پرونده ویژه | تنها در میان جمعیت؛ روایت یک زن از زندگی با چند نقش

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خانه بهاری، در میان انبوه آمارها و تحلیل‌های اجتماعی که هر روز از وضعیت زنان سرپرست خانوار منتشر می‌شود، گاهی فراموش می‌کنیم که پشت هر عدد، یک انسان با تمام پیچیدگی‌هایش ایستاده است.

انسانی که نه فقط باید بار اقتصادی سنگینی را به دوش بکشد، بلکه همزمان نقش‌های متعددی را در زندگی ایفا کند؛ از تربیت فرزند و مدیریت عواطف خانوادگی تا حفظ کرامت خویش در جامعه‌ای که هنوز نگاه‌های کلیشه‌ای به او دارد.

زنان سرپرست خانوار، اگرچه در سال‌های اخیر بیش از پیش مورد توجه نهادهای حمایتی و رسانه‌ها قرار گرفته‌اند، اما همچنان بخش بزرگی از نیازهای عاطفی، روانی و شغلی آنان در سایه دغدغه‌های روزمره نادیده می‌ماند. زندگی آنان روایتی است از ایستادگی در برابر ناملایماتی که گاه از بیرون تحمیل می‌شود و گاه از درون، در خلوت شب‌های بی‌پناه، جان می‌گیرد. شنیدن این روایت‌ها، نه برای همدردی گذرا، که برای درک عمیق‌تر از ساختارهای اجتماعی‌ست که یا می‌توانند این زنان را در مسیر دشوارشان همراهی کنند، یا بر دشواری آن بیفزایند.

در گزارشی که پیش رو داریم، با یکی از همین زنان هم‌کلام شده‌ایم؛ زنی که نه به‌عنوان یک پرونده یا آمار، بلکه به‌عنوان یک مادر، یک نان‌آور، یک مدیر بی‌ادعا و یک انسان خسته از دویدن، از زیستن با چندین نقش در یک بدن می‌گوید. این روایت فقط یک مصاحبه نیست؛ پنجره‌ای است به جهانی که هر روز در گوشه‌وکنار این سرزمین، بی‌صدا در حال تکرار شدن است. جهانی که شاید اگر کمی بیشتر به آن توجه کنیم، بتوانیم برای فردای آن، نه فقط شعار، که راهکاری عملی بسازیم.

تنها در میان جمعیت

زن جوان و سرپرست خانواری که یک فرزند دختر دارد و همسرش را در یک تصادف از دست داده است در گفتگو با خبرنگار خانه بهاری گفت: صبح که از خواب بیدار می‌شوم، پیش از آنکه چشم باز کنم، لیست کارهای امروز در ذهنم رژه می‌رود. نه کسی هست که صبحانه را حاضر کند، نه کسی که دخترم رسیدگی کنید و روزها کنارش باشد و نه کسی که اگر خسته شدم، مرا دلداری دهد.

وی ادامه داد: خانواده‌ همسرم مرا رها کردند و خانواده خودم نیز با مشکلات زیادی روبه‌رو هستند و از سمت آن‌ها نیز حمایت نمی‌شوم. من یک زن سرپرست خانوار هستم؛ یعنی هم مادر، هم پدر، هم نان‌آور، هم مدیر مالی، هم مشاور روانشناس و گاهی هم همه چیز یک خانواده در یک نفر.

این زن سرپرست خانوار ادامه داد: روزگاری شوهر داشتم، خانه‌ای گرم، برنامه‌ای منظم. اما فوت شوهرم سرنوشت دیگری برایم رقم زد و زندگی ما را یک شبه تغییر داد. حالا من نه فقط مسئول خودم که مسئول خانواده هستم. این دوگانگی نقش، جدای از فشارهایی که بر من وارد می‌کند، زندگی را به یک معادله سخت تبدیل کرده است.

وی با بیان اینکه به خاطر دختر نوجوانش و شرایط اجتماعی حتی نمی‌تواند ازدواج مجدد داشته باشد، گفت: حتی همسایه‌ها نیز در مراوده و رفت و آمد با من احتیاط میکنند و برخی از دوستانم پس از فوت همسرم بی دلیل ارتباط خود را با من قطع کرده‌اند، این‌ها دردهای پنهانی هستند که هر روز روحم را می‌خراشد.

او در ادامه گفت: صبح‌های زندگی من با عجله شروع می‌شود. باید به فکر ناهار و شام باشم، قبض‌ها را مرور کنم و بعد راهی کار شوم. اما اشتغال برای همنوعان من یک چالش بزرگ است. بسیاری از کارفرمایان ما را به خاطر تعهدات خانوادگی یا نگاه‌های سنتی نمی‌پذیرند و اگر هم کاری پیدا کنیم، اغلب موقتی، با حقوق ناچیز و بدون بیمه است. من هر روز می‌ترسم که مبادا شغلم را از دست بدهم؛ چون با آن، تنها پناه مالی زندگی‌ام فرو می‌ریزد. بعد از کار، تازه نقش دوم من شروع می‌شود.

باید به درس فرزندم رسیدگی کنم، مشکلات مدرسه‌ای را پیگیری کنم و مهم‌تر از همه، خلأ عاطفی نبود پدر را برایش پر کنم. اما راستش را بخواهید، خودم هم خسته‌ام و گاهی دلم آرامش گذشته را می‌خواهد. حس می‌کنم دچار افسردگی، اضطراب و استرس مزمن شده‌ام. شب‌ها که دخترم می‌خوابد، تنهایی من سنگین‌تر می‌شود. همه مشکلات اقتصادی، نگرانی از آینده و فشارهای اجتماعی، در سکوت شب هجوم می‌آورند.

این زن سرپرست خانوار افزود: با وجود همه مشکلات من ناچارم که ادامه دهم چون چاره‌ای ندارم. باید برای فرزندم قوی بمانم و لبخند بزنم، حتی وقتی دلم از درون فرو می‌ریزد. باید قوی بمانم چون فردای دخترم به امید من بسته است.

به امید روزی که زن سرپرست خانوار تنها نباشد

روایت این زن، روایت هزاران زن دیگر در این سرزمین است که هر روز با مشکلاتی دست و پنجه نرم می‌کنند که شاید برای خیلی‌ها قابل‌درک نباشد؛ از فشار اقتصادی و دشواری اشتغال، تا تنهایی روانی و نگاه‌های اجتماعی. اما این شیرزنان با شجاعت ایستاده‌اند.

آنچه از نهادهای حمایتی و جامعه انتظار می‌رود، نگاه برابر، حمایت عملی و فرصت‌هایی برای زیستن آبرومندانه است. شاید روزی برسد که دیگر یک زن سرپرست خانوار، در میان جمعیت تنها نباشد.

بیشتر بخوانید: 

پرونده ویژه | زنان سرپرست خانوار؛ از آسیب‌های اجتماعی تا دغدغه‌های پنهان

ارسال در:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید