طلاق را نجات دهید!

به گزارش خانه بهاری، متارکه و جدایی زوجین پدیده خوبِ ارزشی یا هنجاری تلقی و تعریف نمی شود، بگذریم که در گذر زمان در سال های گذشته در کشورمان به واسطه نداشتن برنامه کلان راهبردی برای مدیریت رسانه ای و فرهنگی این موضوع و خیلی موضوعات دیگر، برخی نگاه ها نسبت به طلاق تغییر کرده و حتی شاهد برگزاری جشن طلاق و نمودپیداکردن مظاهر خوشحالی ناشی از طلاق به شکل جشن و پایکوبی نیز بوده ایم؛ اما به نظر می رسد همین امر هم ناشی از همان خلاء و ضعفی بوده که در این نوشتار به آن می‌پردازم.

طلاق بد است؛ کیست که نداند، اما به عنوان یک راه و راهکار برای برخی مواقع و بعضی زوجین، تنها راهکار و نسخه درمانی است که در همه ادیان ، نظام های هنجاری، عرفی و قانونی دنیا به عنوان یک راهکار مورد احترام است زیرا به آن هویت داده و مطرح شده است.

اینکه طلاق بد است و نکوهیده، در جای خود باید مورد مداقه و ملاحظه و سیاستگذاری فرهنگی باشد اما اینکه یک راهکار است هم باید سرجای خودش دیده شود که اگر دیده نشود که معتقدم آنطور که باید دیده نشده، نتیجه می شود همین که اینک در جامعه ملاحظه می کنیم.

بسیاری از کارشناسان و مشاوران حوزه روانشناسی، خودشان وقتی شرایط برخی زوجین را بررسی و آسیب شناسی می کنند، بهترین راهکار یا تنها راهکاری که ارائه می کنند را حداقل در آن زمان، طلاق معرفی می کنند. پس چطور می توان در این موارد گفت که اینجا هم طلاق بد است و نکوهیده؟.

پس اینکه در یک سطح عمومی و کلی با هدف بازدارندگی، طلاق را مورد نکوهش قرار دهیم آن هم نه فقط در کلام و گفتن، بلکه بیاییم همه آسیب های آن را برای نظام خانواده، فرزندان و سایر اعضای خانواده و نیز جامعه بازنمایی و اطلاع رسانی کنیم خیلی خوب است به شرطی که به کاهش طلاق در عمل نیز منجر شود؛ یعنی مسیر را در اطلاع رسانی غیرمستقیم تبعاتی که طلاق برای مردم ایجاد می کند درست طی کنیم تا به افزایش آگاهی های پیش از ازدواج و در نتیجه ازدواج درست و طلاق کمتر منتج شود.

اما اگر قرار باشد این نکوهیده بودن طلاق سبب، اذیت و آزار خارج از عرف و اندازه ای که باید، برای زوجین شود، شکستن حرمت همان راهکار است که اینک باید در این جامعه بگوییم رخ داده و دست بر آستان تمنا برداریم خطاب به آقایان تصمیم ساز که : بیایید طلاق رانجات دهیم.

وقتی نگاه ها به مفاهیم و برنامه ریزی ها منطبق با واقعیت های اجتماعی و هنجاری نباشد، یا شرایط جامعه را در آن لحاظ نکنیم و تنها به صرف یک انگاره ذهنی پیش‌ساخته درون خودمان، همه مسائل را برای جمعی گسترده، با یک چوب برانیم، نتیجه مطلوبی هم نمی گیریم.

نگارنده معتقد است هرچقدر لازم است باید برای فرآیندهای اجازه دادن به انجام طلاق، کار حرفه ای روانشناختی کرد و ساختار علمی ساخت تا اگر حتی مویی باشد که یک زندگی را به هم متصل نگه می دارد، آن را تجربه و عملیاتی کنیم؛ اما اگر راهکار طلاق باشد چه؟

فراموش نکنیم مهمترین راهکار کاهش طلاق، ازدواج درست است و به همین علت در کنار دیگر علل از جمله مسئولیت‌پذیر پرورش ندادن فرزندان، تغییر الگوهای سبک زندگی و …، به وضعیت کنونی آمار بالای طلاق گرفتار شده ایم؛ وگرنه انتخاب صحیح و متناسب با شرایط طرفین برای ازدواج که مهمتر از همه برپایه عشق و دوست داشتن شکل گرفته باشد و نه مولفه های دیگر، خود ضمانت قابل تاملی برای ادامه زندگی مشترک است(البته مولفه های متعدد و متفاوت دیگری در این زمینه وجود دارد).

تازه اگر عشق و دوست داشتن هم وجود داشت، کار تمام نشده زیرا خیلی ها بوده اند که در نگاه اول عشق لیلی و مجنونی پیدا کردند اما چون از آن مراقبت نکردند و راه های مراقبت از آن را نیاموخته بودند یا بهتر است بگوییم کسی نبوده که به آنان آموزش دهد، کار به متارکه کشیده است.

پس باید غیر از همه آموزش های مربوط به مهارت های رفتاری، بینشی و تجربی در درک مفاهیم زندگی، در نظام تصمیم سازی در این عرصه بسیار مهم، مراقب باشیم که همه چیز را باهم مخلوط نکنیم؛ همه امکان سازی های علمی و کارشناسی برای پیشگیری از طلاق را باید اجرایی کرد که بیشتر آنها در آگاه سازی و مشاوره های قابل قبول علمی و کارشناسی می گذرد اما همزمان مراقب باشیم اگر قرار است راهکار زندگی مشترک برخی زوجین، همین طلاق باشد، آنان را در این مسیر به مرز جنون نکشانیم و بگذاریم آنقدری که اینک اذیت می شوند، اذیت نشوند تا دست و دلشان به ازدواج بعدی برود و به سراغ ارتباطات بی حد و مرز بدون ازدواج سوق داده نشوند.

این اذیت شدن چه در فرآیندهای اداری و قانونی و چه در مباحث مربوط به حقوق شرعی و قانونی زوجین باید مراقبت و مداقه شود و اجازه ندهیم که شهروندان از این منظر و در پرونده هایی که طلاق راهکار است، حقوقشان نقض شود یا آنقدر آسیب ببینند که دیگر از ازدواج مجدد هم آنقدر بهراسند که وضعیت ازدواج مجدد هم به این نرخ کنونی برسد.
پس اگر قرار باشد نسخه شفابخش کارشناسی در این زمینه بپیچیم؛ اولا کسی در دنیا مدافع طلاق نیست اما مدافع آن به عنوان راهکار برای برخی زوجین در بعضی مواقع از زندگی زناشویی آنان باشیم و برای آن در عمل حرمت بیافرینیم.

هم اینک شروع زندگی مشترک و خاتمه آن در لابه لای قوانین و ساختارهای اداری و قضایی آنقدر دارای دردسرهای فراوان شده که همان کافیست تا آن حال خوش را برای خیلی از افراد با هدف ازدواج از بین ببرد؛ شروع زندگی که در گیرودار سنت های نامناسب باقی مانده یا شکل گرفته آنقدر دردسرزا و گران شده که بسیاری از مردان را دلزده کرده است.

بیاییم اگر شعار تحکیم خانواده می دهیم؛ در عمل نیز برای آن آستین ها را به صورت عملیاتی و کارشناسی بالا بزنیم و منطبق با شرایط موجود جامعه نسخه بپیچیم تا نتیجه هم بگیریم وگرنه هرچقدر سال هم بگذرد و ما صرفا براساس زاویه دید خودمان و دور از جامعه هر تصمیمی برای جمعی از دیگرانی غیر از خودمان بگیریم، همین می شود که اینک با آن درگیریم.

داود میاندهی
خبرنگار و کارشناس امور اجتماعی

ارسال در:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید