه به واقعیت پیوست. شاید اگر کسی ماجرای یک نابینای هنرمند که بر دارِ قالی، تار و پود امید گره می‌زند، را تعریف می‌کرد باورش برایم مشکل بود؛ اما با دیدن بانوی هنرمند فرش بافی که طرح و نقش فرش‌هایش دست به دست می‌چرخد و تابلو فرش‌هایش در نمایشگاه‌های فرش دستباف کشور ر معرض دید قرار می‌گیرد حالا خوب می‌فهمم که واقعاً معلولیت نمی‌تواند برای کسی که امید به آینده دارد محدودیتی ایجاد کند.

چندی پیش با یکی از همکاران به منزلشان رفته بودیم تا به عنوان یک بانوی کارآفرین و هنرمند با او به گفتگو بنشینیم.

گوشه‌ای از اتاق کوچکش دار قالی را دیدم که پشت آن نشسته و هنرمندانه گره‌های رنگارنگ بر تار و پود قالی می‌زند طرح و نقش فرش آنقدر زیبا و گرم و جذاب بود که انگار رنگ‌هایش با انسان سخن می‌گوید.

بیش از اعجاز طرح و رنگ فرش، چشمانم به دستانی خیره شده بود که با سرعتی باورنکردنی و با دقتی که شاید هیچ چشم بینایی آن را باور نمی‌کرد، در حال گره زدن بر رج‌های قالی بود.

هر طرف اتاقش سر می‌چرخاندی تابلو فرش زیبایی را می‌دیدی که نشان از هنرمندی و توان بی‌بدیلی بود که خداوند در وجودش نهادینه کرده بود.

خودش می‌گوید: بیش از چهل سال است که زیباترین نقش‌ها و رنگ‌ها را بر پیکره انواع گلیم، جاجیم، فرش و تابلو فرش بافته و از این بابت به خود افتخار می‌کند.

نامش “نساء” است، بانویی که به گفته خودش در کودکی از نعمت با ارزش دیدن محروم شده و با سقوط از بلندی چشمانش نابینا شده است.

او می‌گوید: اوایل برایم دشوار بود که بپذیرم نابینا شده‌ام؛ اما کم کم این مسئله را پذیرفتم و در سنین نوجوانی شروع به بافت فرش کردم البته از کودکی بافت فرش را از مادرم فرا گرفته بودم. در ابتدا باورم نمی‌شد که این دستان من است که خالق فرش‌هایی‌ است که دست به دست می‌چرخد و چون خودم طرح فرش‌ها را نمی‌دیدم دلهره داشتم که مبادا اشتباه کرده و نقشه را درست پیش نبرم؛ ولی باورش سخت بود که اینهمه نقش و نگار رنگارنگ با چشمانی بسته خلق شده باشند. طرح‌ها را با خط بریل حس کرده و بر روی دست بافته‌هایش پیاده می‌کند.

کارهای خانه هم خودش انجام می‌دهد و به معلولان به خصوص روشندلان توصیه می‌کند که هیچ‌گاه ناامید نشوند.

خانم زارع که تا چند سال پیش مادری ناتوان داشت، به گفته خواهرش در امور مراقبت از مادر هم به خواهرش کمک می‌کرده و هم در موضوعات ریز و درشت خانه به ویژه امور مالی یاری رسان اعضا خانواده است.

هنرمند روشندل مرودشتی را با هزار رنگ و هزار نقش فرش‌هایش گوشه ذهن می‌سپارم تا هرگاه خسته و نا امید شدم با اندیشیدن به امیدواری این بانوی توانمند مسیرم را از نو شروع کنم و به خودم و دیگران ثابت کنم که زنان این سرزمین همواره رقم زننده اعجاب‌انگیز‌ترین و خارق العاده‌ترین صحنه‌های این مرز و بوم بوده و هستند.

ارسال در:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید