تنهای تنها بدون حامی  

یک جامعه شناس می‌گوید: با وجود تک فرزندی مفاهیمی مثل عمو، خاله، دایی، برادر و خواهر که جزء اصول ساختاری نهاد خانواده در ایران بوده‌اند، به تدریج کم‌رنگ می‌شوند

کاهش فرزندآوری در ایران به تغییراتی در سبک زندگی خانواده‌ها منجر شده است. این تغییرات نه تنها آینده اجتماعی و اقتصادی کشور را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بلکه تحولات عمیقی در روابط خانوادگی و ساختارهای اجتماعی ایجاد می‌کند. در چنین شرایطی، نگاه به نهاد خانواده و تحولات آن نیازمند بررسی دقیق‌تری است.

«عالیه شکربیگی» جامعه‌شناس و استاد دانشگاه، به ابعاد مختلف این مساله پرداخته و نگرانی‌های جدیدی را مطرح می‌کند که در صورت بی‌توجهی به آن ممکن است پیامدهای گسترده‌تری به همراه داشته باشند.

او به عامل اصلی کاهش فرزندآوری اشاره کرده و می‌گوید: یافته‌های مرکز آمار نشان می‌دهند اندازه خانواده‌ها در سال‌های اخیر کوچک‌تر شده و تعداد فرزندان کاهش یافته است. این تغییرات در واقع نتیجه کاهش ازدواج و کاهش باروری است. به نظر من، مهم‌ترین دلیلی که می‌توان برای این کاهش مطرح کرد، مسئله نگرانی‌های اقتصادی خانواده‌هاست. در یکی از فیلم‌هایی که در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد، فیلمی به نام «رها» بود که داستان یک خانواده چهار نفره را روایت می‌کرد. رها دختر خانواده بود که دانشجو بود و این خانواده شرایط اقتصادی سختی داشتند. در نهایت برای تأمین هزینه یک لپ‌تاپ که رها برای کارهای پژوهشی نیاز داشت، برادرش مجبور به دزدی شد و در نهایت این مسائل منجر به کشته شدن رها شد. در چنین شرایطی که وضعیت اقتصادی خانواده‌ها اینطور است، چطور می‌توان از آنها خواست که فرزند بیشتری بیاورند؟ ما باید شرایط و زیرساخت‌های لازم را فراهم کنیم تا خانواده‌ها احساس امنیت کنند.

وقتی عمو و خاله در خانواده‌ها کم‌رنگ می‌شوند

این استاد دانشگاه به تبعات روانی و اجتماعی که ممکن است برای افراد و جامعه به دنبال افزایش تک‌فرزندی به وجود آید هم گذری زده و ادامه می‌دهد: اولین مسئله‌ای که در این زمینه پیش می‌آید، کمرنگ شدن روابط خویشاوندی در جامعه است. مفاهیمی مثل عمو، خاله، دایی، برادر و خواهر که جزء اصول ساختاری نهاد خانواده در ایران بوده‌اند، به تدریج کم‌رنگ می‌شوند. وقتی در یک خانواده تنها یک فرزند وجود داشته باشد، این روابط گسترده خانواده‌ای کمتر شکل می‌گیرد. به عنوان مثال، وقتی فردی تنها یک برادر یا خواهر ندارد، در آینده که خود تشکیل خانواده می‌دهد، دیگر نمی‌تواند عموی یا خاله‌ای برای فرزند خود باشد. این تغییرات در نهایت به تنهایی بیشتر افراد منجر می‌شود.

شکربیگی بر این باور است که اگر فردی تک‌فرزند باشد، حتی در صورتی که ازدواج کند و فرزندانی داشته باشد، در درونش احساس تنهایی را تجربه خواهد کرد. در واقع، تک‌فرزندی یک مسیر به سوی تنهایی فردی است که فرد نه تنها در دوران کودکی بلکه در طول زندگی با آن دست به گریبان خواهد بود. این احساس تنهایی می‌تواند در روان او رخنه کند و مشکلاتی را در ابعاد اجتماعی و روانی به همراه داشته باشد.

او به این نکته نی تاکید دارد که این مسئله فقط محدود به مشکلات فردی نمی‌شود بلکه پیامدهای گسترده‌تری برای جامعه هم دارد و قطعاً از نظر اجتماعی، تک‌فرزندی باعث کاهش جمعیت جوان می‌شود که این موضوع در آینده مشکلات زیادی را ایجاد می‌کند. به ویژه در حوزه بازنشستگی و تأمین نیروی کار جوان. با کاهش فرزندآوری، جامعه دیگر نمی‌تواند به‌طور مؤثر جایگزین‌های مناسب برای بازنشستگان فراهم کند. این مسئله نه تنها به نهاد خانواده آسیب می‌زند، بلکه بر کل ساختار اجتماعی و اقتصادی تأثیر می‌گذارد. بنابراین، کاهش فرزندآوری نه تنها پیامدهای روانی بدی برای افراد دارد بلکه برای جامعه و نهادهای مختلف اجتماعی نیز تبعات منفی به همراه خواهد داشت.

این جامعه شناس معتقد است که امروزه در جامعه ما ۲ سبک زندگی متفاوت وجود دارد. یک سبک زندگی رسمی و دیگری غیررسمی که در سبک زندگی رسمی، خانواده‌هایی وجود دارند که به نوعی در دایره حاکمیت و دسترسی به امکانات قرار دارند. این خانواده‌ها از نظر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی حمایت می‌شوند و به دلیل دسترسی به رانت‌ها و امکانات بیشتر، نگرانی چندانی برای هزینه‌های فرزندآوری ندارند. بنابراین، آن‌ها تمایل به داشتن خانواده‌های پرجمعیت دارند. در این شرایط، بحث احساس سرافکندگی به هیچ عنوان مطرح نیست.

شکربیگی می‌گوید:در مقابل، در خانواده‌هایی که با مشکلات اقتصادی مواجه هستند یا آن‌هایی که به امکانات کمتری دسترسی دارند، کاهش تعداد فرزندان بیشتر به دلیل فشارهای اقتصادی و تغییر نگرش نسبت به فرزندآوری است. این موضوع به مسئله هزینه‌های زندگی، نگرانی‌های اقتصادی و نیاز به تأمین شرایط بهتر برای فرزندان مربوط می‌شود. البته باید توجه داشته باشیم که در برخی موارد، مسائل پزشکی و بهداشتی هم می‌توانند در تعداد فرزندان خانواده‌ها تاثیرگذار باشند. در مجموع، کاهش تعداد فرزندان بیشتر به این مسائل مربوط است تا احساس سرافکندگی نسبت به خانواده‌های پرجمعیت.

تک‌فرزند نتیجه شرایط ناعادلانه نه فخر فروشی

او اظهار میکند که امروزه ما در شرایطی قرار داریم که خانواده‌ها به سختی می‌توانند نیازهای ابتدایی فرزندان خود را تأمین کنند. من اعتقاد دارم که نهادهای حاکمیتی باید نگاه دلسوزانه، مسئولانه و متعهدانه‌تری نسبت به مردم داشته باشند. بنابراین، مشکل اصلی نه در تک‌فرزندی بلکه در شرایط اقتصادی و اجتماعی حاکم است که باعث شده خانواده‌ها از فرزندآوری صرف‌نظر کنند و حتی فکر کنند که داشتن تک فرزند هم یک نوع «فخر» محسوب می‌شود.

این مدرس و جامعه شناس تاکید می‌کند که قبل از اینکه از خانواده‌ها توقع داشته باشیم که فرزند بیاورند، باید عملکرد مسئولان در تأمین نیازهای اجتماعی و اقتصادی مردم بررسی شود. ما نمی‌توانیم از خانواده‌ها انتظار داشته باشیم که فرزند بیاورند در حالی که خودشان با مشکلات معیشتی دست و پنجه نرم می‌کنند

ارسال در:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید