فلسفه اصلی ماه رمضان تمرین بندگی و ساده زیستی است. اما در سال های اخیر یک آسیب فرهنگی به جان این ماه مبارک افتاده است که روح معنوی آن را تهدید می کند. آسیبی به نام تجمل گرایی افراطی که سفره های افطار را از یک دورهمی ساده و معنوی به یک ماراتن نفس گیر برای نمایش ثروت و هنر آشپزی تبدیل کرده است.
امروزه اگر سری به شبکه های اجتماعی بزنید با تصاویری از سفره های افطار روبرو می شوید که شباهت بیشتری به بوفه هتل های پنج ستاره دارند تا سفره یک روزه دار. چندین نوع دسر، پیش غذاهای رنگارنگ، غذاهای اصلی سنگین و چیدمان های پرهزینه، جایگزین یک مدل غذای معمولی شده اند. این تغییر رویه فقط یک تغییر ظاهری نیست بلکه پیامدهای عمیق اجتماعی برای خانواده ها دارد. ما در این نوشته میخواهیم تلاشی کنیم تا سنت افطاری ساده احیا شود.
باید توجه داشت که ریشه اصلی تبدیل شدن افطاری ها به فستیوال غذا تغییر نیت میزبان است. در سنت دینی و ملی ما هدف از افطاری دادن (اطعام) کسب ثواب و ایجاد محبت بین مومنین بود. مهمان حبیب خدا بود و هر چه بر سفره بود با عشق تقدیم می شد. اما امروز هدف بسیاری از مهمانی ها تغییر کرده است.
تحت تاثیر فشار شبکه های اجتماعی و فرهنگ چشم و هم چشمی و تجمل هدف از مهمانی به تحت تاثیر قرار دادن دیگران و گرفتن تایید اجتماعی تغییر یافته است. میزبان ساعت ها و گاهی روزها وقت صرف می کند تا سفره ای بچیند که وقتی عکس آن منتشر شد توجه بیشتری را جلب کند یا فامیل تا مدت ها درباره تنوع غذاهایش صحبت کنند. در این فضا دیگر مهمان حبیب خدا نیست بلکه تماشاچی نمایش ثروت یا سلیقه میزبان است. این فشار روانی باعث می شود میزبان هنگام افطار آنقدر خسته و مضطرب باشد که هیچ لذتی از معنویت این رویداد مقدس نبرد.
هزینه های سنگین و تعطیلی صله رحم خطرناک ترین پیامد لاکچری شدن افطاری ها است. وقتی استاندارد پذیرایی آنقدر بالا می رود که برای یک مهمانی بیست نفره باید هزینه ای معادل حقوق یک ماه کارگر پرداخت شود نتیجه طبیعی اش این است که خانواده ها قید مهمانی دادن را می زنند.
بسیاری از مردم دوست دارند اقوام را ببینند و دور هم جمع شوند اما چون توانایی مالی چیدن آن سفره های رنگین را ندارند و از طرفی می ترسند که اگر ساده برگزار کنند مورد قضاوت یا تمسخر قرار بگیرند ترجیح می دهند درها را ببندند و تنها بمانند. کمال گرایی در پذیرایی دشمن صمیمیت شده است. ما دیوار توقعات را آنقدر بالا برده ایم که دیگر نمی توانیم دست یکدیگر را بگیریم. بازگشت به افطاری ساده در واقع برداشتن این دیوار است تا رفت و آمدها دوباره جریان پیدا کند.
نکته ی دیگر آنکه سفره های رنگین امروزی از نظر پزشکی یک فاجعه محسوب می شوند. روزه داری قرار است به دستگاه گوارش استراحت بدهد و بدن را سم زدایی کند. اما آنچه در مهمانی های مدرن اتفاق می افتد بمباران معده خالی با حجم عظیمی از قند و چربی است.
این شیوه پذیرایی نه تنها ثواب روزه را کم رنگ می کند بلکه باعث کسالت و سنگینی مهمانان می شود. یک افطاری معمولی سازگارترین چیز با بدن روزه دار است و انرژی لازم برای عبادت شبانه را هم فراهم می کند.
در حالی که در همین شهر خانواده هایی هستند که سفره سحر و افطارشان خالی است دورریز غذا در مهمانی های تجملاتی دل هر انسانی را به درد می آورد. تنوع بیش از حد غذا باعث می شود مهمانان برای چشیدن هر کدام مقدار کمی بردارند و در نهایت بخش زیادی از غذاها دست خورده و دور ریخته شود.
در واقع فرهنگ افطاری ساده یک مبارزه عملی با اسراف است. وقتی سفره محدود به اقلام ضروری و سالم باشد هم دورریز به صفر می رسد و هم هزینه اضافه ای که قرار بود صرف غذا های رنگارنگ و گران قیمت شود می تواند در قالب بسته های معیشتی به دست نیازمندان واقعی برسد. این یعنی بازگشت به سیره ی امام علی ع و حضرت زهرا س که در آن ایثار بر مصرف مقدم بود.
قدیمی ها می گفتند سفره باید جمع و جور باشد تا دل ها به هم نزدیک شود. در افطاری های ساده قدیمی تمرکز روی آدم ها بود نه روی بشقاب ها. چون غذا ساده بود و نیاز به سرویس دهی پیچیده نداشت میزبان هم کنار مهمانان می نشست و گپ می زد. صدای خنده و گفتگو فضای خانه را پر می کرد.
اما در سفره های لاکچری فرصتی برای هم کلامی باقی نمی ماند. گویا فراموش کرده ایم که مهمانی بهانه ای برای دیدار است نه رستورانی برای سیر شدن.
در واقع ماه رمضان امسال فرصت خوبی است تا یک نه بزرگ به فرهنگ تجملات بگوییم. شجاعت می خواهد که در برابر موج چشم و هم چشمی بایستیم و سفره ای پهن کنیم که بوی سادگی بدهد.
بیایید با خودمان عهد ببندیم که اگر مهمانی می دهیم فقط یک نوع غذا درست کنیم اما در عوض در خانه را به روی تعداد بیشتری از اقوام و دوستان باز کنیم.


