به گزارش خانه بهاری؛ در این گفتوگوی اختصاصی با محمدباقر جعفری، مشاور مدرس و زوج درمانگر، موضوع خیانت و پیمان شکنی زناشویی در سه بخش بررسی شد. به امید اینکه هر روز بیش از پیش شاهد خانواده های گرم و سرشارازعشق وعاطفه و صمیمیت باشیم. زوجین و احتمالا فرزندان به جز آسیب های کوتاه مدت ، دچار مشکلات بلند مدتی می شوند که ممکن است در تمام داستان زندگیشان ریشه بدواند.
اگرچه گاهی انسان ها پس ازمتوجه شدن و درک اشتباهشان سعی درجبران اشتباهشان دارند وهر چند نتوانند همه چیز را به روز اول برگردانند اما نباید راه جبران به طور کامل برایشان بسته باشد ،به خصوص که فرد پشیمان و البته همسرش ، به جز خودشان ، دلایل دیگری برای ادامه دادن داشته باشند.
خانه بهاری خیانت به طور کلی بر روح و روان خانواده، همسر ،بچه ها چه تاثیرات کوتاه و بلند مدتی میگذارد؟
جعفری-خیانت بر فرزندان تاثیر بسیاری میگذارد و بسیار مخرب است . توصیه اکید ما این است در شرایطی که کسی وارد فاز رابطه خارج زناشویی شد ،همسر به هیچ عنوان سفره دلش را برای فرزندانش باز نکندیا با آنها تبانی نکند .باید در نظر داشت که فرزندان محرم راز او نیستند.
درگیر کردن بچهها با داستان خیانت زناشویی بسیار اشتباه است وکمک گرفتن از آنها بسیار اشتباه تر؛زیرا که آنها را مستعد خطر و آسیب میکند. وقتی یکی از زوجین خیانت میکند، در صورت متوجه شدن فرزندان، فرزند جنس مخالف آسییب بیشتری میبیند،اگر پدر خیانت کرده باشد آسیب برای دختر به مراتب بیشتر از آسیبی است که پسر میبیند و اگر مادر خیانت کرده باشد و فرزند پسرش متوجه شده باشد آسیب بیشتری نسبت به دختر میبیند؛البته باید توجه کرد که این به این معنا نیست که فرزند همجنس آسیب نمیبیند.
سن بچهها نیز میتواند بسیار مهم باشد ،در سنین نوجوانی که دوره تفکرانتزاعی است و هویتشان درحال شکل گیری است اگرمتوجه خیانت والدین شوند آسیب بسیار زیادی میبینند.
در دوران کودکی هم که در واقع شاکله شخصیتی بچهها در حال شکل گرفتن است،این مسيله آسیب بسیار زیادی به فرزندان میزند و روح و روان خانواده را منهدم و منفجر میکند؛ بنابراین اگر چنین اتفاقی افتاد باید این داستان بین زوجین با کمک درمانگر حل شود، با درمانگر صحبت شود و هیچ یک از بچهها ابداً متوجه تنشهای ناشی از این داستان نشوند اگرچه این اتفاق بسیار سخت است و معمولاً از دست میرود؛ مخصوصاً زوج خیانت دیده عصبانی میشود و این داستان را علنی میکند، تحقیر، توهین و مشاجره، فرزندان را ناگزیر وارد این داستان میکند.
حال اگر زوجین عاقل و دانا باشند به جای کشیدن ماجرا به خانواده ، آن را در اتاق درمان به صورت بسته با درمانگر حل می کنند و در نهایت ممکن است جدایی اتفاق بیفتد .
پس از خیانت می شود زندگی را از نو شروع کرد؟
جعفری-اصلا مثل روز اول نمیشود اگرچه به شدت آسیب و عمق رابطه و پذیرش طرفین بستگی دارد اما نمیشود آسیبها را صد در صد برطرف کرد فقط گاهی میشود التیام داد. همیشه پیمان شکنی نقش مخرب دارد ،در موارد اندکی در برخی زندگیها تازه بعد از خیانت، زوجین از خواب بیدار میشوند ، اگرچه اعتماد کاملا برنمی گردد و حتماً سطحی از تنش در اعتماد وجود دارد. فردی که مورد خیانت واقع شده این داستان را تا همیشه خواهد داشت شاید با تلاش و جبران همسرش کمرنگ بشود اما معمولا فراموش نمیشود .
آیا خیانت مساوی با پاشیده شدن زندگی و خانواده است و پس از آن باید خانواده را تمام شده فرض کرد یا می شود اعتماد را برگرداند؟
جعفری در خیانتها معمولاً برگرداندن کامل اعتماد میسر نیست ، زندگی بعد از خیانت مثل چینی بند زده است اما میشود آن را کمی التیام داد ، می شودپروتکل بخشش را انجام داد و کاری برای آن کرد. نمی توان گفت که حتماً باید جدایی صورت بگیرد والبته بستگی به شرایط دارد ،به اینکه چه کسی خیانت کرده، فاز خیانت چیست ، چند بار تکرار شده و مسلماً باید همه ی جوانب را بررسی کرد. گاهی خیانت یک رابطه تصادفی است، یک بار اتفاق افتاده ، فرد پشیمان است و میخواهد جبران کند آنجا در این صورت میتوان با توجه به شرایط زندگی ، میزان پذیرش فرد خیانت دیده ، میزان ندامت و تلاش فرد خیانت کننده جهت جبران، کمک کرد که زندگی ادامه پیدا کند واین اتفاق دوباره نیفتد که البته لازمه ی آن شفاف بودن زوجین ،مخصوصا زوج خیانت کننده، است.هم چنین فردی که آسیب زده باید سعی در جبران داشته باشد و فرد آسیب دیده باید سعی کند درک بیشتری از ماجرا پیدا کند و به دنبال علتهای این اتفاق باشد.هر دوباید تحت نظردرمانگر باشند و دوره درمان را طی کنند.هم چنین کمی بیشتر مراقب باشند، اوقات فراغت بیشتری با هم بگذرانند و اتفاقی که منجر به این ماجرا شده را از میان بردارند و اجازه بررسی به یکدیگر را بدهند.گاهی هم البته پیمان شکنی با توجه به شرایط خاص به جدایی می انجامد و در هر صورت پیمان شکنی زلزلهای است که آسیبهای جدی به ساختمان یک خانواده وارد می کند.
چرا بعضی ها حاضر نیستند بعد از چنین مشکلی ، بپذیرند که اشتباه کردند؟ چرا به سراغ روانشناس نمی روند تا مشکلی که پیش آمده را حل کنند؟
جعفری-این که فرد نمیپذیرد چنین مسئلهای پیش آمده بستگی به نگرش آن فرد نسبت به دنیا و زندگی دارد اما اگر فرد منصفی باشد باید اشتباهش را بپذیرد.اگر باهوش باشد ،هوش هیجانی لازم را داشته باشد و به تفاهم و بلوغ فکری و عاطفی لازم رسیده باشد میپذیرد که اشتباه کرده است و در جهت جبران بر می آید. بعضی ها هم در سطحی از شناخت هستند که تنها به دنبال رقابت هستند و چون می خواهند همیشه برنده باشند اشتباهشان را نمیپذیرند و فاجعه سازی میکنند. بسیاری ازاوقات، فرد خیانت کننده تا شواهد مستدلی وجود نداشته باشد، ماجرا را تکذیب میکند و به همین خاطر توصیه میکنم برای کسانی که مورد پیمان شکنی و خیانت واقع شده اند تا شواهد مستدلی ندارند این مسئله را مطرح نکنند . بهتر است اول تمام شواهد بررسی شود و در صورت اطمینان شواهد را با همسرشان روبرو کنند و از او توضیح بخواهند ، اگر فرد بپذیرد اشتباه کرده برای حل آن اقدام کرد و اگر نپذیرفت آن وقت باید هزینهها را بیشتر کرد و جدیتر با موضوع روبرو شد. اگر هم فرد خیانتکار برای درمان نمیآید، حداقل از فرد خیانت دیده میخواهیم به درمانگر مراجعه کند چون قرار است زخمهایش را التیام ببخشد.
آیا میشود به فرد خیانت کننده ،اعتماد کرد؟ یا ممکن است به این کارعادت کند؟
جعفری-ممکن است دوباره برگردد، کسی که یک بار خیانت کرده را نمی شود سریع بخشید. بخشش آداب خاص خودش را دارد و موقعی میتواند اتفاق بیفتد که فرد پشیمان باشد .هزینههای زیادی را پرداخت کرده باشد تا ببیند یک هیجان طلبی صرف باعث شده زندگی اش اینقدر به هم بریزد . درمانگر حتماً می تواند به ما خط بدهد تا بدانیم چگونه دستورالعمل های لازم را رعایت کنیم تا فردکاملا متنبه شود. این مسیله گاهی هم به صورت اعتیاد در میآید؛ فردی که مشکلاتی دارد، بی مسئولیت است، اختلال دارد ،آسیب از دوران گذشته دارد و به دنبال حل این مشکلات به کمک درمانگر نیست یا تلاشی جهت رفع عوامل به وجود آورنده پیمان شکنی انجام نداده ممکن است دوباره خیانت را رقم بزند.
پس از خیانت، چک کردن دایم فرد توصیه میشود؟
جعفری-کنترل کردن مبنای درستی ندارد و باید دربارهاش صحبت بشود. آدمها برای اینکه موقتاً آرام بشوند به چک کردن روی می آورند .کسی که چک میکند، آدم مضطرب و نگرانی است و ترس از دست دادن و مورد خیانت واقع شدن را دارد، شاخص گوش به زنگی او بالاست ، تا پیامکی می آید سراغ گوشی میرود، نگاه میکند ،هک میکند ،نرمافزارهای چک کردن را دانلود واستفاده میکند ،شنود می گذراد، تعقیب می کند و… که البته من موافق نیستم.
تعهد باید ذاتی باشد و اگر وجود ندارد آدم میتواند تصمیم دیگری بگیرد، اگر طرف مقابل حاضر به درمان نمیشود، طلاق درمانی در نهایت می تواند تنها راه ممکن باشد چون خط قرمزها در این رابطه در حال آسیب دیدن است.قبل از طلاق درمانی مراجعه کردن به درمانگرمتخصص در درمان خیانت زناشویی کمک خوبی است به شرط این که فرد خیانت کننده خودش قبول داشته باشه که اشتباه کرده است اما اگر در فاز انکار باشد و خودش را به خواب زده باشد شاید نتوان کار خاصی برای آنها انجام داد. به طور کلی توصیه میشود زوجین ،خود آگاه در مورد احساسشان حرف بزنند که اگر در جلسه درمان باشد خیلی بهتراست ،زوجین باید بتوانند درباره ترسها و احساساتشان صحبت کنند و به نقطهای برسند که بدانند قرار نیست به هم آسیب بزنند و می خواهند به هم کمک کنند که از این فاز خارج شوند.
برای ترمیم روان خانواده بعد از خیانت چه میشه کرد؟ برای ترمیم روابط زناشویی چه باید کرد؟
جعفری-برای ترمیم روان خانواده ابتدا باید علت را بررسی کنیم و دلایل را به صورت ریشه ای حل کرد ، درباره آن صحبت کرد و با درمانگر جلسات مستمر داشت تا هم به خود آگاهی برسیم ،هم بتوانیم مهارتهایمان را در زندگی ارتقاء بدهیم .زمان گذاشتن، رفع نیازها ،درک متقابل کمک میکند روابط ترمیم شود. در بعضی افراد که اعتیاد جنسی دارند مشکلات بسیار عمیق است و حتماً باید درمان دارویی اتفاق بیفتد و بعضیها هم اصلاً درمان نمیشوند که باید این ها را هم در نظر گرفت.
انتهای گفت وگو//


