تهران روز دوشنبه ۱۵ تیرماه روایتی از حضور بینظیر ملتی که با اشک و آه، پیکر مطهر رهبر شهید خود را تا بیکران آسمان بدرقه کردند، را فریاد میزند.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خانه بهاری، سپیدهدم دوشنبه، پانزدهم تیرماه، هنوز خورشید از پشت دماوند سر برنیاورده بود که خیابانها مملو بود زائرانی که از روزهای پیش، خود را به تهران رسانده بودند. هوای پایتخت نه از گرمای تابستان که از حرارت نفسهای سوزان مردمی سنگین بود که آمده بودند تا آخرین بدرقه را برای آن پیر سفرکرده، آن مراد دیرینهشان، به جا آورند.
از هر کوچه و خیابان، موج جمعیت به سمت میدان امام حسین(ع) میخروشید؛ پیرمردهایی که عصا به دست، خود را با زانوان لرزان به صف میرساندند و کودکان بر دوش پدران، چشمانی گرد کرده از شگفتی این دریای بیکران دارند و زنان سیاهپوش با چادرهای مشکی، اشکهای بیامان را از گوشه چشم میزدودند و مردانی که بر سینه میزدند و یا حسین(ع) میگفتند.
صدای مداحان و سینهزنان، همچون غرشی یکپارچه، طاق آسمان را میشکافت. هر گوشهای از این مراسم بینظیر، صحنهای از عشقی بیریا بود؛ عشقی که نه در شعار که در اشکهای پنهان و دستهای گرهکرده بر سینه نمایان میشد.
در بین جمعیت، دانشجویانی از شهرهای دور، کارگرانی با دستان پینهبسته و روحانیون همه در کنار هم، نه به عنوان گروههای جدا از هم، بلکه چون پیکرهای یک تن واحد، در ماتمی سترگ سهیم بودند.
اما آنچه این وداع را از هر مراسم دیگری متمایز میساخت، نه فقط شمار رکوردشکن جمعیت بود که شبکههای جهانی چون سیانان نیز به آن اذعان داشتند و پیشبینی میکردند که شمار شرکتکنندگان از سراسر کشور به مرز پانزده میلیون نفر برسد؛ بلکه عمق ارادتی بود که در نگاه هر شهروند ایرانی موج میزد. این جمعیت میدانند که هر قدم، وداعی است با مردی که در شبهای سخت، چون نوری بر فراز قله ایستاد و در نهایت به دست دشمنان آمریکایی و صهیونی به شهادت نائل آمد. دشمنی که در نهم اسفند سالی که گذشت، با حمله وحشیانهاش، این پیر فرزانه را از میانمان ربود، اما نتوانست عزمش را از دلها بزداید.
مردم، با مشتهای گرهکرده و چشمانی که هم اشک میریخت و هم شعلهور میشد، یکصدا شعار «انتقام»، «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» سر میدادند؛ شعارهایی که این بار، نه صرفاً یک رسم دیرینه، که ترجمان بغض فروخورده و خشم مقدسی بود که از عمق جان برمیخاست.
زنان و مردان، با تابلوهایی که تصویر رهبر شهید و زهرا کوچولوی محمدی گلپایگانی را به دست گرفتهاند، از نسلهای گوناگون داغ دل را فریاد میزدند البته که پرچمهای سرخ «یا لثارات الحسین» و «یا لثارات الخامنهای» این تشییع را به سرخترین تشییع تاریخ بدل کرده است.
صدای دعای فرج و زیارت عاشورا که توسط پیرمردی با صدای گرفته، خوانده میشد، بر غوغای جمعیت میچربید و نفسی از آرامش بر این دریای خروشان میدمید.
پدران و مادران، دست کودکانشان را میگرفتند و با نگاههای معناور، به آنها میآموختند که این بدرقه، تنها وداع نیست، پیمانی است تازه با راه و آرمانی که تا ابد، بر اریکه دلها خواهد نشست.
تهران بزرگ که این بار نه شاهد رویدادی تکراری، که تماشاگر شکوه بینهایت یک ماتم بود، تهران میزبان هیأتی شد که با دلهایی لبریز از ایمان و چشمانی تر، آماده وداع با آن امام مجاهد بودند. این جمعیت عظیم این حقیقت را آشکار میکرد که این رهبر شهید، نه تنها به یک شهر و یک سرزمین، که به جهان اسلام و تمامی آزادگان جهان تعلق دارد و اینک، در دوشنبهای که تاریخ آن را به نام عشق ثبت خواهد کرد، تهران، با هم فراز و نشیبهای خویش، و با هم دلهای شکسته اما استوارش، به تماشای بزرگترین وداع ملتی ایستاده که هرگز از یاد نمیبرد که پرچم، اگر افتاده باشد، بر زمین نمیماند و از میان این عشق خروشان، باز هم قد علم خواهد کرد.
گفتنی است؛ طبق اعلام ستاد بزرگداشت عروج خونین امام مجاهد شهید حضرت آیت الله العظمی خامنهای قدس الله نفسه الزکیه مراسم وداع، تشییع، اقامه نماز بر پیکر پاک شهدا برای روزهای شنبه ۱۳ و یکشنبه ۱۴ تیرماه ۱۴۰۵ مصادف با نوزدهم و بیستم ماه محرم جهت وداع با پیکرها در مصلای امام خمینی تهران برگزار شد؛ سپس دوشنبه ۱۵ تیرماه ۱۴۰۵ مراسم تشییع در تهران و سهشنبه ۱۶ تیرماه ۱۴۰۵ مراسم تشییع در شهر قم و نهایتاً پنجشنبه ۱۸ تیرماه ۱۴۰۵ مصادف با بیستچهارم ماه محرم مراسم تشییع در شهر مشهد و تدفین در حرم امام رضا(ع) برنامهریزی شده است.
در همین حال نیز قرار است مراسمی برای وداع و تشییع رهبر شهید انقلاب روز چهارشنبه ۱۷ تیر در شهرهای نجف و کربلا برگزار شود.


