تشخیص بر عهده مکلف است

لزوم فرزندآوری آنقدر دلایل معقول دارد که نیازی نیست در فرایند آن مداخلات غیرضروری کنیم. تشخیص همواره بر عهده مکلف است.

موضوع فرزندآوری در ایران به مسائل متنوعی گره خورده است. از ایجاد انگیزه‌های معنوی گرفته تا مشوق‌های مالی و همچنین تسهیل‌گری‌های درمانی. با این حال، گاهی شکل تلاش‌ها، به‌گونه‌ای است که از قضا موجب ایجاد هزینه‌های روحی شدید می‌شود.

یکی از این تلاش‌ها، تلاش برای بدنام‌کردن غربال‌گری مادران است. ایجاد این تصویر که غربال‌گری، موجب از بین رفتن تعداد کثیری از نوزادان می‌شود، یک تصویر گمراه‌کننده است. می‌گوییم گمراه‌کننده و نمی‌گوییم دروغین، چرا که این آمارها در بسیاری از موارد صحیح است. یعنی این درست است که بسیاری از نوزادانی که به حکم غربال‌گری باید سقط شوند، می‌توانستند و می‌توانند زنده و سالم باشند؛ اما سوال این است که از بدنام‌کردن غربال‌گری چه چیزی عاید مادران می‌شود؟

در رساله‌های علمیه مراجع تقلید، همواره تاکید می‌شود که حکم را مرجع تقلید صادر می‌کند ولی تشخیص بر عهده مکلف است. در موضوع غربال‌گری، مشخص نیست که این آمار ناگوار چگونه می‌تواند اصل این اقدام تشخیصی غربال‌گری را بدنام کند؟ آیا اگر در باقی موضوعات پزشکی نیز، با آمارهای ناگوار مواجه شویم، آزمایشات مربوطه را رد می‌کنیم؟ یا عمدتا انگشت اتهام را به سوی تجویز نهایی پزشک می‌چرخانیم؟

 

غربال‌گری مادران، چیزی از جنس الزامات قانونی

 

غربال‌گری مادران، چیزی از جنس الزامات قانونی نظیر بیمه شخص ثالث و… نیست که ورود به فرایند آن، مستلزم پذیرش نتایج آن باشد. غربال‌گری، قرار است صرفا مادر را از خطرات احتمالی آگاه کند، با این حال، تصمیم‌گیرنده نهایی مادر است‌.

اگر قرار است مادران ما، تربیت‌کنندگان باصلاحیتی برای فرزندان آینده باشند، عقل حکم میکند که فرزندانشان را با آگاهی کامل از تمام خطرات، به دنیا بیاورند. تنها وقتی که تصمیم آگاهانه مادر، بر هر تجویزی (اعم از تجویز دکتر یا تجویز فعالان فرزندآوری) ارجح باشد، می‌توان انتظار داشت مادر با رضایت خاطر و علاقه، به زندگی‌اش ادامه بدهد. چه این تداوم، تربیت فرزندی صالح (اعم از سالم یا بیمار) باشد چه تصمیم به سقط ناگوار و ناگزیر جنین باشد.

تمامی اقداماتی که در برابر سقط جنین های بی‌رویه، تجویزهای نامسئولانه پزشکان و… انجام می‌شود در خدمت این است که مادر تحت فشار یک کارشناس پزشکی، تصمیم اشتباهی نگیرد. بنابراین بهتر است دست از ایجاد فشار اجتماعی و حذف یک اقدام تشخیصی علمی، برداریم و اجازه دهیم نه‌تنها تشخیص مادر درباره به دنیا آوردن پر ریسک یک نوزاد، با خود و تنها خودش باشد؛ بلکه از اساس تصمیم بر بچه‌دار شدن نیز، روندی غیرطبیعی به خود نگیرد. چرا که در این صورت، هیچ کدام از این فعالین اجتماعی، غمخوار و پرستار مادری نخواهند بود که ممکن است بعدها بابت تصمیم تحت فشار، پشیمان شود.

لزوم فرزندآوری آنقدر دلایل معقول دارد که نیازی نیست در فرایند آن مداخلات غیرضروری کنیم. تشخیص همواره بر عهده مکلف است.

ارسال در:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به بالا بروید