تشویق ایستاده در کَن برای شکستن حرمت زن

اگر «ماده» یک مستندِ پزشکی از توانایی علم برای زیبایی و ثباتِ جوانی در یک زن بود، شکلِ روایت آن را می‌پذیرفتم اما این فیلم در حال انتشارِ گرایشی است که از علم عبور می‌کند و رویا را به توهم تبدیل خواهد کرد. زنی که تبر برداشته و از ریشه حیثیت و حرمتِ خود را می‌زند.

ماده فیلمی از کورالی فارژا جنسیت و مقامِ زن را به نفعِ هوس‌های مردانه حرمت شکنی می‌کند و چنین می‌شود که یک زن با جسمش و طمع زیبایی جنسی، جذابیتِ مادّیِ انکار کننده‌ی بنیادِ خانواده و اهمیتِ جایگاهِ اجتماعی را آشکار خواهد کرد.

در ابتدای فیلم ما ستاره ساختن برای یک اسم را می‌بینیم که به مرورِ زمان و راه‌رفتن مردم بر روی آن به فراموشی سپرده خواهد شد و یک ایده‌ی ضد بشری که با تزریقِ نوعی آمپول می‌توان تخمِ مرغِ دو زرده داشت و یک کپیِ جوانتر و جذاب‌تر از روی خود ساخت. در ادامه ما رفتاری از اثر می‌بینیم که روشن‌فکری را با احمقانه اندیشیدن اشتباه گرفته و جسمِ زن را بدونِ هیچ پوششی نشان می‌دهد و بعد آن جسم بنا به دعوتِ فردی ناشناس که هنگامِ ویزیتِ بعد از تصادف، که به شکل معجزه‌آسایی سالم مانده، می‌تواند نمونه‌ی زیبا و جوانتری از خود خارج ‌کند وارد یک بازیِ ماتریسی می‌شود. علم چگونه باعث حرمت شکنی و از بین رفتن جایگاهِ یک زن می‌شود؟ این چگونگیِ با رویایی که متوهمانه در اثر مستولی شده به یک تجارتِ پورنوگرافی در سینما ختم خواهد شد که حالت‌هایی از تهوع و افسردگی پس از ناباوری را به همراه دارد.

فُرمِ سینمایی فیلم حاویِ تبادلاتی است که ترک‌ها و کلوزآپ‌هایش مفهومی مقدم بر ساختار ایجاد خواهند کرد و نمی‌توان حسی فراطبیعی را که از برداشت‌های نامتعارف فیلم‌ساز وارد ذهن بیننده شده، توجیهِ سینمایی برایش آورد. «ماده» یک تبلیغِ زنانه‌ی معکوس است که علاوه‌بر نمایشِ نامتعارف از جسمیت زنانه روان او را در خدمتِ هوس‌های جسمی و جنسی دیگری نشان داده است.

 

انسان و نسل‌های بعدش
انسانی که از رابطه‌ برقرار کردن با انسانی دیگر به تولیدِ نسلِ بعدی خود می‌رسد در «ماده» با عقده‌ی خودبرتر بینی مواجه شده و جاه‌طلبی او برای همواره در اوج بودن کار دستش داده است. انسان با تکیه بر علمی که از وحشتِ جسمی استخراج شده و نوعی نمایشی از خود تولید می‌کند، مانند تک سلولی‌ها شکلِ حیوانی به خود می‌گیرد و از دایره‌ی انسانیت خارج می‌گردد. از علم در این فیلم سوءاستفاده می‌شود. در «ماتریکس» واچوفسکی‌ها، شکلی انسانی از مابعدِ تاریخ می‌بینیم که یک برگزیده را واردِ بازیِ صفر و یکی می‌کند و در نهایت شکل انسانی از برگزیده است که بر زمان پیروز می‌شود و نه آن ویروسِ کامپیوتری. مشخصاً در «ماده» برتری یک انگلِ دست ساخته‌ی انسان که تنها می‌تواند با تغذیه از نوعِ اولیه‌ی خود به حیاتِ موجودِ تصنعیِ تولیدی‌اش ادامه دهد، بر انسان را شاهدیم. این حساسیت برای سلیقه‌ی منِ فیلم‌باز خیلی بیشتر می‌شود وقتی جنسِ مخالفِ خود را بازیچه‌ی این جاه‌طلبی می‌بینم.
من بلدِ مسائل شرعیِ آن نیستم اما چنین رویایی باید پاسخی قانع کننده برای عموم داشته باشد. وقتی ارزش‌های انسانی در «ماده» زیرِ سوال می‌رود چرا من باید به چگونگیِ ایستاده تشویق کردن فیلم‌ساز، که گفته می‌شود 10 دقیقه تشویق شده، در کن توجه کنم؟ چرا باید برای من مهم باشد که جشنواره کن جایزه فیلمنامه به مولف داده است؟ سینما برای آکسان‌گذاشتن و تاکید بر ارزش‌های انسانی ساخته شده و سینمایی که حرف از اخلاق زدن را بلد نباشد و بجای نقدِ اخلاق یک سری تالی‌فاسدهایی را ضمیمه‌ی خودش کند هیچ تفکری نخواهد زایید.
برهنگی یا تشنه‌کردن بیننده برای برهنه دیدن
اگر «ماده» یک مستندِ پزشکی از توانایی علم برای زیبایی و ثباتِ جوانی در یک زن بود، شکلِ روایت آن را می‌پذیرفتم اما این فیلم در حال انتشارِ گرایشی است که از علم عبور می‌کند و مانند بیگانه‌ای در «درخشش» کوبریک، رویا را به توهم تبدیل خواهد کرد. زنی که تبر برداشته و از ریشه حیثیت و حرمتِ خود را می‌زند. بعد ما تقابلی هم که از دو ایگو در فیلم می‌بینیم، جهتش روبه مردان است. یعنی نه «ماده»‌ی اصلی و نه گزاره‌ای از “سو” تبدیل به شخصیت نشده‌اند و تنها تقلیدی جاهلانه از یک نمونه تقلبیِ دیگر هستند. این تقلیدِ از روی یک جنسِ تقلبی تنها خاصیتش ارضای نیازهای روانیِ مردانه به عنوانِ کسی که بیننده را تا دمِ چشمه تشنه می‌برد و بر می‌گرداند، خواهد بود.
این مسائل دیگر برای غربی‌ها حل شده و آنها به این مفاهیم توجهی ندارند، این فکت تنها یک بهانه است برای تماشای اندیشه‌های غلطِ غربی. این اندیشه‌ها که جریانی برتر از کلوپ‌های شبانه به بینندگان تحویل می‌دهند، حاصل ولنگ و باری در ارتباطاتی هستند که منجر به نابودی بنیادِ خانواده در آن جوامع شده. «ماده» حامی چُنین جریان‌هایی است و چه دردناک که فیلم‌ساز خودش هم‌جنس زن است و برای شکستن حرمتِ جنس خودش جایزه هم گرفته و تشویق می‌شود.
علی رفیعی وردنجانی
ارسال در:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید