مقاومت، شرط علی‌ دوستی است

روز قدس_ مقاومت_ مردم غره_ حب علی خانه بهاری

این جمله را زیاد شنیده‌ایم که فرزندان‌تان را با حب علی (ع) بزرگ کنید. سالیان و قرن‌های زیادی بوده که این جمله، صورت ساده‌ای داشته است. گمان می‌شده که اگر فرزندم، علی بن ابی‌طالب را قلبا دوست بدارد و حاضر باشد برای نقل فضائلش هزینه دهد، محب اوست. ولی در عصر ما، می‌توانم با قاطعیت بگویم که نه‌تنها چیزی بیشتر از ابراز محب ظاهری لازم است، بلکه اساسا چیز دیگری لازم است.

این را می‌توان به سادگی اثبات کرد. چطور؟ با همان ابزاری که می‌توان خیل عظیم میلیاردها مسلمان اهل سنت را (اعم از اعراب، ترک‌ها و حتی فارس‌های آسیای میانه) به چالش کشید که چگونه ادعای محبت پیامبر را دارید؟ دقیقا با همان روش می‌توان خیل عظیم شیعیان مولا امیرالمومنین را به چالش کشید. خیل عظیمی از محبان علی علیه السلام که در قالب مذاهب علوی، اسماعیلی، زیدی و شیعه اثنی عشری، مدعی حب خاص علی بن ابی‌طالب هستند.

این آزمون چیست که می‌تواند مسلمانی ما را فارغ از مذهب‌مان به چالش بکشد؟ بدون شک این آزمون، فلسطین است. آیا منظور از آزمون فلسطین، توجه به مظلومیت مردم فلسطین است؟ آیا غصه خوردن و اعانه‌دادن برای تغذیه و اسکان مردم غزه است؟ اگر اینطور باشد که نه‌تنها بخش قابل قبولی از دو میلیارد مسلمان، بلکه بخش قابل توجهی از غیرمسلمانان هم نزد خدا روسفید هستند. پس چه چیزی می‌تواند روز قیامت، همه ما را نزد پروردگارمان و نزد علی بن ابی‌طالب، روسیاه کند؟

این آن چیزی است که احتمالا در عمیق‌ترین لایه‌های شخصیتی ما، جای دارد. در آن نقاطی که معروف است در درجه اول، مادران‌مان در شکل‌گیری‌اش نقش دارند. تصور ما از اینکه مسلمان خوبی هستیم یا نه، اولا به این ربط دارد که چه تصوری از آدم خوب داریم؟ آدم خوب می‌تواند در تربیت خانوادگی و اجتماعی ما، کسی باشد که هنجارها را رعایت می‌کند، اهل رعایت حلال و حرام است و به کسب فضائل و ثوا‌ب‌ها اهتمام دارد. در چنین تصویری، چه کسی می‌تواند به شیعیان کشور آذربایجان یا کشور کویت یا کشور بحرین، خرده بگیرد؟ آیا عادی‌سازی این کشورها با رژیم صهیونیستی، به سادگی می‌تواند اهتمام شیعیان این کشورها را به رعایت حلال و حرام، و کسب فضائل، به چالش بکشد؟

این جزو عمیق‌ترین لایه‌های فکری هر آدمی است و درست به همین دلیل است که والدین ما باید درک روشنی از این مسئله پیدا کنند. آدمیزاد، آن موجودی نیست که یک گونی دستش بگیرد و درون گونی را با فضائل و ثواب‌ها پر کند و مواظب باشد که با گناه و رذیلت‌ها، گونی سوراخ نشود. آدمیزاد کسی است که می‌تواند روی پای خودش بایستد و یک زندگی را تا انتها، شرافتمندانه جلو ببرد.

راستش معتقدم که شرافت ما در لحظه‌ای که برای نابودی اسرائیل تلاش نمی‌کنیم، زیر سوال است، حتی اگر دلمان برای کودکان غزه خون باشد. خون دل خوردن و اشک ریختن برای غزه، در غیاب تلاشی واقعی برای نابودی اسرائیل، به درستی ریختن اشک تمساح است و این خطری است که نه فقط شیعیان پراکنده کشورهای اسلامی بلکه تک‌تک شیعیان ایران را نیز تهدید می‌کند.

این هشداری است برای ما شیعیان که چه درکی از مذهب شیعه اثنی‌عشری، توانسته است مردم ما را در پیکار با اسرائیل از زیدیان یمن و اخوان‌المسلمین فلسطین (حماس) عقب بیندازد؟ این مسئله‌ای است که هر مادری باید به آن فکر کند. در تک تک لحظاتی که باردار است، و در تمام چیزهایی که به فرزندش در تمام سالهای کودکی و نوجوانی القا می‌کند، عنصر شرافت و استقامت، تنها چیزی است که می‌تواند فرزندش را از افتادن در دام یک زندگی شبه‌معنوی ولی پست، باز بدارد.

اگر جمهوری اسلامی و ملت ایران در تاریخ روسفید است، تنها به دلیل ارائه چنین تفسیری از تشیع و حب مولا علی علیه‌السلام است. تنها چنین تفسیری است که از حب علی، چشمه جوشانی برای مبارزه می‌سازد. چشمه‌ای که در آن، چه سیدحسن نصرالله چه یحیی سنوار، خود را سربازی از خیل لشکر علی بن ابی‌طالب می‌پندارند.

وگرنه ما پیش از تشکیل جمهوری اسلامی ملتی بودیم که اشک بر اباعبدالله میریختیم ولی دولت‌مان، تنها حامی اسرائیل در منطقه بود. اگر مادران ما، بابت این رذالت حکومت پهلوی، تخم کینه‌اش را در دل‌های ما نمی‌کاشتند، امروز ما هم می‌توانستیم مثل تمامی آن ۲ میلیارد شیعه و سنی‌ای که توهم رستگاری دارند، با خیال راحت گونی‌هایمان را پر کنیم.

 

ارسال در:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید