فیلم Unsung Hero (قهرمان گمنام) به نویسندگی و کارگردانی ریچارد رمزی و جوئل اسمالبون محصول سال ۲۰۲۴ از آن دسته فیلمهای خانوادگی است که برای همهی گروههای سنی مناسب است و میتوان در دورهمیهای خانوادگی از تماشای آن لذت برد.
در این یادداشت خانه بهاری، حامد مقامی دانشجوی کارشناسیارشد علوم ارتباطات دانشگاه تهران به بررسی این فیلم پرداخته است.
داستان فیلم برگرفته از واقعیت است و برشی از زندگی خانوادهی هنری اسمالبون را از استرالیا تا آمریکا نمایش میدهد. این فیلم بهعنوان یک «درام دینی» روایتگر همبستگی اعضای خانواده برای حل مشکلات و نقش کلیدی مادر در حفظ بنیان خانواده است.
دیوید اسمالبون اهل استرالیا در صنعت موسیقی فعالیت میکند؛ ولی پس از یک شکست تجاری کارش را از دست میدهد. دیوید همراه با همسر باردارش هلن و شش فرزندشان برای شروع یک زندگی تازه به آمریکا مهاجرت میکنند.
مهمترین حلال مشکلات، حفظ روحیه
مشکلات از همان آغاز ورود به آمریکا آغاز میشود؛ ویزای خانوادهی اسمالبون ششماهه است و پلیس آمریکا بابت نفرات زیاد آنان را بازجویی میکند که موجب میشود از پرواز جا بمانند و با راهآهن به سفر خود ادامه دهند.
مشکلات اصلی پس از رسیدن به مقصد از راه میرسند؛ دیوید قرارداد کاریای را که بابت آن به آمریکا مهاجرت کرده بود، از دست میدهد و خانوادهی اسمالبون با مشکلات مالی مواجه میشود. هستهی اصلی ماجراهای فیلم تلاشهای هلن، مادر خانواده، برای حفظ روحیهی بقیه است.
با دلگرمیهای مادر خانواده همه دستبهدست هم میدهند تا اجازه ندهند همه چیز از هم بپاشد. حتی زمانی که پدر خانواده بابت ناکامیهای پیدرپی در بدترین وضعیت روحی قرار دارد.
فیلم با نشاندادن ورود موفقیتآمیز ربکا، دختر بزرگ خانواده، به عرصهی موسیقی که تمام اعضای خانواده را درگیر میکند و به کسبوکار خانوادگی اسمالبونها تبدیل میشود، به پایان میرسد.
قهرمان گمنام، یک زندگی واقعی
جوئل اسمالبون، نویسنده و کارگردان فیلم، در نخستین تجربهی کارگرانی سینماییاش به سراغ داستان زندگی خانوادگیاش رفته و خودش نیز در نقش پدرش بازی کرده است. تقریباً همهی برادران و دو خواهر او بهگونهای در این فیلم نقشآفرینی کردهاند.
روایت سینمایی از زندگی خانوادگی و هنری اسمالبونها تا حد زیادی با واقعیت منطبق است؛ ولی برای سازگاری با اقتضائات دراماتیک سینما از نظر خط زمانی و ترتیب وقایع کمی دستکاری شده و برخی رخدادها و شخصیتها نیز به ماجرا اضافه شدهاند؛ بهعنوانمثال مجموعهی دوستان و همسایگانی که به خانوادهی اسمالبون کمک کردند در قالب خانوادهی آلبرایت خلاصه و گنجانده شده است.
مادر، عامل حفظ اساس خانواده
چنان که از نام فیلم نیز پیداست، نقش مادر در خانواده بهعنوان «قهرمان گمنام» در نظر گرفته شده است. قهرمانی که علیرغم نقش اساسیاش کمتر دیده میشود و قدرش دانسته نمیشود. قهرمانی که مانند «چسب» همهی اعضای خانواده را به هم پیوند میزند و عامل حفظ اساس خانواده است، تعبیری که چند بار به شکلهای گوناگون در فیلم به آن اشاره میشود.
ازآنجاییکه فیلم حول محور نقش اساسی مادر در خانواده میچرخد، در انتخاب بازیگر نقش هلن وسواس زیادی به خرج داده شد و بنا بود حتماً یک بازیگر استرالیایی که خودش مادر باشد برای این نقش برگزیده شود. سرانجام نقش هلن را دیزی بتز، بازیگر استرالیایی که مادر چهار فرزند است، ایفا کرد که بهخوبی نیز از پس انتقال درونمایهی خانوادگی فیلم برآمده است.
قهرمان گمنام، فیلمی برای ستایش ارزشهای اخلاقی
در معرفی این فیلم بعضاً از اصطلاح «درام مسیحی» استفاده شده است. درام در ژانر شناسی آثار سینمایی و تلویزیونی گونهای روایت داستانی یا نیمه داستانی جدی است که چندان مایههای طنز ندارد.
همچنین خانوادهی اسمالبون عمیقاً دیندار و مقید به مسیحیت است و این مسئله از مضامین موسیقیهایشان، توجه آنان به مراسم سپاسگزاری پس از صرف غذا، آیین کریسمس، شرکت در مراسم رسمی در کلیسای محلی و نیز دعاکردن دستهجمعی در خانه مشخص است؛ ازاینرو اطلاق درام مسیحی به فیلم Unsung Hero بیراه به نظر نمیرسد.
بااینهمه باید توجه داشت فیلم بههیچوجه وارد جزئیات اعتقادی شاخههای گوناگون مسیحیت نمیشود؛ بنابراین بهطورکلی میتوان خانوادهی اسمالبون را نمونهای از یک خانوادهی دیندار عادی در نظر گرفت که با هر زمینهی دینی دیگری بهجز مسیحیت نیز سازگاری دارد؛ ازاینرو Unsung Hero را میتوان فیلمی در ستایش ارزشهای اخلاقی و خانوادگی یک خانوادهی سنتی دیندار در نظر گرفت و از نظر ژانر شناسی شاید «درام دینی» از درام مسیحی لقب مناسبتری برای آن باشد.


