زیر باران؛ در آغوش خدا

ما مردمانی داریم که قادرند به کل دنیا تفهیم کنند که حرمت اهل بیت و زنده نگاه داشتن یاد و خاطره امامان معصوم برایشان از هرچه خوبی و نیکیست مقدم‌تر است. مردمانی که در زیر هیاهوی باران هم خود را در آغوش خداوند رها کرده و دل دل می‌زنند برای زمزمه دعای جوشن کبیر.

سال نویی که با نام علی آغاز شود لحظه‌هایش بوی بهشت می‌گیرند و من اطمینان دارم که به برکت نام علی، سالی پر از عشق، عدالت و روشنی را آغاز خواهیم کرد.

امسال و یا بهتر است بگویم پایان سال گذشته که همزمان با سحرگاه ضربت خوردن بی‌نظیرترین مرد تاریخ شد و همزمانی آن با شب‌های قدر و شهادت حضرت علی امتحانی بود برای همه آنان که روزی دم از نام علی و عدالت و بزرگمردی‌اش زده‌اند.

شاید تقارن بهار قرآن، شب‌های قدر، ایام سوگواری مولای متقیان و سال نو که خصلتش، سراسر شادی و نشاط است، پارادایم عجیبی را برای مردم ایجاد کرد؛ اما قطعاً در این میان آنان که همواره شیفته و دلبسته اهل بیت و به خصوص حضرت علی علیه السلام بودند، حرمت، نگاه داشته و ابراز شادی را موکول به ایام بعد از شهادت کردند. ولی متاسفانه عده‌ای نیز بدون توجه به عظمت این شب‌های بزرگ، شاد بودن لحظه‌ای را بر حرمت نگه داشتن اهل بیت مقدم شمرده و به گونه‌ای رفتار کردند که در مخیله هیچ مسلمانی نمی‌گنجد.

بگذریم…

سال ۱۴۰۴ هم از راه رسید؛ سالی که با نام علی و یاد علی آغاز شده، نام بزرگ مردی که در طول تاریخ به عدالت و جوانمردی شهره آفاق است و همین امر قطعاً رسالت ما و به خصوص خانواده‌ها و والدین را سنگین‌تر می‌کند چرا که باید از همان ابتدای عید علوی و سالی که با نام علی آغاز شده به فرزندانمان سبک زندگی ایرانی اسلامی را با هم بیاموزیم و به آنها یادآوری کنیم که درست است نوروز یک سنت دیرینه و فرهنگ غنی و پشتوانه تاریخی برای این مرز و بوم است و هرچه با شکوه‌تر برگزار کردن آن هویت‌ها و ریشه‌های فرزندانمان را در این خاک محکم‌تر خواهد کرد؛ لکن باید به آنان یادآوری کنیم که حرمت‌ها تحت هیچ شرایطی نباید شکسته شود به ویژه که اگر حرمت شب‌های قدری باشد که می‌گویند از هزار سال برتر و والاتر است. شب‌هایی که در آن خداوند در رحمتش را به روی بندگانش گشوده و بخشش و آمرزش را نصیب آنان کرده است.

با همین کلید واژه “حرمت شب‌های قدر” در دومین شب از شب‌های قدر و دومین شب سال نو با چند تن از جوانان و نوجوانان و خانواده‌هایی گفتگو کردیم که به صورت خانوادگی در مراسم شب‌های قدر شرکت کرده بودند.

به مکانی مراجعه کردیم که هم برگزاری آیین شب‌های قدر در آن حال و هوایی دیگر دارد و هم مکان برگزاری‌اش متفاوت است.

احیای خودرویی کوهستان دراک در شیراز ابتکاری که در پاندومی کرونا برای جلوگیری از شیوع این بیماری در شیراز شکل گرفت و آنقدر مورد استقبال مردم شیراز قرار گرفت که هنوز هم بعد از چند سال از آن روزها این مکان محلی برای تجمع افرادی شده که دوست دارند خانوادگی و کنار یکدیگر به بهره‌برداری از شب‌های قدر بپردازند.

گوشه‌ای از محوطه کوهستان دراک جایی که هر یک از خانواده‌ها ماشین‌ها را پارک کرده یا در خودرو نشسته یا فرشی پهن کرده و بر روی زمین به شنیدن دعا و مداحی مشغول بودند خانواده کوچکی را دیدم که از یک زوج جوان تشکیل می‌شد.

گرچه پوشش و تیپ شخصیتی‌شان غلط انداز بود؛ اما به گفته خودشان به این مکان آمده بودند تا سالی را آغاز کنند که از همان ابتدایش خداوند درهای رحمت را به رویشان گشوده است.

کمی آن طرف‌تر خودرویی پارک شده بود که دو فرزند خانواده در ماشین و پدر و مادر بیرون از خودرو به دعا و نیایش مشغول بودند. پدر خانواده گفت: فرزندانم را با خودم آورده‌ام تا به آنها بیاموزم که حرمت شب‌های قدر را با هیچ چیز نمی‌توان معاوضه کرد و به آنها یاد بدهم که علی و اولاد علی شخصیت‌های کمی نیستند که بشود به راحتی از کنارشان گذشت.

حال و هوای عجیب حاکم بر فضای کوهستان دراک فقط نم نم بارانی را کم داشت که ثابت کند در شب شهادت علی علیه السلام آسمان هم اشک می‌ریزد.

در زیر این نم نم باران با مادری گفتگو کردم که می‌گوید: با دخترانم آمده‌ام تا به آنها یاد بدهم که چه خوب است کاری را با برنامه‌ریزی و دست پر آغاز کنیم چرا که خداوند در این شب مقدرات همه ما را رقم زده و با یک برنامه‌ریزی دقیق و قلبی پاک و آکنده از هرگونه گناه ما را روانه سالی می‌کند که قرار است خودمان سرنوشت‌مان را به بهترین شکل ممکن رقم بزنیم.

گام‌هایم را تندتر کرده تا به قسمت دیگری از محوطه کوهستان دراک بروم که ناگهان قطرات باران شدت گرفت و در چشم بر هم زدنی بارشی عجیب کل فضا را فرا گرفت.

ابتدا گمان کردم که الان مراسم به دلیل شدت باران خاتمه یافته و هر کسی راهی منزل می‌شود، اما آنچه که مشاهده کردم دلهای شکسته و بی‌قراری بود که تشنه‌تر از هر زمان، مشتاق استجابت دعاهایشان بودند به خودروهایشان مراجعه کرده شیشه‌های ماشین را پایین داده و به صدای مداحی گوش دادند که اکنون با بارش باران سوز و گداز بیشتری گرفته بود.

و آنچه که من از این فضا آموختم این است که ما همچنان مردمانی داریم که قادرند به کل دنیا تفهیم کنند که حرمت اهل بیت و زنده نگاه داشتن یاد و خاطره امامان معصوم و مهمتر از آن دل بستن به رحمت و مغفرت خداوند برایشان از هرچه خوبی و نیکیست مقدم‌تر است. مردمانی که در زیر هیاهوی باران هم خود را در آغوش خداوند رها کرده و دل دل می‌زنند برای زمزمه دعای جوشن کبیر.

پروردگارا به حرمت این شب‌های عزیز و به برکت باران رحمتت مسیر درست را به ما و فرزندانمان بیاموز و حب علی و آل علی را در دلمان صد چندان کن.

ارسال در:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید