لاما، کوچک‌ترین خبرنگار یک جنگ بزرگ

لباس جنگی‌اش را پوشید و سلاحش را برداشت، کلاه‌خود آبی رنگ، جلیقه و میکروفن، آدم یاد داستان کربلا می‌افتد، آنجا که لباس جنگی اندازه قاسم ابن الحسن(ع) نبود و با قد و قامت کوچک و در سن نوجوانی به میدان نبرد و مقابله با دشمن سرتاپا مسلح شتافت، قهرمان قصه ما هم چنین شرایطی دارد.یک طرف میدان زن و بچه، پیرمرد و پیرزن ایستاده‌اند، با امکانات اولیه و حداقلی، بدون پول، قحطی و… و طرف دیگر ارتش تا دندان مسلح و با پشتوانه میلیاردها دلار مستکبران و ظالمان جهان و امپراطوری رسانه‌، یک طرف لاما، دختر ۹ ساله فلسطینی با گوشی همراه خود ایستاده و طرف دیگر، غول‌های رسانه‌ای و البته توپ و تانک و تفنگ و موشک.

لاما ابوجاموس دختر ۹ ساله فلسطینی، کوچک‌ترین خبرنگار جنگ نابرابر غزه است، نبرد نابرابر یعنی وقتی در میدان جنگ در برابر رزمندگان و مبارزان ناتوان می‌شوی، بمب و موشک و گلوله را به سمت زنان و کودکان و مردم بی‌دفاع روانه کنی و میدان جنگ را به خانه‌های مردم و پناهگاه‌ها و مدارس و حتی بیمارستان‌ها بکشانی و برای کشتن کودک و خبرنگار و امدادگر و … سر از پا نشناسی، این معنای جنایت جنگی است.صندوق کودکان سازمان ملل متحد، «یونیسف» در ماه دسامبر این منطقه را «خطرناک‌ترین مکان در جهان برای یک کودک» توصیف کرد، لاما می‌توانست برای یک مدرسه، مرکز فرهنگی و یا خبرگزاری اخبار مرتبط با کودکان و شادی و نشاط آن‌ها و حتی دغدغه‌ها و مشکلات آموزشی و تفریحی آنان بپردازد، می‌توانست خبرنگاری باشد برای پوشش فعالیت‌های بچه‌های فلسطین، اما غصب سرزمینش و جنایت جنگی رژیم آپارتاید صهیونیستی، سرنوشت دیگری برای او رقم زد.

جهان، غزه را از دوربین گوشی دختر بچه 9 ساله دید

جلیقه خبرنگاری می‌پوشد و کلاه ایمنی بر سر می‌گذارد، مقابل دوربین گوشی همراه خود می‌ایستد، محکم و با اعتماد به نفس، واقعیت تلخ غزه را از نگاه خود روایت می‌کند، امید و آرزوهایش را می‌گوید، از حسرت‌ها و چیزهایی که از دست داده شکایت می‌کند و خاطرات تلخ نسل‌کشی و کودک کشی غزه را می‌گوید که همین امر باعث شد افراد زیادی در فضای مجازی و سکوهای مختلف، صفحه او را دنبال کنند و از این را طریق، گوشه‌ای از غزه را ببینند.دختر کوچک لاغر اندام داستان ما با جلیقه‌ای آبی رنگ که روی آن به لاتین نوشته شده «پرس» و کلاه ایمنی در شهر رفح مقابل دوربین خود ایستاده و می‌گوید: «کاش دنیا بتواند کاری برای توقف این جنگ انجام دهد»، در خیابان‌های باقی‌مانده نوار غزه پرسه می‌زند و خاطرات و شرایط زندگی ساکنان غزه را زیر نظر می‌گیرد و با صحنه‌هایی که مستند و پخش می‌کند، درباره آنها اظهارنظر می‌کند، او همچنین با اعضای خانواده خود یا روزنامه‌نگاران محلی، مانند وائل الدهدوح، روزنامه‌نگار مشهور الجزیره، مصاحبه‌هایی انجام می‌دهد که به او کمک می‌کند و از او می‌خواهد که ادامه دهد.

 

هم قدم با لاما در خرابه‌ها

او همچنین با کودکان مجروح شده در نتیجه بمباران‌های رژیم صهیونیست در بیمارستان‌ها و پناهگاه‌های مدرسه مصاحبه می‌کند، یک ویدیوی آنلاین دیگر نشان می‌دهد که لاما از خرابه‌های ساختمانی دیدن می‌کند که آپارتمان آن خانواده را در خود جای داده بود، قبل از اینکه آنها به جنوب غزه آواره شوند.مدتی پیش بود که شبکه‌های اجتماعی به روایت لاما واکنشی جهانی دادند و به «جوان‌ترین روزنامه‌نگار فلسطینی» شهرت بین‌المللی داد، روایتی نادر در برابر بزرگ‌ترین رسانه بین‌المللی، یک‌شبه لاما خود را در حال سخنرانی در مقابل بزرگ‌ترین رسانه‌های بین‌المللی، مانند کانال آمریکایی CNN و دیگران دید در حالی که روزنامه‌نگاران خارجی همچنان از دسترسی به سرزمین‌های فلسطینی منع شده‌اند و همکاران آنها همچنان جان و منابع خود را در این بخش فدا می‌کنند.

 

درد داریم اما امید وجود دارد

این روایت‌های نادر که لاما می‌توانست آن‌ها را عکس‌برداری و مستند کند، همان‌طور که جریان اینترنت اغلب در منطقه قطع شده، به روشن کردن رنج مردم غزه و شرایط روزمره آنها کمک کرد اما در 25 مارس، لاما در آخرین پستی که در حساب اینستاگرام خود ثبت کرد، با لحنی خشمگین و غمگین از کشته‌شدن عمه، عمو و فرزندانشان در بمباران رژیم صهیونیستی صحبت کرد، او در پایان گفت: «پیام من به جهان این است که با وجود درد، امید وجود دارد، امیدوارم جنگ تمام شود، آن روزهایی که زندگی در آن روزگار زیبا بود.»

 

 

ارسال در:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید