به گزارش خانه بهاری سالروز ازدواج حضرت علی(علیه السلام) و حضرت زهرا (سلام الله علیه) و نامگذاری این مناسبت با عنوان هفته ازدواج معمولا موجی از گزارش ها و واکنش های رسانه ای فعالان حوزه ازدواج و خانواده و متولیان جوانان را به دنبال دارد. اکثرا در این فرصت مناسبتی به چالش ها و موانع ازدواج و سن ازدواج و آمارهایی در این حوزه پرداخته میشود اما
صفورا سادات امینجواهری، دانشجوی دکتری دانش اجتماعی مسلمین در این باره با زاویه دید جدیدی وارد شده و با توجه به زوجیت یادداشتی به این مناسبت نوشته که در زیر میخوانیم:
من اگر در رسانه مناسبتها کارهای بودم، حتما سالروز ازدواج امیرالمؤمنین علیه السلام با دختر پیامبر، فاطمه زهرا علیهاالسلام را بیش از روز دختر و روز زن و روز مرد و احتمالا اندکی دیگر روز پسر پاس میداشتم. چرا که تکریم حقیقی انسان اعم از انسان مونث و مذکر در گرو حرکت بر مدار آفرینش و سنن الهی است.
شاید وقتی میگویم سنن الهی تصور کنید، منظورم همان النکاح سنتی معروف است که حضرت محمد (روحی فداه) میگویند، نه! سنن الهی، قواعد ثابت آفرینش است که آفریننده جهان برای اداره و تدبیر و تقدیر کارها در این جهان آنها را طراحی کرده. سنن الهی به زبان امروز و به ترجمان سوداگرانه عصر حاضر همان قواعد بازی است، با این تفاوت که تغییر ناپذیرند، حتمیاند و مصنوع انسان نیستند. از طریق سنن الهی میتوانیم زندگی و جامعه و تاریخ را رقم بزنیم و سرنوشت خویش را بسازیم.
برخی از سنن الهی قطعی است و خارج از اراده انسان و انسان فقط میتواند خودش را با آن سنن تطبیق دهد و آماده کند، مانند وقوع قیامت. برخی از سنن مشروط است: اگر انسان غذای سمی خورد، میمیرد و برخی سنن دیگر انعطاف بیشتری دارد و اراده انسان در کیفیت و چگونگی وقوعش بیشتر دخیل است، اما به هر حال سنت الهی منعطف هم در بلند مدت تغییر نمیکند. همینجا و در همین گونه سوم است که ابتلائات و آزمایشهای بزرگ بشر رقم میخورد، مانند سنت ازدواج زن و مرد.
ازدواج زن و مرد که بر قاعده زوجیت استوار است، از آن قواعد و سنن دسته سوم است. بنیان و زیربنای چیزی است که در عصر ما خانواده نام دارد و در اعصار دیگر شاید چیزی دیگر. نقطه آغاز تشکیل چیزی است که در قانون اساسی جمهوری اسلامی سلول جامعه نام دارد و در قانون اساسی نظامی دیگر، شاید چیز دیگری نام داشته باشد. ازدواج و قاعده زوجیت مذکر و مونث، آن پیوند بنیادین در همه نظامات اجتماعی است که چه منجر به تولیدمثل بشود، چه نشود، قوامش پابرجاست و حکمتش عقلپسند و نتایجش موجب سعادت هر دو جنس.
این چنین است که وقتی ما بدون زمانشناسی به جای بزرگداشت و تکریم و تعظیم سنن الهی و قواعد بازی در جهان آفرینش مناسبتهایی اقتضائی را در هر شرایطی بیشتر ارج مینهیم، دچار آسیبهای اجتماعی میشویم و از زوجیتهای ساختگی و ازدواجهای متنوع مصنوعی دور از طبیعت بشر سر در میآوریم. ازدواج رسمی همجنسها، ازدواجهای سفید و بی ثبات، ازدواجهای غیابی و خانوادههای مجازی و تولد هزار و یک نوع ازدواج دیگر بشر را از مسیر سعادت دور و زیربنای جامعه را متزلزل میکند و حاصل ارادهورزی انسان خارج از مدار آفرینش است. (دقت داریم که انعطاف این سنن و امکان ارادهورزی انسان خلاف آن، از اراده خدا خارج نیست)
در زمانه حاضر موجهای کمتوان و بعضا غیردقیقی برای حمایت از خانواده شکل گرفته که گرچه به درستی در برابر انحرافها و آسیبها این موجهای شکل گرفته، اما زمانه میطلبد که مدتی به جای تمسک به مفهوم خانواده، ازدواج و زوجیت را پاس بداریم و ارج نهیم و دست از کوبیدن بر طبل کمصدا و بَم و گُنگ مفهوم خانواده برداریم.
مفهوم خانواده چنان با انحرافها و بدعتها و مصنوعات دور از طبیعت انسان آمیخته شده که گره گشای مشکلات امروز نیست، آن مفهوم کلیدی راهگشا زوجیت است و پس از آن بازتعریف و احیای مفهوم خانواده در این سنت فکری.
اخیراََ آفت و آسیب جدیدی در کمین توجه به قواعد هستی و سنن الهی مثل قاعده زوجیت هست و آن همان آسیب و آفت تکراری و همیشگی است، یعنی شرک.
ما اگر در نظام توحیدی عالم و هستی را نگاه میکنیم، تحلیل میکنیم، تعظیم میکنیم و شعائر میسازیم، نباید غافل بشیم که سنتگذار خداست و این سنتها بر اراده خدا حاکم نیست.
نتیجه غفلت از این نگاه توحیدی، این است که برخی قاعده زوجیت و مصداق آن ازجمله ازدواج را شریک قدرت الهی قرار میدهند. این گروه نمیتوانند نمونههای تاریخی برجسته و الگو مانند حضرت معصومه و تجرد آنان را تحلیل کنند و به تبصره استثنا بودن ایشان پناه میبرند. این گروه همچنین در تحلیل حضرت مریم و تولد حضرت عیسی اگر به کفر و شرک مبتلا نشوند، حتما زبانشان کوتاه میشود و معجزه را گونهای استثنا در هستی تفسیر میکنند. در حالی اهل دقت در واژهها میدانند معجزه پیامبران هم از قواعد هستی و سنن الهی خارج نیست، اما انسان معمولی از انجام آن عاجز است.
بنابراین، ما ضمن ارج نهادن به هفته ازدواج به عنوان سنتی برای سعادت انسان در هستی، این قاعده مهم هستی را شریکی برای قدرت خدا قرار نمی دهیم و برای همه افراد نسخه واحد نمیگیریم. الآن دیگر زمانهای است که ما باید این قدرت را داشته باشیم که قواعدی که عمومیت دارد به رسمیت بشناسیم، اما دچار کلیشه و شرک نشویم. بنابراین، ضمن به رسمیت شناختن قاعده فراگیر و عمومی زوجیت، این قاعده را خارج از اراده خدا نمیدانیم و دچار کلیشهسازی برای سعادت انسان نمیشویم.


