روز بزرگداشت سعدی شیرازی تنها یادآور شکوه ادبیات فارسی نیست، بلکه بازخوانی یک سنت است که در یکی از پرالتهابترین دورانهای تاریخ ایران (هجوم ویرانگر مغول) خلق شد. حالا که ما درگیر جنگی سرنوشتساز و تاریخی با امریکا و رژیم صهیونیستی هستیم خانوادهها با یک مسئله تربیتی بزرگ روبرو هستند. آن مسئله این است که چگونه میتوان مفاهیم سنگین و پیچیدهای مانند استکبارستیزی، مقاومت، عزتنفس و ایستادگی در دوران تحریم را به زبانی قابل فهم برای کودکان و نوجوانان ترجمه کرد؟ پاسخ به این نیاز در توجه به گنجینه حکمت عملی و حکایات تمثیلی سعدی وجود دارد.
در واقع ذهن کودکان ساختاری عینی دارد و درک مفاهیم کلان سیاسی و امنیتی برای آنها دشوار یا حتی اضطرابآور است. گفتگوهای مستقیم و خشک درباره جنگ و تحریم میتواند باعث ایجاد ترس یا دلهره در خردسالان شود. اما ادبیات سنتی بهویژه گلستان و بوستان این قدرت را دارد که عمیقترین مفاهیم انسانی و حماسی را در قالب داستانهایی کوتاه و جذاب بیان کند. وقتی والدین به جای پخش مداوم اخبار ملتهب قصهای از ایستادگی یک درویش آزاده در برابر پادشاهی ستمگر را برای فرزندشان میخوانند در واقع در حال آموزش عملی مفهوم مقاومت و نترسیدن از قدرتهای پوشالی هستند بیآنکه روان کودک را دچار تنش و آسیب کنند. در شرایطی که دشمن تلاش میکند با جنگ و تحریم احساس ضعف را بین ما گسترش دهد خانهها باید به پایگاهی برای احیای عزت ملی تبدیل شود. سعدی در حکایات متعددی به تقبیح تملقگویی در برابر قدرتمندان و ستایش قناعت همراه با عزت پرداخته است. والدینی که داستانهای مبتنی بر ارزش آزادگی در برابر رفاهِ آمیخته با ذلت را در دورهمیهای خانوادگی مرور میکنند در حال آماده کردن ذهن فرزندانشان هستند. کودکی که از دریچه این کلمات یاد میگیرد کرامت انسانی با هیچ ثروتی قابل معامله نیست در بزرگسالی نیز استقلال کشورش را با فشارهای اقتصادی بیگانگان معاوضه نخواهد کرد.
یکی از مهمترین آموزه های تربیت حماسی، آموزش تفاوت ظریف میان صلحطلبی واقعی و ظلمپذیری است. تفکر غربی همواره تلاش میکند دفاع مشروع و ایستادگی جوامع استقلالطلب را معادل جنگافروزی نشان دهد. حکایات سعدی پر از ظرافتهای اخلاقی است که نشان میدهد ترحم آوردن بر ظالم در واقع بزرگترین ظلم در حق مظلومان است هم اوست که میگوید:
ترحم بر پلنگ تیزدندان
ستمکاری بود بر گوسفندان
خوانش و تحلیل این اشعار برای نسل جدید به آنها قدرت میدهد تا درک کنند چرا خانواده ایرانی امروز تن به یک صلح تحمیلی و ناعادلانه در برابر متجاوزان نمیدهد. آنها میآموزند که شجاعت اخلاقی ایجاب میکند انسان در برابر زورگویی بایستد تا ریشه ناامنی خشکانده شود.
نکته ی دیگر آنکه استفاده از متون سنت ادبی برای تبیین شرایط روز یک دستاورد دیگر نیز دارد و آن تعمیق پیوندهای هویتی است. نسلی که با حکایات و زبان فاخر سنت خود آشنا میشود ریشههای بسیار قدرتمندی در خاک این سرزمین میدواند. چنین نسلی در برابر تندبادهای تهاجم فرهنگی رسانههای بیگانه و الگوهای مصرفگرای غربی به راحتی تسلیم نمیشود. بازگشت به سعدی در این روزها تنها یک کنش ادبی و ذوقی نیست بلکه یک مواجهه درست فرهنگی است که هویت و اراده ملی را به عنوان قوی ترین سلاحهای مقاومت در جان آیندهسازان این سرزمین نهادینه میکند.


