وقتی غبار جنگ و تقابل مستقیم با جبهه استکبار فرومینشیند گویی جامعه نفس راحتی میکشد. سایه سنگین جنگ و تهدیدهای نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی که از سر کشور کم میشود زندگی به تنظیمات عادی خود برمیگردد. خیابانها شلوغ میشود، کرکره مغازهها بالا میرود و دغدغههای روزمره دوباره جای خود را در صدر اخبار باز میکنند. اما دقیقا در همین نقطه است که بزرگترین تهدید دوران پساجنگ متولد میشود: فراموشی آرمانها.
تقابل با شبکه جهانی استکبار هرگز صرفا یک درگیری بر سر مرزهای جغرافیایی یا منافع زودگذر سیاسی نبوده است. این یک نبرد عمیق تمدنی و هویتی است. در روزهای تقابل، خطوط حق و باطل به قدری روشن است که همه ناخودآگاه در فضای حماسه و مقاومت نفس میکشند. اما وقتی آرامش حاکم میشود، خطر غرق شدن در روزمرگی و فراموش کردن اینکه برای چه چیزی ایستادگی کردیم به شدت جامعه و به ویژه نهاد خانواده را تهدید میکند.
بزرگترین سلاح دشمن در فردای پس از تقابل نظامی رسانهی اوست که تلاش میکند جامعه را دچار فراموشی کند. آنها میخواهند نسلی که هزینههای استقلال و عزت خود را داده است حالا در روزهای صلح آرمانهایش را با دغدغههای سطحی معامله کند. اگر در دوران تقابل جبههها و موشکها سپر دفاعی کشور بودند در دوران پساجنگ این خانواده است که باید به خط مقدم بیاید تا اجازه ندهد حافظه تاریخی ملت پاک شود.
اگر پدری که خود طعم ایستادگی را چشیده یا مادری که اضطراب روزهای نبرد را با توکل به خدا پشت سر گذاشته نتوانند چرایی این مقاومت را برای فرزندانشان بگویند نسل آینده خیلی زود در هاضمه فرهنگ جهانی هضم خواهد شد. فرزندان ما باید بدانند آرامشی که امروز در اتاق خوابشان دارند نه هدیه غرب است و نه محصول تسلیم؛ بلکه میوه شیرین ایستادگی در برابر ظالمانهترین فشارهای تاریخ است.
زنده نگه داشتن آرمانها در دوران صلح به معنای تکرار مداوم شعارهای جنگی نیست. هنر بزرگ این است که مفاهیم بلندی چون استکبارستیزی، عدالتخواهی و استقلال به دستورالعملهای کاربردی در زندگی روزمره تبدیل شوند. اما چگونه؟ باید به فرزندمان بیاموزیم که اگر تا دیروز ایستادگی در برابر آمریکا با قدرت نظامی معنا مییافت امروز خط مقدم این نبرد فتح قلههای علم و فناوری و اقتصاد است. درس خواندن دیگر یک وظیفه فردی نیست بلکه یک رسالت ملی برای بینیاز کردن کشور از بیگانگان است. از طرفی آرمانخواهی در دوران پساجنگ باید خود را در سبد خرید خانواده نشان دهد. تحریم هوشمندانه کالاهایی که سودشان به جیب شبکه صهیونیسم جهانی میرود و حمایت غیرتمندانه از تولید ملی همان امتداد خط مقاومت در بازار و اقتصاد است. همچنین نباید اجازه داد مرزهای انسانیت در ذهن بچهها به مرزهای جغرافیایی محدود شود. خانواده باید همچنان چشم بیدار جامعه باشد و حساسیت به ظلم در هر کجای جهان که باشد را به عنوان یک ارزش قطعی در وجود فرزندان نهادینه کند.
ما در برابر هژمونی آمریکا و صهیونیسم مقاومت نکردیم که صرفا زنده بمانیم بلکه مقاومت کردیم تا آنگونه که خودمان میخواهیم زندگی کنیم.
دوران پساجنگ صرفا زمانی برای استراحت نیست بلکه زمان تغییر سنگر است. خانواده تراز اسلامی در این دوران باید کشتی جامعه را از طوفان فراموشی و روزمرگی حفظ کند. درواقع خانه باید محلی باشد که در آن روایتهای شجاعت و ایستادگی با افتخار مرور میشود و اعضای آن برای ساختن ایرانی قویتر در تکاپو هستند.


